محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

امی طلعت منتاکه

۲۰۰- پیش تو روشنی طلعت تو ماه ندارد           پیش تو گل رونق گیاه ندارد گوشه ابروی توست منزل جانم         خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری   جانب هیچ آشنا نگاه ندارد رطل گرانم ده ای مرید خرابات … پیش تو – روشنی طلعت تو ماه ندارد – غزل ۱۲۷ – ۲۰۰منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
جزوه ادبیات استاد طلعت کاویان پور دانشگاه شریف فرمت فایل دانلودی: .pdfفرمت فایل اصلی: تعداد صفحات: 29حجم فایل: 2287قیمت: 1000 تومانبخشی از متن:جزوه ادبیات این ترم استاد طلعت کاویان پور دانشگاه شریففایل pdf بابهترین کیفیتپرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.
ویژگی محرم های دیارمعرفت در اینست که مَردمانش بشدت خواهان استفاده
ازاشعارقرآنی و مستند به تاریخ مرحوم سیدعبدالوهاب قرشی متخلص به صفایی
می باشند.نکس وان کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
۶۱- پرده دارحریم دل سرا پرده محبت اوست   دیده آیینه دار طلعت اوست من که سر درنیاورم به دو گردنم زیر بار منت اوست تووطوبی و ماو قامت یار     فکر هرکس به قدر همت اوست گرمنآوده دامنم چه زیان     همه عالم گواه عصمت اوست منکه باشم درآن حرم که صبا … پرده دارحریم – دل سراپرده محبت اوست – غزل ۵۶منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
۷۴- طالع همایونست ز گریه مردم چشمم نشسته درخون است ببین که درطلبت حال مردمان چون است به یاد لعل تو بی چشم مست میگونت       زجام غم می لعلی که می خورم خون است زمشرق سروی آفتاب طلعت تو   اگر طلوع کند طالعم همایوناست حکایت لب شیرین کلام فرهادست     … طالع همایونست – ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است – غزل ۵۴منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
۲۱۶- خم ابرو شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد       بنده طلعت او باش که آنی دارد شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی       خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب     که به اميد تو خوش … خم ابرو – شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد – غزل ۱۲۵ – ۲۱۶منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
طوبا خانم که فوت کرد، همه» گفتند چهلم نشده حسین آقا می‌رود یک زن دیگر می‌گیرد.
سه ماه گذشت و حسین آقا به جای اینکه برود یک زن دیگر بگیرد، هر پنجشنبه می‌رفت سر خاک.
ماه چهارم خواهرش آستین زد بالا که داداش تنهاست و خواهر برادرها سرگرم زندگی خودشان هستند، خیلی نمی‌رسند که به او برسند.
طلعت خانم را نشان کرد و توی یک مهمانی نشان حسین آقا داد.
حسین آقا که برآشفت، همه» گفتند یکی دیگر که بیاید جای خالی زنش پُر
می‌شود. حسین آقا داد زد جای خالی زنم
انا صیدلی فیوم دخلی بنت لا تتدعی 19 سنه مع امها قالتلی لو سمحت یا دكتور عاوزه اخد حقنه قولتلها للاسف مفیش بنات بتدی قالتلی مش حضرتك بتدی انا اتصدمت من الجراءه اللی هی فیها قولتلها بدّی اه طلعت الحقنه من معاها وكانت حقنه فیتامين دی كانت الصدمه الصدمه التانیه بالنسبالی لانها مش مضطره لیها یعنی المهم حضرت الحقنه وقولتلها ادخلی دخلت وانا دخلت وراها هی مش ملیانه بس جسمها ذی لما الكتاب بیقول بیضه مش تخینه بس بزازها كبیره طیزها متوسطه انا دخلت لق
انا محمد عندی 22 سنه هحكی قصتی مع جارتی المطلقهجارتی دی حاجه ولا ف الخیال جسم مثالی جدا ومشدود علیها جوز بزاز وطیز تهیج ای حد كنت كل م اشوفها كنت افضل ابص علیها وزبی یقف ف البنطلون وهیا كانت بتاخد بالها والاقیها مركزه اووی لحد م جیت ف یوم لقیتها بتنادی علیا بتقولی تعالا عاوزه ابعتك مشوار ف انا طلعتلها وهیا قاعده لوحدها ف البیت قالتلی ادخل دخلت قامت قافله باب الشقه ودخلت أوضة النوم وانا فضلت قاعد مستنیها بعد عشر دقایق طلعتلی بس ایه بقی طالعه
انا محمد عندی 22 سنه هحكی قصتی مع جارتی المطلقهجارتی دی حاجه ولا ف الخیال جسم مثالی جدا ومشدود علیها جوز بزاز وطیز تهیج ای حد كنت كل م اشوفها كنت افضل ابص علیها وزبی یقف ف البنطلون وهیا كانت بتاخد بالها والاقیها مركزه اووی لحد م جیت ف یوم لقیتها بتنادی علیا بتقولی تعالا عاوزه ابعتك مشوار ف انا طلعتلها وهیا قاعده لوحدها ف البیت قالتلی ادخل دخلت قامت قافله باب الشقه ودخلت أوضة النوم وانا فضلت قاعد مستنیها بعد عشر دقایق طلعتلی بس ایه بقی طالعه
مساء الخیر على الجمیع ، ساعات بتجبرك الظروف ویاخدك الوقت لحاجه مش فى الحسبان من 3 ایام مارست الجنس مع بنت خالتى حالة غریبه وفریده ومش متخطط لها خالص ودى متعتها ندخل بالموضوعبنت خالتى ارمله ومعاها 3 اولاد صغار فى مدار ابتدائى انا متزوج اتنین ومبسوط معاهم المهم بنت خالتى دى جسمها مظبوط وابیض حاجه زى ایتن عامر كده المهم الیوم اللى حصل فى العلاقه دى جه فجأه اتصلت بیا بالیل اعدى اخد العیال اودیهم المدرسه الصبح واشوف المدیر عاوز ولى الامر لیه ا
ای خاک تو تاج سربلندانمجنون تو عقل هوشمندانمحجوب تو را نهار لیلیمکشوف تو را سها سهیلیخورشید ز توست روشنی گیربی روشنی تو چشمه قیربر چشمه قیر اگر بتابیگیرد فلکش به آفتابیای دست مقربان آگاهاز دامن عزت تو کوتاهدر راه تو عقل فکرت اندیشصد سال اگر قدم نهد پیشناآمده از تو رهنماییدور است که ره برد به جاییهر رو که در آشنایی توستاز پرتو رهنمایی توستای هستی بخش هر چه هست استکس بی تو ز نیستی نرسته ستفرمان تو را درازدستیبر عالم نیستی و هستیخود را ز تو ن
 البشارت که عیان مهر فروزان آمد        ظاهر از پرده ی عصمت رخ جانان آمداا


سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ی دین    روشن از نور رخش عالم امکان آمد

دختر ختم رسل هادی کل ،شاه سبل    از پسرده عیان چون مه کنعان آمد

دسته دسته ملک از عالم بالا بزمین         بهر دیدار رخش خرم وخندان آمد

عزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا     سوی زهرا زجنان حوری وغلمان آمد

ساره وآسیه ومریم وکلثوم زبهشت&nb
دانلود مداحی حسین سیب سرخی دل تنگم مست و مجنون
مراسم عزادارى ایام فاطمیهشنبه 14 دی 1398هیأت روضه العباسنوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدل تنگم مست و مجنونزیر نور طلعت زینببه خدا که آبرو دارم به دعای حضرت زینبم تو روضه و همیشه در تاب و تبممفتخرم که عمریه منم غلام زینبمبا امضای اربابممیمیرم برات آخرخیلی با تو مانوسمچی دیگه از این بهترای جانم بی بی زینبمتو که حال خسته مو دیدیتو نگفته حاجتو میدیبدم اما مهربونی کنبگو
صحیت من النوم و زی ای یوم بصحی فیه متعود مفیش حد فی البیت كلهم فی الشغل و هیرجعوا ع العصر انتِ مین ؟انا سمیهبتعملی ای هناانا الشغالهتمام. الو انت صحیت مین البنت الی فی البیت دی دی شغاله مش انتو عارفین انی نایم ازای تخلوها تكون فی البیت و انا نایم . خلاص مجراش حاجه . طیب سلام.دخلت اخد دش انا طالع ب الفوطه ع وسطی اووف ازای انسا حاجه زی دی سمیه برا عملت نفسی عبیط و خرجت جسمی عادی (بس الی هو بلعب فی البیت ك حفاظ ع جسمی) انا اسف نسیت انك فی الب
خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم.
مطلبی که خواهید خواند نوشته ای است از «سید مرتضی آوینی» پس از دیدار هنرمندان حوزه هنری با رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله ‌ای، در آبان‌ماه 1368 نگارش یافته و در شماره آذرماه 1368 ماهنامه‌ «سوره» به چاپ رسیده است.
«دیدیم که می شناسیمش ……و تصویرش را از پیش در خاطر داشته ایم. دیدی
طرح درس عربی سوم راهنمایی
فرمت فایل: ورد قابل ویرایش
تعداد صفحه1
طرح درس عربی سوم راهنماییکاملترین فایل با فرمت ورد و با کیفیت عالی توسط دبیران فایل ارایه گردیده است.طرح درس عربی سوم راهنمایی
قسمتی از متن طرح درس عربی سوم راهنمایی:
 


 
مشخصات کلّی

    نام درس : عربی   موضوع درس : فعل امر (درس پنجم)                 مدت جلسه : 80 دقیقه
تعداد دانش آموزان : 25      کلاس و مقطع
دا حسابی أنا ومراتی بندخل علیهو بقالی سنتین تقریبا مشترك فی جروب لتبادل اوجات واتقابلنا تقریبا 8 مرات قبل كدهكنا بنبقی 3 أو 4 كاب على حسب اللی ظروفهم تسمحوعلشان محدش یزعل كنا بنعمل بوله فیها أسماء اوجات التانیین غیر مراتك طبعا( و إلا تبقی نحس قوی لو طلعت لك مراتك برضو )وكل واحد فینا یختار ورقه – طب مین یختار الأول ومین الأخیر كنا بنخلی مرات كل واحد فینا تسحب رقم ونمشی على الترتیب اللی یطلع وأنت وحظك بقی
أرخم موقف حصل لواح فینا كان ل
انا مروه عندی 20 سنه و مش مهم من فین
المهم انی من صعری و انا جسمی فایر و بزازی كبرت بسرعه و فخادی ادورت و طیزی اترفعت لدرجة ان صاحباتی البنات كانوا بیستغربوا منی و بیحبوا یلمسونی و یحسسوا علیا و یمكن دا اللی خلانی على طول هایجة و ابص على جسمی ف المرایه و اسخن و العب ف كسی لحد ما یتهری . انا بیضا خالص و حلماتی وردی و قصیره شویه و الباقی لكم ان تتخیلوه لما من صغری بزازی كبیره
كنت بحب نظرات الولاد على بزازی و طیزی و بستمتع و بحس بنشوه كبیره و بحب ك
شعر عاشقانه زیباشباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ستکاش چون برگ خزان رقص مرا نیمه شب ماه تماشا می کرد در دل باغچهٔ خانهٔ تو شور من وِلوِله برپا می کرد…خرم آن عاشق، که بیند آشکار بامدادان طلعت نیکوی تو فرخ آن بی‌دل، که یابد هر سحر از گل گار عالم بوی توهرجا هوا مطابق میلت نشد برو . . . فرق تو با درخت همین پایِ رفتن استدر چشم پاک بین نبُوَد رسم امتیاز در آفتاب، سایه شاه و گدا یکی استحسرت رویت هلاکم کرد از بهر خدا رو
از تبار نور و اميد و سخایی آقا
جلوه ی روح خدا در کوی مایی آقا
کودک مکتب سرای چشمهایت بوده ام
چشمه ی جان هستی و لطف خدایی آقا
صادقی و ساقی صبح غزل های دلم
سرمه ی اندیشه های ماورایی آقا
طلعت مست سبویی با عصای
چشمه اثنی عشر را ماجرایی آقا
عیسی مریم به گردت مرده ها را زنده کرد
فصل فصل قصه عیسی دلایی آقا
با محمد در جدال با گرگ های روزگار
ساده می گویم خدایی ناخدایی آقا
یاورانت کم نباشد از تبار عاشقان
عاشقان را نغمه ی لطف و ثنایی آقا
ما به دورت نه
باز به بیت مصطفی بتولِ دیگر آمده
رسول را سول را ، دوباره کوثر آمده
بتول را بتول را ، یگانه دختر آمده
حسین را حسین را ، خجسته خواهر آمده
رضا و حلم و صبر را ، بزرگ مادر آمده
شهید را شهید را ، پیام آور آمده
ائمه را ائمه را ، چراغ انجم است این
دختر اوّل علی، بتول دوّم است این
کوثر کوثر نبی ، آیۀ رحمت آمده
دختر دختر نبی ، مادر خلقت آمده
زهرۀ زهرۀ علی ، اختر عصمت آمده
شمسۀ شمسۀ حیا ، یا مه عفت آمده
حبیبة الله است و از مام محبت آمده
ولیة الله است و
 هزاران آفرین بر جانت‌ای ماهروان عاشقان قربانت‌ای ماهمبارک باد ماه عشق بازانکه بنشینند در ایوانت‌ای ماه مبارک باد عید روزه داراننکویان جهان مهمانت‌ای ماهمبارک باد شهر الله اعظمهمایون طالع رخشانت‌ای ماههمه مهمان سلطان وجودیمخوشا بر سفره‌ی احسانت‌ای ماهنزول دفتر عشق و صعودششب قدر است در دورانت‌ای ماهبه شادروان عزت روزه دارانعیان بینند قدر و شانت‌ای ماهنصیب روزه داران دیدن یاردر ایوان عظیم الشانت‌ای ماه دو شادی روزه دارا
تا پریشان به رُخ آن زلف سمن ساست تو را

جمع اسباب پریشانی دلهاست تو را


دست بردی به رخ از شرم و حریفان گفتند

که تو مو سائی و عزم ید بیضاست تو را


همچو ترسا بچگان عود و صلیب افکندی

یا حمایل زد و سو زلف چلیپاست تو را


قبلهٔ خلق بود گوشهٔ ابروی تو زان

کعبه و میکده و دیر و کلیساست تو را


سرو را به تو چه نسبت، مه نو را چه نشان

قامتی مُعتدل و طلعت زیباست تو را


سر کوی تو بود م خونین کفنان

خود به بام آی اگر میل تماشاست تو را


بتولاّت صبوحی به د
أختى امال 33سنة متجوزة بس جوزها مهندس بترول بیسافر دایما امال من زمان شرموطة من زمان وانا عارف ده من لبسها ومن السجایر اللی بتشربها من كلامها فی التلیفون بشرمطة لحد ما فی یوم امى كانت بترن علیها وكانت مش بترد انا باسم اخوها 23سنة
XNXX  - افلام سكس اجنبی - افلام سكسی - فیدیو سكس - افلام سكس حیوانات
المهم امى اعطتنى المفتاح بتاع شقتها الاحتیاطى اللی بتسیبه عندنا وقالتلی روح شوفها واطمن علیها اخدت المفتاح وروحت علی شقتها وف
دانلود مدح محمود کریمی این ماه ربیع است که دل برده به یغما
شب میلاد حضرت محمد و امام صادق 1398هیأت رایة العباس (ع)
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیاین ماه ربیع است که دل برده به یغمایا مهر وصال است و به جان داده تجلاروزش همه رخشنده تر از چهره ی یوسفشب هاش معطر تر از زلف زلیخاپیچیده در امواج فضا نغمه ی مریمجوشیده ز انفاس جهان معجز عیسیهر جا نگرم بارقه‌ ها در شجر طورهر سو شنوم زمزمه‌ ها از لب موسیبا ناز نسیم آید از دامن گلشنیا بوی
پرسشنامه پاسخ های مقابله با فشار روانی (CISS) انلر و پارکر (1990)







فرمت فایل : doc
حجم : 22


صفحات : 8






گروه : پر
بســـم ربـــــ الحیــدر سالروز ولادت باسعادت اعلی حضرت ، قدرقدرت ، شاه قوی شوکت ، ماه طلعت ،
خورشید رایت ، سلطان اولیا ، سخن گذار منبر سلونی ،ابن عم
نبی ، درهل اتی ، مهر برج انما ، شهسوار لا فتی ، پیشوای انبیا ، سید
الاوصیا ، عماد الاصفیا ، رکن الاولیا ، عروه الوثقی ، کلمه الحسنی ، ایه
الله العظمی ، اول مظلوم عالم ، خیرالمومنین ، امام المتقین ، امام
العارفین ، اول العابدین ، مولی الموحدین ، امام الثقلین ، رییس الموحدین ،
سید المتقین ، زین
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی در سال ۱۱۵۵ تا ۱۱۵۷ هجری قمری ، به دستور نادر شاعری با تخلص گلبن اقدام به سرودن شعری به ترکی برای مزار نادرشاه در کلات کرد که حکاکی شده ولی معلوم است که سرسری و نیمه کاره بوده‌است ، احتمالا مرگ نادر این موارد را رغم زده‌است. به هرحال در ۲۴ بیت در قالب مثنوی سرایش شده و ترکی گلبن» در خراسان به دلیل استفاده مکرر از فارسی دری در خراسان بزرگ ، بسیار به فارسی نزدیک است معهذا بعدا ترجمه ای هم بر آن افزوده میکنم.ابتد
بزرگ مایه‌ی ایجاد قادر ازلی

ز نور پاک جمال محمدست و علی


ز نور پاک جمال محمد و علی‌ست

بزرگ مایه‌ی ایجاد قادر ازلی


دو دست کار کنند این دو دستیار وجود

از این دو دست قوی، دستگاه لم یزلی


بصورتند دو، لیکن بمعنی‌اند یکی

مبینشان دو، که باشد دوبینی از حولی


بکوب حلقه‌ی طاعت، در مدینه‌ی علم

کننده‌ی در خیبر ببازوان یلی


چو در گشوده شد آنگه بشهر، یابی راه

بلی، بری به نبی راه، با ولای ولی


نبی کند زولی قصه، چون گلاب از گل

ببو
این زمین پربلا را نام، دشت کربلاستای دل بی‌درد، آه آسمان سوزت کجاستاین بیابان قتلگاه سید لب تشنه استای زبان وقت فغان وی، دیده هنگام بکاستاین فضا دارد هنوز از آه مظلومان اثرگر ز دود آه ما عالم سیه گردد رواستاین مکان بوده است روزی خیمه‌گاه اهل‌بیتکز حباب اشگ ما امروز گردش خیمه‌هاستکشتی عمر حسین اینجا به زاری گشته غرقبحر اشگ ما درین غرقاب بی‌طوفان چراستاینک قبهٔ پر نور کز نزدیک ودورپرتو گیتی فروزش گمرهان را ره‌نماستاینک حایر حضرت که در
صحبی لسه متجوز جدید روحنالو یوم الصباحیه نباركلو علی الجواز لاقیناه زعلان روحت قولتله تعالی نقف ف البلكونه طلعنا بقوله مالك یسطا راح عیط هدیتو وبدء یحكی قالی امبارح اول مدخلنا وغیرنا وكده ودخلنا ع السریر بتاعی موقفش ولا عرفت اعمل حاجه قالتلی انت شكلك خول وانا تعبانه ولازم تریحنی قولتلو طب عملت ایه قالی بقیت امصلها وهیا تشتم فیا وتضربنی شخرتلو وشتمتو قالی لازم تساعدنی یسطا قولتلها طب اعمل ایه انا قالی لازم تیجی انت تفتحهالی عشان انا فهم
بدات القصه عندما كان عمری 15 سنه حینما زارتنا قریبه لیا من العیله وكانت حامل علاقتنا كانت كویسه هزار وضحك وكانت بتلبس ملابس خلیعه من غیر ملابس داخلیه فی البدایه مكنش فی دماغی مع الوقت لقیتها بتحاول تغرینی تیجی قدامي وتفنس جسمها جامد اوی الحقیقه بیضه وكل حاجه فیها كبیر وجامده ومفیش بطن طیزها مدوره وكبیره وصدرها واقف وحلماتها وردی وكس احمر لذیذ وكانت بتتعمد تتعری قدامي وهی بتغیر هدومها فی یوم كنت بلعب كوره وجالی شد عضلی فی رجلی والدكتور كت
اهلا وسهلا الیوم رح احكی قصتی مع اول شخص ناكنی غیر زوجی المهم ما اطول علیكم وندخل فی الموضوع مباشرةانا اسمی دنیا عمری 30 سنه متزوجة من 5 سنوات شعری اسود طویل بیضاء البشرة ریاضیة وجسمی كتیر مثیر طولی 170 ووزنی 61 كلغ اعمل مصممة فی شركة خاصةالمهم رح ابتدی قصتی واحاول ادخل فی موضوع بسرعة فی یوم كان الجو حار كتیر ومع انو فی مكتبی مكیف ما استعملو لانو عندی حساسیة ضد ای برد اصطناعی المهم هداك الیوم كنت لابسة قمیص ابیض عدد ازارو 8 بالضبطالمهم كیف ما حك
تبدا قصتی لما كنت ف تانیه اعدادی وبدایتی مع حاجه اسمها سكس كنت بقعد مع اصحابی وعرفت كل حاجه یعنی ای زبر وكس ویعنی ای ضرب عشره وكل یوم كنا بنتفرج ع افلام سكس ومع مرور الایام كبرت ودخلت 1 ثانوی كنت كل یوم جمعه بروح عند جدی كان یوم التجمع للعیلة وهنا بدأت قصتی مع نورا بنت خالتی كنا دایما بنلعب مع بعض وقریبین من بعض لحد فی یوم لعبنا لعبه كل واحد یسئل التانی سؤال ویجاوب بصراحه فشلنا نسئل بعض ونجاوب لغایة اما سئلتنی لقیتها بتقؤالی نفسك فی ایه دلوقت
بحر طویل ولادت امام حسین (ع) شب
تاریک که ریزد به زمین نور مه از دامن صحرا ،به فلک نور دگر سر زند از
طلعت زهرا(س) ،  که از آن نور سماوات شود م کبری همه گویند که این نور
حسین است، عیان از رخ ام الحسنین است، که بر ختم رسل  نور دو عین است، حسین
است حسین است، که شب تا به سحر همسفر دخت رسول است، بگو مونس زهرای بتول
است، که ای مادر فرخنده منم نور دو عینت ، گل نورسته حسینت، به خدا نور
عیانم، به نبی روح روانم، به علی تاب و توانم، به جنان سید و مولا
ف البدایه قصتی حصلت من حوالی سنه لما كان سنی ٢٣ كنت رایح لشغلی وف نهایة الشارع اخر الموقف بتاع العربیة الی بركبها فسه مدرسة بنات المهم انی كان لازم انزل من اول عربیة واتمشی شویة للموقف التانی عشان اركب ف الحته دی كان فیه تلت بنات ماشیین خارجین من المدرسة شدتنی البنت الی فالنص كانت قصیره حوالی ١٥٥ سنتی كده وجسمها كیرفی وعلیها طیز جمیلة رغم ان البنتین الی معاها كانو حلوین بس هی شدتنی فعلا المهم فضلت ماشی براحه ومش شایل عینی من علیها لحد ما اخ
فاطمه کار خدایی می کندفاطمه مشکل گشایی می کندهستی عالم بود از هست ِاوجنتُّ و دوزخ بُود در دست اوماسوا روزی خورد از خوان اوگردش چرخ است با فرمان او***او کلید قفل های بسته استاو اميد هر دل بشکسته است فاطمه بر عرض عالم کوکب استمادر و آموزگار زینب استعلت ایجاد عالم فاطمه استنقش روی قلب خاتم فاطمه استفاطمه یعنی سرور اهل بیتعزت و فخر و غرور اهل بیتکردگار این جهان زهرایی استاو تمام دلخوشی حیدر استاو شهید بین دیوار و در استای که هستی پر ز عصیان و گنا
‏هیچ‌کار نمی‌کنم ، خستگی کارهای نکرده را درمی‌کنم، شده‌ام کارشناس برجستة اتلاف وقت.‏شاهرخ مسکوبچهل‌وخورده‌ای سال پیش فرموده‌اند؛ شاید هم پنجاه سال پیش. آن‌وقت من از کمی بعد از بچگی این‌طوری با خودم تا می‌کرده‌ام و خودم را قضاوت و سرزنش می‌کرده‌ام. هنوز هم ترکش‌هاش با من مانده.ولی این که ایشان فرموده‌اند نتیجه‌اش می‌شود دستاوردهایی که تبدیلشان می‌کند به یگانه جستارنویس تخصصی فرهنگ و زبان ما؛ آن‌وقت من فقط یاد گرفته‌ام سرزنش
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی