نتایج جستجو برای عبارت :

چه روزایی که خوب بودی بام حرفای قشنگی میگفتی برام

اول فروردین 98رفته بود اعتکاف ولی به من چیزی نگفت خودم حدس زدم و درست بود چون دروغ نمی گه.برام این شعر رو فرستاد و من کلی حال کردم. گویا یه روزی که در مورد غم حرف می زدیم می خواسته اینو برام بفرسته. اها هفته پیش که داشتم می رفتم تهران بحث بارون شد و گفتم عاشق بارونم و اونم گفت منم و بعد گفت غم قشنگي توش هست و من گفتم نه برام نشاط و تازه شدنه و اون موقع انگار می خواست برام بفرسته که گوشیش مشکل پیدا کرده بوده و حالا در حالی که معتکف بود برام فرستاد و گ
این روزا فقط دلم تنگهدلم تنگه وقتایی ک بابام واس دوچرخم بوق میخرید .وقتایی ک برام بستنی میگرف میومد خونه .وقتایی ک فقط میخندید .وقتایی ک برام سیب پوس میکند راستی امشب دوباره برام سیب پوس کند فکرشو نمیکردم انقدر دل تنگ سیب پوس کنداش بشم و انقد خر ذوق ازینک با سیب اومد تو اتاقم.دلم تنگه وقتایی ک با س میرفتیم ارتفاع چقدر دلم تنگه واس اون پنجشنبه جمعه های بهاری ک از دلتنگی و ذوق دیدن همدیگه هفترو با هم میشمردیم. این روزا دقیقا بوی همون روزا ر
سال کم کم داره تموم میشه و من تو شیش ماه دوم سال سه بار کار عوض کردم!یه زمان خیلی برام مهم بود و اینجور موقع ها کلی ناراحت میشدم اما انگار دیگه برام مهم نیست،راستش هیچی دیگه برام مهم نیست.شاید از کمبود انگیزه باشه و شایدم از چیز دیگه اما بدجور خودمو زدم به کوچه علی چپ .یه وقتایی اصلا تو این دنیا نیستمدیگه خیلی چیزا برام بی معنی شده،خیلی کمتر به گذشته فکر میکنم و بدتر ازهمه اینه که اصلا به اینده فکر نمیکنم.اینده برام خیلی مبهمه.
خدایا بازم سلامخیلی وقت بود اینجا برات ننوشتمبیشتر با گریه تو دلم بهت گفتمیادت هست مگه نه؟خدایا تو خواستی یا خودم خواستم نمیدونمولی این سینه سنگ قبر خیلی حرف ها شده.جدیدا حس میکنم قلبم مثل قبل کار نمیکنهمثل چشمهام که ضعیف تر شد و عینک لازم :))آره جدیدا تپشش را بیشتر حس میکنم.نمیدونم چرا انقدر بی قرار شدهولی شاید تو بدونی.شاید خودمم میدونم ولی اطمینان ندارم.هرچی که هست خودت بهتر میدونی از صبح که بلند میشم حرف دارم باهات بزنم تا وقتی دوباره ب
امشب چهار شنبه سوریه 97 و من باز هم از تنهایی نالانم. عجیبه برام که هر سال اسفند یه نحسیه خاصیو برام دارهعجیبه ک اسفند برام اتفاقای تلخ میفته و من تنها میشم. یادم میاد اسفند 94 ک سر یه موضوع چقدر ناراحت بودم دم عیدی حالم بد گرفته بود حالا بماند که 94 به قبل رو یادم نمیاد. دقیقا شاید همه ی تو از همون اسفند 94 شروع شد شب عیدی باز اومدی تو زندگیم ک دیگ بدش اون من بودم ک سخت رو تو زووم کردم.چقدر دوست داشتم امسال عیدو با هم بوديم ولی تو هیچوقت نمیخوای چ
ماه پیش شرکتی که اینترنتی باهاش کار میکنم وسطای ماه برام پیغام داد که واریزی انجام شد .میلغشم نوشته بودن برامخخخخخ. داشتم تلگرام رو چک میکردم که دیدم مبلغ واریزی رو!!!!خخخخخخ  خدای من بیست هزار تومان اضافه حقوق زدن برام!!!!خدایا مرسی.خخخخخخ.میگم اخه اینا هیچوقت نمینوشتن که واریزی چقدره.اونقد خندیدم که دارم غش میکنم خخخ.بیست هزار تومان.وااای. .چقد خوشحالمممممم.دارم فک میکنم که 11ساله دارم کار میکنم .چه عمری ازم گذشته.چه روزايي گذروند
من اینقدر خرم که تا مثل آدم دقیقا نگی که منظورت چیه نمیتونم متوجه حرفت بشمنکنه دختر بازی.؟یا با گیج کردن من بهت خوش میگذره.؟ميگفتي حتی یه بارم نشده دوسم  نداشته باشیميگفتي تا حالا دوسم نداشتی و نشده قلبت به خاطرم به تپش افتاده باشهميگفتي تا حالا یه بارم دلنگرانم نبوديميگفتي تا حالا هرگز آیندتو با من تصور نکردیميگفتي فقط یه جایگزین برای اونممحض اینکه هنوز خوب حالیت نشده باشه بذار خوب همه چی رو برات روشن کنمحالا منم دیگه دوستت ندارم پس
 دانلود آهنگ چه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمون دانلود اهنگ چه زیبا شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفتی ازمون به نام غرورDownload New Mp3 Music Ziba Rahimi – Ghororمتن آهنگ غرور زیبا رحیمیچه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمونیعنی هنوز عاشقمی یا عوض شدی میخوام بپرسم نمیچرخه زبونچه روزايي که خوب بودي باهام حرفاي قشنگي ميگفتي برامهنوز همون دوست دارم روی قولشه ، هستی رو حرفی که گفتی برامدانلود آهنگ چه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ا
آخه با چشای خوابالو امدم تو رختخواب ولی هنوز خوابم نبرده .همیشه قرارمون رو کافه میذاریم دقیقا همون محل کار فرد مورد نظر دوس دارم برم اونجا تا برام عادی بشه که دیگه چیزی نمونده و خیلی وقته که تموم شده .دیگه برام هیچی مهم نیس اینکه بمونه اینکه بره اینکه بخواد کسیو جایگزینم کنه هیچـــــی برام مهم نیست ! دیگه تموم شـد.
امید حاجیلی -پریزاددانلود آهنگ امید حاجیلی به نام پریزاد همراه با کیفیت اصلی+پخش آنلاینOmid Hajili – Parizad ♥متن آهنگ امید حاجیلی به نام پریزاد ♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣دل بی تاب چشم بی خواب تورو میخواد منو دریابتو بودي اون پریزاد دلم که انتخابت کردمشمعی بشو مثال پروانه به دورت گردمبا یه نگاهت نگاهت دلم میلرزهعشقم به چشمات به چشمات ب
باشگاه و ورزش رو دوست دارم. چون اونجا میتونم همیشه نفر اول باشم. و اگه یک نفر بیاد که تو یک چی بهتر از من باشه میتونم با یکم تلاش دوباره بهترین باشم. چون اونجا برای دیگران مهمم. چون اونجا دوستم دارن. چون اونجا میتونم خودم باشمو دیونه بازی درارم بپر بپر کنم فریاد بزنیم. بعضی وقتا هم لوس بازی در بیاریم. اونجا میتونم مسخره بازی درارم یا با دیگران شوخی کنم و بخندیم. اونجا هیچ وقت بیکار پشت یک میز ننشستیم. همه ی اینا اونجا چیز طبیعیه و کسی به هیچ کد
مامانم همبازی خوبی بود حتی بهتر از خواهر بزرگه تو بچگی که خاله بازی و لگو بازی بزرگتر هم که شدم یه قل دو قل و دبرنا و تخته و ورق و اسم فامیل بازی می کردیم انشاهام را همیشه خواهرم می نوشت و یه روز که شیف عصر بودم و خواهرم مدرسه بود یادم افتاد انشا ننوشتم و مامانم برام نوشت یادم نیست چی بود ولی درباره چوپان دروغگو بود و اینقدر ا اون انشا کیف کردم که هنوز لحظه خوندش یادم موندهیه دوره هم علاقمند به رمان های تاریخی شده بوديم و مامانم کتابهایی ک
چه خوب زندگی این روزهامون با تمام سختی ها و استرس ها و اضطراب هاش، قشنگي هاش رو داره. قشنگيش برای من روزهای چهارشنبه است که بی دغدغه ی بچه ها، می تونم از صبح زود تا شب دیروقت بیرون باشم و در راستای هدفهام قدمی بردارم. چه خوبه که هستی و من رو تو رسیدن به خواسته هام همراهی می کنی و شدی بال پرواز برام. چه خوب که بابای مهربونی هستی که بچه ها درکنارت شادن. 
سلام .از برج 8 دارم میرم یه جایی که با دستگاه لیزر CO2 برش و حک میزنه ،به استخدامی و معلمی هم هنوز فکر میکنم و از یه طرفی هم به مهندسی و طراحی.فعلاً شاگردیه ولی واقعا برام زوره .آخه شاگردیبرا من تو 28 سالگی با لیسانس و رتبه یک دانشگاه بودن .با این هدف رفتم که سال دیگه وام بگیرم و خوداشتغالی راه بندازمبرام دعا کنید
از جلسه ی روان درمانی امروز راضی بودم؛ می خوام ادامه بدم. واسه چهارشنبه ی هفته ی بعد وقت گرفتم.      حرف زدن برام سخت تر از اونیه که فکرش روُ می کردم. من خیلی زیاد فکر می کنم، ولی بیان اون افکار، وقتی که روبروی دیگری نشستم، اصلن برام راحت نبود.
دلش برام تنگ شده ، دلش برام خیلی تنگ شده.مطمئنه تا حالاحتما بخشیدمش اونقد که مهربونم و ازم میخواد یه چند وقت برم پیشش. دیگه نمی تونه از فکرم شبا بخوابه.یه فرصت میخواد چند وقت باهم باشیم ،با هم حرف بزنیم درد و دل کنیم .بازم می تونیم یه کاری کنیم همه چی آسون بگذره.مینا جون و بابا خسرو هم دلشون تنگ شده برام. بیشتر از یه ساله ندیدیم همدیگر.دیگه وقتشه برم دیدنشون.-----تازه شدی مثل منسه ماهه که دارم این عذابارو میکشم.کجا بودي؟ فقط رفتی و بهم وقت داد
۹۷.۹۶.۹۵.۹۴.۹۳.۹۲.۹۱.چقدر سالها زود میان و میرن،خیلی زود.عمر بر خلاف چیزی که ادم تصور میکنه خیلی کوتاهه.این سالها برام انقدر زود گذشتن که باورش خیلی برام سخته و انگار از دهه سوم زندگی به بعد زمان پنج سال پنج سال میره جلو.چیزی تا تموم شدن دهه نود نمونده،دهه ای که جوونی ما توش شروع شد
امشب که سر پر کردن فرم ها بهم گفتی بنویس بره جلو و اینطوری یه ماه پر کردنشون طول میکشه فهمیدم چقدر از چیزهای به دست اومده زندگیم نتیجه حضور تو بوده. تو بودي که جلوی غرق شدن من توی جزئیات و سختگیری هام رو میگرفتی و یجورایی روح پرفکشنیستمو ساکت میکردی که بذار بره جلو فقط الان. درگیر جزئیات نشو. و خب احساس کردم که الان چقدر رها کردن اون جزئیات دردناک برام راحت تر شدن نسبت به گذشته. چون صدای رها کنی که تو ميگفتي بهم انگار داره کم کم درونی میشه.
بابا گفته بودم به خاطر تو هرکاری می کنم.بخشیدنت که کاری نداره.حتی اگه به خاطر  مهربونی زیادت غرورمو شیکسته باشی.دیگه مهم نیست برام .هیچیه هیچی درباره اون دیگه برام مهم نیست.+ امروز که اومد کیک خریده بود با کتاب.شاید سالی یه بار پیش بیاد خودش برام کتاب بخره.وقتای عذرخواهی:)) خودمون به اندازه یه کتاب حرف زدیم .بعدم رفتیم شبگردی.بابا گاهی کمتر مهربون باش خب؟ :)
خیلی ناراحتم. اصلاً نمی تونم روی درس تمرکز کنم. کلاً نمی تونم روی هیچ کاری تمرکز کنم، در نتیجه تنها کاری که هر روز ازم برمیاد گشتن تو اینستاگرام و فضای مجازیه. ته فعالیتم اینه که دوشنبه ها و پنج شنبه ها میرم مطب دکتر برای چسب زدن.      حالا به فرض ارشد قبول شم، چه فایده؟ این پنج سالی که دانشگاه رفتم، چه پیشرفتی کردم؟ دانشگاه رفتن برام لقمه ی گنده تر از دهن بود، مثل هر کار دیگه ای. الانم همه چی برام لقمه ی گنده تر از دهنه. از یه جایی به
.
پیام داد تهرانم افطار بیایم؟ گفتم آشنایی امان به اولین افطاری بود و ای کاش نبود. گفت از من متنفری؟ گفتم به شدت! گفت: ولی من دوستت دارمگفتم: برام مهم نیست. برام مهم نیستیگفت: دروغهگفتم: هر طور دوست داری فکر کنراست میگفت دروغ بود!+ سنجاق شود به پست رها
چند روز پیش تو این فکر بودم که برای تولد دوستم از طریق سایت گل‌بازار چند شاخه گل بفرستم. کافیه دسته گل و نوشته مورد نظرتون و اسم و شماره تلفن طرف رو بهشون بگی اونوقت اونا خودشون بهش زنگ میزنن و میگن یه بسته داری آدرس بده کجا تحویلتون بدیم.تصور میکردم چقد موقع شنیدنش سورپرایز و خوشحال میشه و صورت و لبخندشو تو ذهنم تجسم میکردم. چون خودم دوستی  داشتم که خارج از ایران زندگی میکرد و تا حالا خونمون هم نیومده بود و از این طریق بسته‌ای برام ف
خبر مرگ احمد خبر عجیبی بود.دوست نداشتم بشنوم احمد مرده، راستش باورم نمیشه که احمد مرده، مردن برای کسی مثل احمد شاید خیلی دردناک باشه.میخوام بنویسم ازش ولی نمیتونم.نمیدونم چرا.شاید چون نباید به احمد فکر کرد، ولی من چند ماه قبل براش ایمیل فرستادم، گفتم امیدوارم حالت خوب باشه احمدولی از احمد خبری نشد،دلگیر شدم بی دلیل!یه روز سرد زمستانی که برف باریده بود با احمد تو خیابونها قدم زدم و باهاش حرف زدم . اون خیلی شنونده خوبی بود، گاهی آروم آرو
یه همکار دارم یه ماهه اومده تقریباً. بعد این نمی‌دونم چرا انقدر منو آدم حساب می‌کنه :)))) اون روز گفتم دلمه فرداش دلمه درست کرد برام آورد. دیروزم گفتم کاش آب پرتقال داشتیم امروز برام آب پرتقال آورده بود خودش آب گرفته بود دیشب :))))) می‌خواستم بهش بگم بابا من لیاقت این کارارو ندارم پوووف. :|
خیلی چیزا از دست دادمفرصتایی که دوست داشتم با آدمایی که میخوام سپری کنمخواب میدیدم همه تو خونمونن همه ناراحتن و از یه دری حرف میزنن بعد من طبق عادت همیشگیم رفتم تو پاگرد پله ها تو حیاط و کوچه رو نگاه کنم یهویی یکیو تو حیاط دیدم دلم ریخت پایین هی خیره خیره نگاه کردم خدایا چقدر شبیه بابابزرگ بود ده سال جوون تر از وقتی که مرددویدم تو حیاط" تورو خدا نرو تو رو خدا."میدویدم و تموم نمیشد فاصله ای که بینمون بودمیدویدممیدویدممیدویدمواستاد
سلام آبجی جونمامیدوارم خوب باشیاز دیروز که افطاری رفتیم‌روستاتا الان .منگم.دلم به قدری گرفته که نمیدونم چکار باید بکنمیه بغضی تو گلوم هست که نمیدونم چکارش کنمنساء ؟؟؟ اگه خدایی‌نکرده یه اتفاقی بیوفته براتچکار کنیم؟؟شدیدا از دست مادرت عصبا نی م.از دست پدرت عصبانی مولی نمیتونم بهشون چیزی‌بگمهمیشه از همچین روزايي میترسیدماز تنهایی میترسماز تنهایی خونه موندن میترسمدیروز که زنگ زدم جواب ندادیدلم  نگرانت شدولی چون داشتیم از خونه میوم
بهم گفته بود اگه کسی و دوست داشته باشم و دلتنگش باشم بهش نمیگم ولی حتما تو عکساش خلوت میکنم.امروز بعد از فرستادن عکسم با بزغاله جان غیبش زد آنلاین بود ولی سایلنت بود.پنج دقیقه بعد برام نوشت مرسی که با فرستادن عکست من و به یه خلوت دعوت کردی.چقدر میچسبه خدا یه همچین رفیقایی به آدم بده همین یدونشم برام کافیه.#خدایا شکرت
میگه خوابتو دیدم!میگم چی؟میگه نمیدونم کجا بوديم یا تو چه دنیایی، یه جا بود که همه جاش تاریک بود، من زندانی بودم و تو زندان بان من بودي!هر بار میومدی سراغم برام نور می اوردی! با مهربونی! و من همیشه منتظر بودم تو بیای!گریه ام میگیره!عوضش خودم یه جا اسیرم که هیچکس حالمم نمیپرسه چه برسه به تقسیم  نورش با من.! 
بس رنجورم و کس نیست که با او دمی بزنم. چه توان کرد و چه شاید کرد؟. اگر نه آنستی که ضعفِ بشریّت طاقتِ انتقام ندارد، تمام کردمی! لیکن مانع این است.»نامه‌های عین‌القضاتعینی جان، کاش الان اینجا بودي و با بغض برام درددل می‌کردی از خواص بی‌بصیرت و منم با غر برات چس‌ناله می‌کردم از تکلیفای گلستان. تموم نمی‌شه عینی. و منم حوصله‌شو ندارم؛ فقط حوصلهٔ تو رو دارم و تفسیر عشر. چه کنم؟ تو بگو.
سلام همسر عزیزمدیگه برام مهم نیست. موهات صاف باشه یا فرفریدیگه اینا برام مهم نیست. راستش خیلی وقته، اینجور مسائل اهمیتش رو از دست داده برام :)نمی دونمشاید خیلی سادگی هست. باور خیلی از حرفااینکه می گن دوستت دارم. :)امروز خیلی عصبانی بودم. نوشتن، دیگه آرومم نمی کنهباز هم خدا رو شکر می کنم خدایا شکرت :))خدایا میشه، یک روز برسه من و مرد زندگیم، همدیگر رو پیدا کنیم و برای همیشه  تا آخر عمر با خوشحالی و خوشبختی کنار هم زندگی کنیم؟خدایا ا
چند روز پیش تو این فکر بودم که برای تولد دوستم از طریق سایت گل‌بازار چند شاخه گل بفرستم. کافیه دسته گل و نوشته مورد نظرتون و اسم و شماره تلفن طرف رو بهشون بگی اونوقت اونا خودشون بهش زنگ میزنن و میگن یه بسته داری آدرس بده کجا تحویلتون بدیم.تصور میکردم چقد موقع شنیدنش سورپرایز و خوشحال میشه و صورت و لبخندشو تو ذهنم تجسم میکردم. چون خودم دوستی  داشتم که خارج از ایران زندگی میکرد و تا حالا خونمون هم نیومده بود و از این طریق بسته‌ای برام ف
آهنگ مسیح همینجوری داره پخش میشه . .آروم به گل چ آسون نشست دلم ببینآروم دل دیگ بی تو هر لبم ب کی خانوم بگهدوباره از اول .چقدر خاطره برام زنده میکنه .هه چ چیزایی دلم میخواد دلم میخواست کاش اون این اهنگو برام میفرستاد کی میفهمه چقدر سخته بد این همه سال جدایی؟!  کی میفهمه چقدر تنهایی دارم از بین میرم تو غم ؟! خدایا به ممن بگو این دل من کی از غم سبک میشه ؟؟ !
روی یکی از کاستام صدای دوستی رو ضبط کرده بودم که خیلی برام مهم بود امروز که خواستم گوش بدم به اون صدا از واکمن فقط صدای روشن بودنش پخش میشد فکر کردم خراب شده واسه اطمینان بقیه کاستارو امتحان کردم بقیه رو میخوند ولی این یکی که برام مهم بود نه چرا یه وقتایی یه اتفاقایی درست وقتی نباید بیفته میفته اونم برای کسی یا چیزی که با ارزش تره بین همه ی انتخابا چرا این یکی؟
ویدیوها رو که نگاه می کنم فارغ از حس ترس و درد و ناراحتی یک حس دیگه هم هست برام زیبا و جالب هست این گویش ها و لهجه ها , وقتی به درد دل یکی به زبان لری گوش میدم و با هر اخ اشک از گوشه ی چشمم میاد و تازه یادم میاد که خب لرها به زبان لری حرف میزنن دیگه پس چرا برام تازه و عجیب هست یا وقتی مردی با شور و هیجان و با لهجه ی عربی و نصف فارسی و نصف عربی از بستن سیل بند جلوی روستاشون میگه بازم برای عجیب و تازه هست که یک هموطن ایرانی ام به عربی صحبت میکنه اونم با ا
چقد اعتماد کردن سخته! کاش میشد به آدما اعتماد کرد. تنها کسی که می تونم راحت بهش اعتماد کنم و بدونم در هر حالی به فکر اینه که اتفاق بدی برام نیفته و کارها رو عاقلانه مدیریت میکنه ، مامان جونمه.کاش همسر هم برام قابل اعتماد بود. کاش میشد باهمسر نشست و دوستانه و صمیمی حرف زد. ولی چیزی که من می بینم اینه که دو طرف هی بالا پایین میکنن که چه تی به خرج بدن تو زندگی.کاش آدما از خوبی تو سوء استفاده نمیکردن.
باز هم تنهاییحسودیم میشه ب بعضیا ک ی عاشق واقعی داشتنموندم ادم ی سگ داشته باشه عاشقش میشه بد ی مدت پس چرا این بمن عادتم نکرد؟؟باور نکردنیه این همه وقت با یکی باشی ک بهت عادتم نکنهحتی ابراز پشیمونی نکنه بخاطر اشتباهش؟؟ مگ چقدر میتونی بد این همه مدت براش مهم نباشی ؟ ک هیییچ ک هیییچ ککشم نگزه؟ برام خیلی سواله همه اینا برام هززارتا سوال پیش میاد راجب این رابطه چراا انقد بی احساسی تو؟؟مگ هست دیگ کسی بی احساس تر از تو
الان شماره های دفترم رو زیرورو کردم و به دو نفر که می تونستن گوش خوبی برام باشند زنگ زدم هر دوشون جای دیگه ای بودن و نگفتم، بعد چند بار دیگه شماره ها رو دیدم اما پیدا نشد، الانم باید صبر کنم همسرم برگرده و آخر شب که مهمونا رفتن بخوابن تنها باشیم و بتونم باهاش دردو دل کنم، خدا رو شکر که با همسرم راحتم و برام وقت می ذاره. همسرم ممنونم که اینقدر خوبی و دوستت دارم، وقتی اینجوری مادرم اذیتم می کنه تو هم پشتم رو خالی می کردی منم می بریدم.
درست در خیابان کنار ایستگاه ایستاده امتماس میگیرم و می‌گویند جلوی پله های عابر ایستاده آمدخنده ام  میگیردآیا تو هم همینقدر هوایم را خواهی داشت؟؟؟دیشب تو را زیر باران دیده امآنقدر ملموس بودي که سرم از شدت کوبندگی باران نه.از سردی و خیسی شالم درد گرفت و بیدار شدمامروز در اداره که خودم را در انعکاس شیشه دیدم به خودم بالیدمزیبا بودم و مستچشمهای آن مرد زیبا بود.عالی بود کمتر از یک ثانیه او را دیدم و دیگر نگاهش نکردمچشمهای او روی صورت آن ی
خدایا من هر وقت پدرم را میبینم نور امید در دلم روشن میشود .در حالیکه زمان در حال گذر است و سال جدید در حال تحویل و من هم مرز 29 سال را گذرانده ام  امیدوارم بتونم یه اتفاق خوب در سال جدید بیفتد و سال نو با اتفاقات خوبی همراه شود.به هر حال من دارم پا به سن میگذارم و نیازمند یه دختر برای زندگی هستم و با این فرمون اگه ادامه بدم به هیچ جا نمیرسم.از خدا میخوام به منم یه نگاهی بکنه و روزنه ای هر چند کوچک برام باز کنه. صبر برام خیلی سخت شده و دیگع حوصلم سر
یا للعجب!!!!یه حرفی از ولنتاین زدم، امروز کادو ولنتاین گرفتم! -__-البته که خوشحال کننده نبود چون از شخص مورد نظر نبود.فقط مثه همیشه حس عذاب وجدانمو بیدار کرد!!گاهی وقتا با خودم میگم واقعا چرا همیشه اینطوریه که طرف من با دست پس میزنه با پا پیش میکشه؟! :|مثه روز برام روشنه پنجشنبه که بشه، اون عن آقا همه چیو حواله میکنه به اون یه جفت نعمت.البته که منکر این نمیشم که برام اهمیت نداره! :))متاسفانه یا خوشبختانه از چشمم افتاده.امان از وقتی که دیگه ذره ای
بابک مافی ای وای دانلود آهنگ جدید بابک مافی به نام ای وای Babak Mafi - Ey Vay تنظیم : امیر جمال فرد ؛ میکس و مستر : محمد فلاحی ؛ ترانه سرا : علی ثابت قدم متن ترانه ای وای از بابک مافی از دست نمیدم تورو که / باز بخوام بیام یه روز پس بگیرماز قصد نمیگم دیگه از / عشقِ بینمون به هیچ کس از دست نمیدم تورو کهباز بخوام بیام یه روز پس بگیرماز قصد نمیگم دیگه ازعشقِ بینمون به هیچ کسنمیگم ، نمیگم ، نمیگم ، نمیگماز بس شنیدم حرفاي حسوداروهمش پشتِ سرم میترسم ازتهرجایی
بابک مافی ای وای دانلود آهنگ جدید بابک مافی به نام ای وای Babak Mafi - Ey Vay تنظیم : امیر جمال فرد ؛ میکس و مستر : محمد فلاحی ؛ ترانه سرا : علی ثابت قدم متن ترانه ای وای از بابک مافی از دست نمیدم تورو که / باز بخوام بیام یه روز پس بگیرماز قصد نمیگم دیگه از / عشقِ بینمون به هیچ کس از دست نمیدم تورو کهباز بخوام بیام یه روز پس بگیرماز قصد نمیگم دیگه ازعشقِ بینمون به هیچ کسنمیگم ، نمیگم ، نمیگم ، نمیگماز بس شنیدم حرفاي حسوداروهمش پشتِ سرم میترسم ازتهرجایی
بابک مافی ای وای دانلود آهنگ جدید بابک مافی به نام ای وای Babak Mafi - Ey Vay تنظیم : امیر جمال فرد ؛ میکس و مستر : محمد فلاحی ؛ ترانه سرا : علی ثابت قدم متن ترانه ای وای از بابک مافی از دست نمیدم تورو که / باز بخوام بیام یه روز پس بگیرماز قصد نمیگم دیگه از / عشقِ بینمون به هیچ کس از دست نمیدم تورو کهباز بخوام بیام یه روز پس بگیرماز قصد نمیگم دیگه ازعشقِ بینمون به هیچ کسنمیگم ، نمیگم ، نمیگم ، نمیگماز بس شنیدم حرفاي حسوداروهمش پشتِ سرم میترسم ازتهرجایی
موسسه خیریه سگال

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

دانلود اهنگ نایاب - کمیاب سی گل خونه ی خیالی دانلود فایل نگین نمایندگی مجاز تعمیرات جنرال الکتریک،وستینگهاوس،ویرپول سوپر مارکت | خرید اینترنتی | فروشگاه آنلاین دانلود تحقیق قالب های فارسی وردپرس 40 اجتماعی چگونه می توان محیط مدرسه را به محیطی با نشاط وشاد تبدیل نمود.