محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

اون اصلا شبیه من نبود

آهنگ اصلا یادم نبود عشقم آدم نبود - رضا شیری
اصلا یادم نبود عشق من آدم نبود قلب من با اون بود اما حیف اون دلش با من نبود
چرا اینجور سرنوشت واسه من با غم نو.نسیم کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
اصلا یادم نبود عشق من آدم نبود قلب من با اون بود اما حیف اون دلش با من نبود
چرا اینجور سر نوشت واسه من با غم نوشت روزای من جهنمو شب و روز اون بهشت
قشنگ حال.نسیم کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
دانلود اهنگ اون اصلا شبيه من نبود نه : دانلود آهنگ امیر تتلو به نام هع (هه) دانلود جدیدترین اهنگ از امیر تتلو با نام اون اصلا شبيه من نبود با لینک مستقیم کیفیت 320. New Music Of Amir tataloo called on aslan shabihe man nabod with .دانلود آهنگ امیر تتلو به نام هع (هه) - تیلار موزیک دانلود آهنگ فارسی امیر تتلو به نام هع (هه),Download ,اون اصلا شبيه من نبود ! نه شبا موهاتو ناز میکرد ! نه واسه تو دری باز میکرد ! اون فقط نقشِ من و .دانلود آهنگ امیرتتلو بنام هه - ام اس بی موزیک- متن
کاشکی، وقت را شتاب نبودفصل رحلت در این کتاب نبودکاش، در بحر بیکران جهاننام طوفان و انقلاب نبودمرغکان میپراند این گنجشکگر که همسایهٔ عقاب نبودما ندیدیم و راه کج رفتیمور نه در راه، پیچ و تاب نبوداینکه خواندیم شمع، نور نداشتاینکه در کوزه بود، آب نبودهر چه کردیم ماه و سال، حسابکار ایام را حساب نبودغیر مردار، طعمه‌ای نشناختطوطی چرخ، جز غراب نبودره دل زد زمانه، این یهمچو یدن ثیاب نبودچو تهی گشت، پر نشد دیگرخم هستی، خم شراب نبودخانهٔ خو
کسی شبيه تو (( چون ماه )) که بیاید هر بنی بشری اسیر جزرو مد می شود !!اصلا قفل می شود نگاه آدم در چشمهایت از آن قفل هایی که کلید ندارد ها !!اصلا آدم دلش می خواهد ((یک جرعه از باده ی احساست بنوشد و خودش را به زینت مستی بیاراید ))اصلا آدم دلش می خواهد بدون استخاره در اعتماد تو قدم بزند !!اصلا چکار داری !؟آدم دلش می خواهد تو را روی چشم هایش بگذارد تا کور شود چشم حسودان !!ولال شود زبان بدخواهان !!
دانلود آهنگ جدید اصلا یادم نبود از رضا شیری با بهترین کیفیت + پخش آنلایناصلا یادم نبود عشق من آدم نبود قلب من با اون بود اما حیف اون دلش با من نبودچرا اینجور سرنوشت واسه من با غم نوشت روزای من جهنم و شب و روزم بهشتقشنگ حالم بده عشقم نیومده اونی که باید بیادش نیست آخ چه بارونی زدهقشنگ حالم بده عشقم نیومده اونی که باید بیادش نیست چه بارونی زدهReza Shiri – Aslan Yadam Naboodدانلود آهنگ رضا شیری به نام اصلا یادم نبود با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
خب خب خب! باورم نمیشه اصلا سال ۹۷ پست نذاشتم و از آخرین پستم بیشتر از یه سال میگذره!انگار همین دیروز بود ک تو برف گیر کرده بودمسال ۹۷ رو بخوام کلی بگم میتونم بگم زیاد سال خوبی نبود برام. یعنی سال خوبی برای خودم نساختم. از اخرای بهمن ۹۶ رفتم سرکار. کاری که به رشتم مربوط نبود و دوسش نداشتم و هرلحظش برام عذاب بود. ولی خب الان هم راه افتادم تو کارم هم عادت کردم به شرایط. دیگه اینکه با ادمایی اشنا شدم و وقتمو صرفشون کردم که اصلا ارزش نداشتن اصلاااا
دانلود مداحی محمود کریمی حجت داوری نبود اگر نبود حسین
شب سوم محرم ۱۳۹۷هیئت رایة العباسنوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیالحمد لله الذی خلق الحسینحجت داوری نبود اگر نبود حسیناحمد و حیدری نبود اگر نبود حسینهیچ پیمبری نبود اگر نبود حسینجنت و کوثری نبود اگر نبود حسیندین خدا نبود اگر نبود حسینشرم حیا نبود اگر نبود حسینسعی و صفا نبود اگر نبود حسینحج و منا نبود اگر نبود حسینالحمد لله الذی خلق الحسینستون آسمان نبودقبله عاشق
دانلود رایگان فیلم شاید عشق نبود, تماشای آنلاین فیلم شاید عشق نبود, دانلود نیم بها فیلم شاید عشق نبود, Shayad Eshgh Nabood, دانلود فیلم ایرانی شاید عشق نبودنارون دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
انگاری خودش نبود نه نبود اون دختر شیطون نبود اون دختر مغرور نبود من فقط میدونم وقتی بهم میگه حالم بیشتر از همیشه خرابه و حالا باید چیکار کنم یعنی هیچ انتخابی براش نمونده هیچ کی اینقد ازش غافل شدم چرا اون روزا کنارش نبودم  چرا دستشو ول کردم و هزارتا چرا دیگه
۱۶۴- لایق صحبت خشتگان را چو طلب باشد و قوت نبود   گرتو بیداد کنی شرط مروت نبود ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی     آنچه در مذهب اصحاب طریقت نبود خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق       تیره آن دل که درو شمع محبت نبود دلت … لایق صحبت – خـستگان را چـو طلـب باشد وقوت نبود – غزل ۱۹۹ – ۱۶۴منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
گرونی رو جهاد دانشگاهیم تاثیر گذاشته کارنامه جنس کاغذش مثل قبل نبود رنگی ام نبوددر این حدکی باورش میشه از صنعتیا و اصولا اینقدر راحت سوال بدن ینی اصلا حلیات نداشت   ثبت ساده تعریفای کلیچی بگم والا ریاضیات معادله خط اینا امار سوالای حفظیینی طراح سوال عوض شده ب احتمال ۱۰۰درصددیگه من درحد توان زدمهرچند میشد بهتر خوند و بهتر زد
بارها و بارها اینروزها به سرم زده گوشی رو بردارم و زنگ بزنم، یا پیامی چیزی تو تلگرام یا واتساپ، یا حتی ایمیل، اما یه ندایی از درونم منو از این کار پشیمون کرده. از طرف دیگه هم ندایی همیشگی باز از همون درون، منو تحت فشار گذاشته تا این کار رو بکنم.واقعا نمیدونم این کهر درستی هست یا نه. اصلا کار درست دونستنی ه؟!! اصلا مغز و فکر به درد میخوره؟ یا باید با دل برم جلو؟!راستی، چقدر زود شدم ۳۸ ساله!چیزی نمونده به چهل.امسال، با وجود اینکه دوستان و خان
وقتی حالم خوش نبود و کنارم نبود اشتباه کردم و با آدم‌هایی که اطرافمون بودند حرف زدم و بدون استثنا همشون گفتند اون آدم منفیه. اما بعد از چندین و چند جلسه مشاوره و صحبت‌های روانشناسم حرف هیچ کدوم از اون آدم‌ها رو باور نمی‌کنم. اون آدم منفی نبود. فقط بلد نبود. نه فقط بلد نبود حتی تلاشش رو هم بهم نشون نداد.خودم به تنهایی رنج رو نمی‌تونم از قلبم پاک کنم و شاید هر بار به یاد کودکِ معصومی که در وجودم بود بیفتم بغضم بشکنه چون من تجربه‌ی اول و متفاوت
بعد چهار ماه می نویسم. یادم به اینجا بود ولی حرفی که باید تو این وب بنویسم، اصلا نبود!!امیدوارم به رحمت خدا و میدونم بخواد، میشه ولی دلم خیلی ناراحته، همینکسی اینجا رو میخونه؟ یا آمارگیر بلاگ اسکای خرابه!به امید خبر خوش در زمستان ۹۷
پارسال می خواستم پسرک رو بذارم مدرسه ای توی لواسون. دلیلش هم این بود که تعریف ازش زیاد شنیده بودم و به نظرم به اون چیزی که برای من ایده آله نزدیک بود.علاوه بر اون آب و هوای خوشش و همجواری مدرسه با یه رودخونه و . انگیزه ام رو قویتر می کرد.پسرک تست داد و قبول هم شد. ولی گفتن با توجه به جثه اش و سنش سال بعد( یعنی امسال) ببریمش برای تست. البته برای اول نه. بلکه برای پیش دبستانی. با همه این تفاسیر متین از اول به اون مدرسه راضی نبود. با اینکه مسیر مدرسه
۲۳۰- من دیوانه قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود     ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها می کردم         هیچ لایق ترم از حلقه زنجیر نبود یارب این آینه حسن چه جوهر دارد         که درو آه … من دیوانه – قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود – غزل ۲۰۹ – ۲۳۰منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
.
عید رو به نگار تبریک نگفته بودم. حال نداشتم. در واقع کلا عید رو فقط به دو نفر تبریک گفتم. روانکاوم و استادم. به هیچکس دیگه‌ای هیچ پیامی نفرستادم. اصلا حوصله‌ش نبود. نگار هم عید رو به من تبریک نگفت تا همین دیروز که بهم پیام داد. اونم حالشو نداشت. اونم به هیچکس تبریک نگفته بود. گفتم حال نداشتم به کسی تبریک بگم. گفت خری دیگه، دقیقا عین من :))) اصولا دوست‌ها همینن احتمالا. عین همن. خوبی دوست درست داشتن اینه که میشه عید رو تبریک نگفت و مطمئن بود که نارا
وقتی غم توی دلم سنگینی می‌کرد و کنارم نبود اشتباه کردم و با آدم‌هایی که اطرافمون بودند حرف زدم و بدون استثنا همشون گفتند اون منفیه. اما بعد از چندین و چند جلسه مشاوره و صحبت‌های روانشناسم حرف هیچ کدوم از اون آدم‌ها رو باور نمی‌کنم. اون آدم منفی نبود. فقط بلد نبود. نه فقط بلد نبود حتی تلاشش رو هم بهم نشون نداد.هر بار به یاد کودکِ معصومی که در وجودم بود می‌افتم بغضم می‌شکنه چون من تجربه‌ی اول و متفاوت و بکری برای طرف مقابلم بودم و قطعا این حق
قوری چینی پر تفاله ا ی را میبینم که از سوت کتری گوش هایش کر شده است اما نه انقدر که صدای جوشش تفاله های ترسش را نشنود.دیواره های قوری  از هم نشینی زیاد تفاله ها کدر شده بودند .خیلی کدر.مثل طعم کرم در دهان ماهی هایی که نمی دانند با خوردنش میمیرند.همانقدر مبهم.قوری تفاله های ترسش را پس می زد و گوشش فقط از صدای سوت کتری کر شده بود. فقط.هرچند ضرورتی هم نبود.مرد هم تبدیل به چای شده بود و بین چای مانده و تازه برایش تفاوتی نبود و از خستگی زیاد(ویرگول) م
اگر جنگ نبودتو را به خانه ام دعوت میکردمو میگفتمبه کشورم خوش آمدیچای بنوش خسته ایبرایت اتاقی از گل میساختمو شاید تو را در آغوش میفشردماگر جنگ نبودتمام مین های سر راه را گل میکاشتمتا کشورم زیباتر به چشمانت بیایداگر جنگ نبودمرز را نیمکتی میگذاشتمکمی کنار هم به گفتگو مینشستیمو خارج از محدوده دید تک تیر اندازان گلی بدرقه راهت میکردماگر جنگ نبود تو را به کافه های کشورم میبردمو شاید دو پیک را به سلامتیت مینوشیدمو مجبور نبودم ماشه ای را بکشمکه
متن آهنگ زیبای اصلا میشه از میلاد بابایی
مگه اصلا میشه همیشه حواسش نباشه بهت؟!
مگه اصلا میشه همیشه نکوبه براش دلت؟!
مگه اصلا حالت کنار کسی غیر اون خوشه؟!
.سورا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
امروز رفتیم یه تئاتری که تابحال تو تهران ندیده بودم. تئاتر مستقل یا یه همچین چیزی. اسم تئاتر بود "اجازه دارم جیغ بکشم؟!!" ولی به نظر من اصلا نیازی به جیغ کشیدن نبود. نمیدونم. من درست نفهمیدم که چرا آدمهای تئاتر با هم اونجوری رفتار میکردند. من اصلا تا بحال با کسی اونجوری رفتار نکردم. من اتفاقا رفتارم خیلی هم خوبه یه دختر تپله هم بود توی تئاتر که کلا همش مضطرب بود خب ما الان باید چه فکری بکنیم؟ چرا هیچی خوب نبود توی این تئاتره؟ این فکر می
چه حال خوبی داره دلم وقتی نگات رو به منهچشای تو معنی همه ی خوابای خوب منهکی فکرشو میکرد عزیزم همه چی یهو رو به راه شهمن عاشق شدم عاشق اون که بود و نبود دلم تو نگاشهچشات شاه کلیدن اجازه به قلبم نمیدن که وا باشه رو هرکسی اصلاتازه دیدم دارم دل به چه ماهی میدم به داد دلم میرسیچشات شاه کلیدن اجازه به قلبم نمیدن که وا باشه رو هرکسی اصلاتازه دیدم دارم دل به چه ماهی میدم به داد دلم میرسیپا بده به دستت میارم رو غرورمم پا میذارمهر دفعه میام میبینمت دلمو
من همیشه از پدر و مادرم متنفر بودم و هستم. مامان همه همکارام حداقل روزی ۱ بار زنگ میزنن و احوال بچه شون رو میپرسن ولی من برای پدر و مادرم اصلا مهم نیستم. گاهی فکر میکنم چون من شبيه به عمه ام هستم و مامانم همه عمرش از عمه ام متنفر بود و با عمه ام‌در رقابت بود، از من متنفره. مادر من همه عمرش در رقابت به عمه ام بود که زن داییم هم بود. حتی وقتی اون بچه سومش رو بدنیا اورد پدر و مادر منم تصمیم گرفتن بچه سومشون رو بدنیا بیارن که از اونا عقب نمونن.دایی و
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود، گر تو بیداد کنی شرط ِ مروت نبود، ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی، آنچه در مذهب ِ ارباب ِ طریقت نبود، خیره آن دیده که آب.ملینا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
پنجشنبه که رفتم دیدم که واقعا حالش خوب نبود. اصلا  خوب نبود. بی حال و مریض.کلاس هنرجومو برگزار کردم و منتظر نشستم تا نوبتم شه. خیلی شلوغ بود و تعداد زیادی بیرون منتظر نشسته بودن. طبق معمول حد.یث هم بود.بعد از کلی که رفتم تو به جای من اون خیلی احوالپرسی کرد جوری که مونده بودم چی بگم و تا من جواب کوتاهی دادم شروع کرد از خودش گفتن که با دوستش بیرون بوده و دو ساعتی تو ماشین بودن و بعد فهمیده دوستش سرما خورده که دیگه دیر شده بوده. با خنده هم
ما که انتقام تو کارمون نبود اما خب یک چیزایی دل آدمو به قل قل میاندازهطاقت ط/ت آق میشهوقتی کم طاقت میشی آدما هم سیخونک زدنشون بیشتر میشه انگارانگار رک و راست دیگه برات فرق نکنه چی میشه و چی نمیشهبرگردی بگی د خفه شو دیگه عزیززززیا اصلا بدترش فکر کنی یک دست کتک حسابی طلب توئه که تا ته خالی شیتو فیلم در پناه تو اون پسر دیلاق دختر و بدجور چزوندیادمه هعی صبر کردندختره هعی زد و رد شنیدهعی ترک ورداشت اما یک قسمت بابای دختره همچین رفت له و لور
با سلامدیشب از درد دندان اصلا نتوانستم بخوابم دو تا دندانم ماه پش پر کردم دکتر میگفت احتیاج به عصب کشی ندارند ولی انگار عصب نابود احتیاج ضورری دارند دیشب داشتم نابود میشد م از درد واقعا .چند روز مرخصی بودم مجدد ا برگشت .مرخصی زیاد جالبی نبود نشد خوب بخوابم
???? نام کتاب: یکی بود یکی نبود
 
???? نویسنده: مرجان فریدی
 
???? ژانر: #رمان_ایرانی #عاشقانه
 
???? خلاصه:
اول هر قصه ای با یکی بود یکی نبود شروع میشه پس ما هم همین طوری شروع می کنیم با هم
یکی بود یکی نبود .
ماجرای زندگی من از این قرار بود یکی بود و اون یکی نبود ولی این زندگی حق من نبود نمی دونم سرنوشت بعد این ده سال شوم می خواد باهام چه بازی کنه ولی اگه قراره دوباره نامردی کنه و جر بزنه بدونه که اگه لازم باشه سرنوشتمو عوضش می کنم.کتابز
احتیاج دارم به یهخوشحالی از ته دلبه خندیدن بدون مکثبدون مصرف جنسبه نوره بیرون این دیوار این روزا احتیاج دارمبه قبلنام و دیوونه بازیام به همکلاسیام احتیاج دارماحتیاج دارم بگی حق نداری بری وایسا با هم بریمبگی مراقب باشم موقع رانندگی قرض اگه ازت خواستم راحت بدیاحتیاج دارم به تو به گفتن از حالم به توانقد دسته گل آب بدیم بگن نه تو آدم بشویی نه من آدم بشواحتیاج دارم بریمیه ماه شمال باشیم بعد از جنوب درایماصلا احتیاج دارم دیگه بریم نیایمیه چند م
+بابا از فردا نمایشگاه کتاب شروع میشه.- عه جدی؟ راس میگی اصلا یادم نبود.اردیبهشته+ میخوام برم- با بچه ها؟+با بچه ها-خوش بگذره.فردا بعد مدرسه میری؟+ آره احتمالا. خوش میگذره به نظرتون؟- نمیگذره؟+ میگذره؟- +- خیله خب هر کتابی میخوای بگیری قیمتشو دربیار همونقد بدم بهت.+ بابا اذیت نکنید دیگه اینجوری که خوش نمیگذره منکه همه رو نمی دونم یه کم بدید هرچی خریدم زیادبشو بر میگردونم- آها یعنی تو پول زیادم میاری؟!! نه قرارمون این نبود+ چرا خب خودتون گفتید ه
حجب و حیاش جلوی ابراز احساسش رو می گیرهحتی تو پیامک و ارسال ایموجی. سعی می کنه رسمی باشه. بالاخره رییس دو مرحله بالاترش هستم و شرایط ایجاب می کنه حد و حدود رو حفظ کنه.ولی حس می کنم که اونم بی تفاوت نیست.تو تعاملانش با خودم از اسم کوچیک استفاده نمی کنه ولی تو تعاملاتش با نفیسه فهمیدم چرا. با اسم کوچیک صدا می زنه و خیلی برام خوش ایند بود و مطمین شدم باز حفظ ادب بین مدیر و زیرمجموعه هست که داره حفظ می کنه.ناخدا یاد علی جهانیان هم می افتم من در طول زن
دلشو شکستم . میخواست اونطوری برخورد نکنه + زیاده روی کردی .نه خیرم +نکنه راست بگه . راستم بگه اصلا به درک + واقعا؟؟ . نمیدونم +تقصیر ما بود؟؟ چرا همش ما باید گردن بگیدیم و منت بکشیم یه بارم اون . +ای بابا . پووووف +چیزی تو دلش نیس. مطمفنی؟ +نه.هوووف
ای بابا -چته؟ +حقش نبود -بود +نبود -بود +بحث نکن با من - اه روانی +اخه منم حق دارم دلخور شم -خیلی زود رنجه +اوهوم -اینطوری خوب نیست خودش اسیب میبینه + باید مراعات میکردی -یه بارم اون مراعات کنه +who? -اون +
فکر کنم هممون یه وبلاگایی رو گم کردیم که هنوز یادشون میفتیم دوست داریم دوباره پیداشون میکردیم و میخوندیمشون. مال من 2 تا وبلاگ هست. یکیش وبلاگ یه نفر به اسم آنا بود که نقاش خوبی هم بود. اول جای یه خانوم متاهل که همسرش پزشک بود و یه پسربچه ی کوچیک داشت مینوشت و بعدا جای هر کسی. حتی موش توی آشپزخونه! مهم نبود اون خانوم متاهلی که به جاش مینوشت نبود یا مجرد بود یا شاید هم نبود یا حتی اسمش آنا نبود و فاطمه بود و شاید فاطمه هم نبود! خیل
سخت تر از همه اینه که بخوای روحیه ت رو حفظ کنی  اونم توی خونه ای همه ش حالتو میگیرنتوی خونه ای که  هیجی  و  هیشکی بهت امید نمیده و فقط حالتو بد میکنهاین میشه که پناه می بری به مجازی  وبلاگ و تلگرام و این چیزا . که اگه کنترلش نکنی و معتادش بشی و همه زندگیت بشه اون کم کم خودتو کثافتی که توشی و هدفایی که باید داشته باشی رو یادت میبره . البته وبلاگ با تلگزام خیلی فرق میکنه واین ویزگی بیشتر مخصوص  تلگرام و اینستاگرامهامروز
دو روزه از تولدم میگذرهامسال جای اینکه خوشحال باشم ناراحت بودم واسه اینکه ۲۵ سالم تموم شد و من رسما هیچ کار مهمی تو زندگیم نکردم .اصلا از این قضیه راضی نیستموقتی تقریبا ۱۳ ۱۴ سالم بود فکر میکردم ۲۵ سالگی دیگه سن خیلی مهمیه و من خیلییییی بزرگ شدم و کلی کارای مهم کردم تو زندگی.الان که به ۱۳ ۱۴ سالگیم فکر میکنم میفهمم اصلا هم بزرگ نشدم.هنوز خیلیییییی چیزا هست که باید یاد بگیرمالان به این فکر میکنم که همون موقع که ۱۳ ۱۴ سالم بود مفید تر
فکر کنم هممون یه وبلاگایی رو گم کردیم که هنوز یادشون میفتیم دوست داریم دوباره پیداشون میکردیم و میخوندیمشون. مال من 2 تا وبلاگ هست. یکیش وبلاگ یه نفر به اسم آنا بود که نقاش خوبی هم بود. اول جای یه خانوم متاهل که همسرش پزشک بود و یه پسربچه ی کوچیک داشت مینوشت و بعدا جای هر کسی. حتی موش توی آشپزخونه! مهم نبود اون خانوم متاهلی که به جاش مینوشت نبود یا مجرد بود یا شاید هم نبود یا حتی اسمش آنا نبود و فاطمه بود و شاید فاطمه هم نبود! خیل
اینقدر دلم گریه میخواست که نگو اینقدر دلم خالی شدن میخواست  که نگو اینقدر که دیگه ب هیچ کس و هیچ چیز فکر نکرد .حالم اصلا خوب نبود اما میخوام خوب باشم .زندگی هیچ وقت رنگ قشنگش رو نشون نداد هروقتم داد زد تو ذوقم !! زندگی میکنم با همه بدیهاش با همه ناراحتیاش ! سخته ولی بخشید .
پسرم دو سال و یک ماهش شده.خیلی نگرانشم.فعلا که حرف نمیزنه.از خیلی از محیط ها فراری هسترمثل پارک و  وسایل بازی .با بچه ها ارتباط برقرار نمی کنهخدایا نکنه مشکل داشته باشهاین اصلا عدالت نیست خدا.  دوست ندارم امتحان هم باشه چون حتما مردودم خسته شدم از امتحاناتت. ام اس برام بس نبود دیگه چکار به بچه ام داری.خدایی که عدالتش اینه رو نمی خوام
همین خیابون نبود. گفتیم سیب و عکس انداختیم. به دوربین نگاه نکردم. تو عکس سیب نبود. کی میدونست که بعده ها باید اون عکس پاک میشد؟ کی میدونه کودوم عکس، کودوم لحظه، کودوم شخص، کودوم خاطره، کودوم خیابون قراره، بهتره فراموش شه؟ کی میدونه؟ کسی نمیدونست. ما فقط سیب خواستیم. خندیدیم. سیب نموند. سیب نبود. همین خیابون بود!؟
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی