محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

نکات دستوری شعر هان یادم امد داشتم مگفتم سورت سرمای دی بیدادها میکرد

طرح توجیهی سورت و بسته بندي مركباتطرح توجیهی(طرح تجاری) سورت و بسته بندي مركبات، در قالب فایل pdf و شامل اطلاعات مربوط به سرمايه گذاری كل، دوره بازگشت سرمايه، فضای مورد نیاز، اشتغال زایی، سهم تسهیلات، استانداردهای مربوطه، بازارهای داخلی و خارجی، عرضه کنندگان و توجیه فنی و اقتصادي.فایل داک
لابه لای کلی دلیلی که واسه غمگینی و ناراحتی به ذهنم رسیده این روزا حالا بدترینشم يادم افتاد داشتم کشو کمدهای کهریزک رو که یه پیجی تو اینستا شیر ميکرد میديدم .يادم افتاد هفته پیش یه بیمار داشتم تخت 22 کیس cvaهیچ روزی فرصت به شرح حال اون نمیرسید چون تقریبا کوما بود گذشت تا روز آخر تخت کناریشو داشتم شرح حال میگرفتم که دکتر قره باغبان اومد ویزیت اون همراه بیمارشو داشت توجیه ميکرد واسه مرخص کردنش .+نسبت ؟ _پرستارشونم +اینجور که من میدونم با
باداب سورت چشمهٔ پلکانی تراورتنی بی‌نظیر در ایران و کم‌نظیر در جهان است که واقع در روستای ارست بخش چهاردانگه‌ی شهرستان ساری می‌باشد. این چشمه توسط سازمان میر.سورا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
لینک مطلب در درناتریپ: https://dornatrip.net/?p=130 
چشمه‌های باداب سورت از نقاط ديدنی ایران هستند که شاید باورتان نشود همچین جاذبه‌ای در ایران قرار داردپروا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود موسیقی میباشد.
پاورپوینت آموزش نکات دستوري درس هشتم عربی پایه نهم (فعل ماضی استمراری)دانلود پاورپوینت آموزش نکات دستوري درس هشتم عربی پایه نهم با موضوع فعل ماضی استمراری، در حجم 15 اسلاید. این پاورپوینت با محیطی جذاب برای دانش آموزان پایه نهم دوره متوسطه اول .
بی خیال آرزوهایی که در سر داشتم نا امید از داستان هایی که باور داشتم قید عشق و قید انسان ها و دنیا را زدم بسته شد چشمی که با شوق تو بر در داشتم کوله بار خاطراتم را زمین انداختم بار بغضی کهنه را از دوش خود برداشتم عشق را کشتم دلم را دفن کردم زیر خاک کاش این ها را فقط یک بار ديگر داشتم بچه بودم دل به رویا می سپردم باز هم کودکانه فکر یک دنیای بهتر داشتم 
وقتیدروغ‌هاش بهم در برابر صداقتی که باهاش داشتم،عشق و احترامی که بهش داشتم در برابر میزانی که تحقیرم کرد،خداوندي که دستاویز خوبی براش شدو از همه مهمتر دلیلی که می‌دونم بخاطر اون رهام کرد رو يادم میاد حالم ازش بهم می‌خوره.
پاورپوینت آموزش نکات دستوري درس هفتم عربی کلاس نهم (ترکیب وصفی -ترکیب اضافی)دانلود پاورپوینت آموزش نکات دستوري درس هفتم عربی کلاس نهم با موضوع ترکیب وصفی -ترکیب اضافی، در حجم 16 اسلاید. در این پاورپوینت کمک آموزشی دانش آموزان عزیز در محیطی کاملا جذاب و .
ديشب بابام همش میگفت پاشو قران بخون فلان کل بلان کن منم لج کردم هیچ کاااااری نکردم. اصلا شب قدر رو نمیتونم درک کنم. هر سال دعا کرديم چی شد جز سال بعدش گه تر شد؟ اصلا نمیتونم درک کنم قبلا هم گفتم چرا حوصله ندارم.داشتم میگفتم منم لج کردم و رفتم خوابیدم. داشتم خواب دکتر میديدم يادم نمیاد دقیقا چی داشتم میديدم ولی يادمه تو مطب بوديم و هر یک عکسی که نشونم میداد خیلی ترسناک بود واقعا ترسناک بوود و يادم نمیاد از چی میترسیدم. یک کابوسی بود که نگو تازه ب
نام تور: تور باداب سورت تا دریاچه چورتوسیله نقلیه: وسیله نقلیه توریستیکلبه چوبیتاریخ اجرا:15 خرداد 1398ساعت حرکت: 05:00ساعت بازگشت در تهران: 24:00محل حرکت رفت و بازگشت:میدان آرژانتین - خ احمد قصیر - نرسیده به خ 16 - رو به روی بانک توسعه صادراتبیمه تور (بیمه ایران) +  بیمه اتوبوس + تورلیدر باتجربه و کارت دار گردشگری و میراث فرهنگیسهم ماهبان تور کلا 4 وعده غذایی:  2 صبحانه ، 1 نهار ، 1 شامگشت ها:گشت
و عکاسی از دریاچه الندان - حدود 15 دقیقه نیسان سواری تا چ
چشمای مغرورش هیچوقت از يادم نمیره .رنگ چشاش آبی بود .رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرممبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .دوستش داشتم .لباش همیشه سرخ بود .مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …وقتی می خنديد و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .ديوونم کرده بود .اونم ديوونه بود . [ادامه مطلب را در اینجا بخو
قبلنا، یعنی ده پونزده سال پیشا، عادت داشتم هر شب تابستون، وقتی مطمئن شدم همه خوابیدن، از جام میومدم بیرون و خیلی آروم در رو باز ميکردم و میرفتم تو ایوون میشستم و به آسمون خیره میشدم و به هیچ‌ چی فکر نميکردم. دلیل خاصی نداشت فقط این کار انگار جای خالی کسی یا حسی رو در من پر ميکرد. خیلی ساله که مرتب این کارو نمیکنم و حتی چند وقت يادم هم رفته بود که همچین عادتی داشتم و فقط بعضی شبا که احساس درموندگی و کلافگی ميکردم میرفتم تو ایوون. الان تنها چیزی
 
دریافت فایل
 
فایل تحقیق ارزیابی میراث زمین شناختی در ژئوپارک چشمه باداب سورت با روشهای پریرا و رینارد 
قابل توجه کاربران و دانشجویان عزیز و گرامی: فایلی که هم اکنون معرف حضور شماست جامع ترین و کامل ترین فایل pdf تحقیق ارزیابی میراث زمین شناختی در ژئوپارک چشمه باداب سورت باروش ه های پریرا و رینارد روستای اروست- شهرستان ساری می باشد. این فایل شامل 15 صفحه می باشد. و در غالب فرمت pdf تهیه شده و هم اکنون آماده دانلود است. امیدواریم که سود
یه روزی بود تو این شهر منم یه یاری داشتم
یه روز و روزگاری برو بیایی داشتم
همه چی رو به راه بود چه حس و حالی داشتم
نه غم و غصه و فکر و خیالی داشتم
آی خدا .نیازدانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
دانلود آهنگ یه روزی بود تو این شهر منم یه یاری داشتم یه روز و روزگاری برو بیایی داشتمآهنگ یه روزی بود تو این شهر منم یه یاری داشتمدانلود  یه روزی بود تو این شهر منم یه یاری داشتممتن اهنگیه روزی بود تو این شهر منم یه یاری داشتمیه روزو روزگاری بورو بیایی داشتم آی خدا آی خدا پس چرا تموم شد یار بی وفا مون مال ديگران شد به همراه متن این اهنگ غمگین جديد : یه روزی بود تو این شهر منم یه یاری داشتم. یه روز و روزگاری برو بیایی داشتم. همه چی رو به
کاش میشد واسه یه بار هم که شدهبرگردم به دوسال پیشاون وقتا همه چی فرق ميکرد.حتی تو هم خیلی فرق میکردي با الانت.منم شاید.خیلی فرق داشتمسعی میکنم عادي باشمخوب باشمخودمو بزنم به بیخیالیعین تو باشمکه هیچی واست اهمیت نداره.دارم سعیمو میکنمولی میدونی.جیگرم داره اتیش میگیرهبه خاطر حسایی که داشتمبخاطر رفتارامبخاطر همه اذیتایی که شدم ولی دم نزدم.بیخیال این حرفامیگذره.عین همیشه
خیلی بازی های انلاین دوس داشتم اغلب هم سرچ ميکردم "free online games" بعد هم یه سری بازی فلش بالا میومد  بازیش ميکردم .دوس داشتم بازی انلاینم مثه این خارجی مارجیا باشه پیچیده و خاص . یه بار که داشتم توی یوتیوب چرخ میزدم ديدم یکی از این گیمر های خفن که هر بار یه بازی رو تبلیغ ميکرد ، داره اگار سایت agar.in بازی میکنه .بلافاصله رفتم توی سایت و بازی کردم . یکم که گذشت یکی از بلاگر های بلاگفا بازی tanki online رو معرفی کرد .همون بلاگر بازی شل شاک و بیلیارد و
هیچوقت يادم نمیره.ده - یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد به پای یکیشون و افتادم. ساق پای راستم خورد به لبه ی آجر و زخم شد. بدجور زخم شد. خیلی درد کشیدم.خیلی طول کشید تا کم کم جای اون زخم یکم بهتر شد و کمتر اذیتم کرد. اون روزا فقط یه دوست صمیمی داشتم. دوستی که مثل خانوادم بود. دوستی که بهش اعتماد داشتم. تو مدرسه فقط اون می دونست ساق پای راستم زخم شده.اون تنها کسی بود که جای زخمم رو بلد بود.چند روز بعد از این اتفاق با دو
هر دگی خودش را تحربه میکندهر کسی با نگاه خودش دنیا و درونش را در می بابدمطمئنم یک در یک هزار میلیون حسی که من به زینب داشتم او به من نداشتکلا آدمی نبود که برای من حتی یه لحظه ارزش قایل باشهبعدها فهمیدم با نیازهاش رفتارش رو تنظیم ميکردمیخواست یاد بگیره پس خوش برخورد بوود با منمیخواست کارمند خوبی به نظر بیاد پس خوب نشون میداد به منولی موقعی که ازش کمک خواستم پا پس کشیدانتظاری نداشتم و فقط رفتارش با آنچه که باید می بود همخوانی نداشتخیلی خو
,    ,    دانلود آهنگ آرزو دارم یار من تو باشی,    دانلود آهنگ کردي آرزو داشتم یار من تو باشی,    آرزو داشتم یار من تو باشی مصطفی جاویدان,    دانلود آهنگ آرزو داشتم معین با کیفیت 320,    دانلود آهنگ آرزو داشتم درویش جاویدان,    دانلود اهنگ ارزو داشتم کردي,    آهنگ کردي معین آرزو داشتم,    دانلود کلیپ آرزو داشتم معین,    اهنگ ارزو داشتم با ارگ,   دانلود اهنگ نایاب - کمیاب
هفته پیش یه شک اشتباه داشتم داشتم با دوستم راجع بهش حرف میزدم و به سمت نماز میرفتماون پشت تلفن میگفت نمازت قبول نیست منم تو بغل اونی که میگشتمون گفتم من برای نماز نیومدم:)تو دانشگاه تهران تو یه فضای مسقف بود و خیلی شلوغ نبود وقتی امام تو گفتن کلمات نرم افزارو فضای مجازی در تقبیح شون دچار مشکل شده بود من داشتم آمد نیوز میخوندمبعد از نمازم رفتیم پارک
يادمه وقتی واسه کنکور درس می خوندمبه ژن ها و مبحثشون خیلی علاقه داشتم دوست داشتم ژنتیک بخونم ،ببینم تو دنیای به اون ریزی چه خبره .الان که گذشته میبینم خوب شد نرفتم چون خیلی علاقه به دستکاری دارم شاید مثل فیلمای تخیلی خیلی فاجعه به بار میومد.کلا از ديدن و به تصویر کشیدن چیزای ریز که با چشم ديده نمیشه و همه قادر به ديدنش نیستن،خوشم میاد برای همینم الان بیشتر به عکاسی ماکرو علاقه دارم .نمیدونم یهو چرا الان یاد ژنتی
امروز که داشتیم روی سی و سه پل راه میرفتیم و بابام حرصمو در اورده بود سر هیچ و پوچ . داشتم به این فکر ميکردم که چقدر خوشحالم از تصمیمی که گرفتم . که چقدر باید برم قطعا و چقدر غییییر قابل تحمله اینجا بودن و کنارشون بودن. اینکه ديگه نمیتونم. داشتم همش با خودم فکر ميکردم که يادم بمونه بعدها هرگز پشیمون نشم از تصمیمم . داشتم با خودم تمام اتفاقات حرص در بیاری که میتونستم توی سرم يادم بیارم از بچگیم تا الانو مرور ميکردم. تموم نديده گرفته شدن ها
سنگ تراورتن عباس آباد یکی از پر مصرف ترین سنگ های ساختمانی است که بیشتر در نمای ساختمان ها بکار میرود.
تراورتن عباس آباد بدلیل رنگ روشن، ساب پذیری بالا، چسبندگی خوب با ملات و تنوع سورت تمام سلیقه ها با هر نوع بودجه ای را پوشش میدهد. سنگ تراورتن عباس آباد دارای سورت های گوناگونی است که بسته به رنگ و طرح و موج های سنگ درجه بندي میگردد.
 
 
صنایع سنگ برادران صالحی|فروش انواع سنگ ساختمانی
وقتی به پدربزرگ رسیدم و دستاشو فشار دادم پرسید هایدایی? هایدای دکتر من? صورتشو بوسیدم و پرسیدم حالتون بهتره? گفت نظر تو چیه? گفتم بنظر من عااالی میایین:)) بلند خنديد.عمه خانم عزیزم وضو گرفته بود و کیف کردم وقتی با پاهای خودش و عصا برمیگشت سمت تختش. مهربونی عمه خانم بی انتهاست. دوست داشتم بشه همه ی لحظه ها رو ثبت کنم و هزار بار ديگه تجربه کنم. مثل همه ی پونزده سال گذشته ازم پرسید نمره های کارنامت خوب شد? با لبخند بهش زل زده بودم و سرمو ت دادم. گف
اگر بیست بار بیشتر نباشه،بیست بار هست.خب وقتی تو یک خواب شبانه بیست بار بیدار شی و هر سری هم یه نکته،یه موضوع  یه چیزی به ذهنت خطور کنه صبح که پاشی انگار ديشب نخوابیدي.این هم جز مشکلات تقریبا همیشگی منه.کوبلن دوزی، چشمهام باز شد و یاد کوبلن دوزی افتادم،بچه که بوديم پیر و جوان و دختر و پسر کوبلن دوزی می کرديم. مسابقه می داديم.من هم یه کوبلن داشتم که فکر می کنم اسمش دختر گل فروش بود،خیلی دوستش داشتم و گاهی که يادم میاد افسوس می خورم چرا الان ند
یه بررسی مختصر روی فیلم The game داشتم و در مورد نکات روان شناختیش صحبت کردم. اینکه چطور افسردگی می تونه ما رو به پوچی و انديشه خودکشی بندازه و یه سری چالش ه.جانا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
همینطور که داشتم واسه امروز برنامه میریختم ، گریزی به مطالبی که قبلا خوندم زدم.جا خوردم! انگار نه انگار من اینها رو خوندم. تست زدنم تو اکثر موارد بالای 50 - 60 درصد بود. حتی تو بعضی مباحثش 90 درصد!!خاک عالم !! انگار ذهنم سپید سپیده!پس اینها کجا رفتن؟!طبق شیوه مطالعه مطالب دشوار و پیچیده که تو همین کتابها فهمیدمش ، من از اول اولش داشتم درست مطالعه ميکردم. فهم عمیق. درک و انتقال به حافظه بلند مدت. پس کو؟ چرا انگاری هیچیش يادم نیست.چقدر میترسم .وقتی ند
اقا  من که حالا حس نوشتنم اومده بزارین یه پست ديگم بنویسم تا بره برا سه سال ديگه :))داشتم پستای سه سال پیشمو میخوندم وای چقدر خنده دار بودن برام چه دغدغه (درست نوشتم ؟)هایی داشتم  اقا از من نصیحت هیچی ارزش غصه خوردن نداره من هیچ کدوم از این مشکلاتی که قبلا نوشته بودم اصلا يادمم نیست جديدنم یه مشکل عظیم خانوادگی برام پیش اومد که به تمام مشکلاتی که تا حالا تو عمرم داشتم گفت زکی ولی اونم داره میگذره هر جوری که هست ما ادما جون سخت تر از ای
+خواب ديدم ديشب، ولی یه خرده عجیب تر بود نسبت به خوابای قبلیمثل یه فیلم سینمایی بود بیشتر+شروع داشت، تحلیل شخصیتا و یه پایان دراماتیک.اول خواب رو واقعا يادم نمیاد، مثل همون چیزی که توی Inception طرف میگفت.ولی در هر صورت يادمه که یه بخشش تو تهران بود، با خانواده رفته بوديم از یه جایی ديدن کنیم، موزه بود، سینما بود، سخنرانی بود، دقیق نمی دونم.خلاصه یه جایی بود که پله های تودرتو داشت به سمت پایین، آسانسوراش هم این طوری نبود که فقط به سمت پایین حرکت ک
اگر میشد به افسانه شبی رنگ حقیقت زدحقیقت را اگر میشد شبی افسانه ميکردمهمه چی‌سر جاشهمن سر جام نیستممتنفرممینویسم ک يادم بمونهروزای سخت تراز این داشتمولی خب روزای بهتراز اینم داشتم#میدونم میگذره#میدونمم بهتر میشهاما عصبانی ام ديگه چ‌میشه کرد؟!
داشتم فکر می کردم این تبعیض چیه اصلا. مثلا یه کار داشتم دختره ۱۲ سالش بود تو جشن تولدش تو تالار مامان باباش یه سرویس طلا بهش دادن.یکی از اقوام نزديک گوشی خریده آ.یفون x پولش از پول پیش خونه بابام ۲ تومن گرونتره.موجودي حسابم ۳ هزار تومنه
سعی میکنم بعد از این اگه فرصت کنم از شیرین کاری های فندق بنویسم.دراز کشیده بوديم و داشت با ولع زیاد شیر میخورد. در حین خوردن داشت با انگشتای پاش بازی ميکرد. منم در حالی که داشتم به کوتاه کردن موهام فکر ميکردم، موهاشو نوازش ميکردم . یه دفعه احساس کردم که ديگه شیر نمیخوره. نگاهش کردم ديدم داره شست پاشو میخوره !!!!!تو روروعکش بود و طبق معمول رفته بود پشت در اتاق خواب و داشت بند حوله منو میخورد که آیفون زنگ خورد. یه دفعه ای هول کرد و تند حرکت کرد که ب
.
توی فامیل پدریم، من ته تغاری محسوب میشم. در واقع زیادي ته تغاری‌ام چون مثلا دختر‌عمه‌هام نوه‌هاشون تقریبا همسن منن! چهار پنج سالم که بود، پسرِدخترعمم همسنای دایی‌های خودم بود. مثلا حول حوش‌های ۱۸ ۱۹ سالش بود. اونموقع نسبت‌هارو نمیفهمیدم. فکر ميکردم چون به دایی‌های خودم میگم دایی، باید به اونم بگم دایی! و خب به اونم میگفتم دایی! خیلی هم دوستش داشتم. دقیقا مثل دایی‌های خودم. کلی باهاش بازی ميکردم و هر بار میديدمش مشتاق‌تر از خواهرزادهای
دو سه هفته پیش که داشتم انتگرال رو مرور ميکردم، توی محاسبه انتگرال sec x  گیر کرده بودم، جزء به جزء و روش های ديگه رو امتحان کردم  ولی جواب نمیداد . یه خاطره مبهمی يادم بود که این انتگرال با بقیه شون فرق داشت، ولی نمیخواستم تقلب کنم و جواب رو نگاه کنم، حالا بعد از دو سه هفته که دوباره نشستم که ادامه تکنیک‌های انتگرال گیری رو مرور کنم، با خودم گفتم اگه بخوام گیر بدم که خودم جواب رو پیدا کنم،  همینجا گیر میکنم و نمیتونم این فصل رو تموم کنم
فردا که چشم بگشایماز تپه‌ی روبه‌رو سرازیر خواهی شدبه آن‌سوی دامنه اما و پنجره‌ام برای ابد گشوده خواهد ماندسپیده‌دمزنبق‌ها بیدار می‌شوند غوطه‌ور در شبنمو بوی آویشن و بابونهاز آغوشم خواهد گریختکجای این دره‌ی پرسایه خوابیده بوديمکه جز صدای تیهوهاو بوی آویشن بر شانه‌هایمچیزی را به یاد نمی‌آورم ؟همیشه دلهره‌ی گم‌شدنت را داشتمیقین داشتم وقتی بیدار شومتو رفته‌ایو زمین ديگرگونه می‌چرخديقین دارم اما که خواب نديده‌امکه تو در کنارم ب
اقا  من که حالا حس نوشتنم اومده بزارین یه پست ديگم بنویسم تا بره برا سه سال ديگه :))داشتم پستای سه سال پیشمو میخوندم وای چقدر خنده دار بودن برام چه دغدغه (درست نوشتم ؟)هایی داشتم  اقا از من نصیحت هیچی ارزش غصه خوردن نداره من هیچ کدوم از این مشکلاتی که قبلا نوشته بودم اصلا يادمم نیست جديدنم یه مشکل عظیم خانوادگی برام پیش اومد که به تمام مشکلاتی که تا حالا تو عمرم داشتم گفت زکی ولی اونم داره میگذره هر جوری که هست ما ادما جون سخت تر از ای
چقدر خوب میشد اگر یه ماشین داشتم و با اون میرفتم دنبال پسرم و هرجای این شهر که دلش میخواست میبردمش کولرش رو توی روزای گرم و بخاریشو تو روزای سرد روشن ميکردم تا انقدر اذیت نشه خیلی دلم میسوزه خیلی .کاش ماشین داشتم نوع و رنگ و مدلش مهم نبود راحتیش مهم بود برای بچم 
از تصادف جون سالم به در بردم، هرچند با مرگ یک متر یا یک ثانیه فاصله داشتم. اما هزینه های ماشین کمرم رو شکستپ. ن. لحظه تصادف پیش خودم داشتم فکر می کردم کاش اگه قراره اتفاق بدي بیوفته زنده نمونم. کلی صحنه تصادف جلوی چشمم مرور شد وقتی ماشین داشت دور خودش می چرخید
تاریخ ها رو خیلی دوست دارمامروز تولد بابا احمد بود ۲۱ آذر ماهاز اول آذر چشمم به این روز بود اما ديشب اونقدر حالم بد بود و تپش قلب شديد داشتم که قلبم داشت می اومد تو دهنم و میدونستم فقط حرف زدن با دوستی جان آرومم میکنه اما فکر کردم اون اگر دلتنگ من بود یا نگرانم حتما تو تایم استراحت ش وقتی يادم بود، حتی الان، بهم پیام میداد .پس گفتم مزاحمش نشم.و با خواب اجباری شب رو تموم کردم و يادم رفته بود امروز تولد بابا احمد هست
بابامو تو راه برگشت ديدم و گفت چته؟ به عربی گفتم شکمم درد میکنه بعد بهم گفت ت نه ی ! حالا چه فرقی داره که شکممو مونث گرفتم یا مذکر! مهم فعلیه که داره انجام میشه اونم درده دررد!  البته اگه دست خودم بود خودمم دوست داشتم مذکر باشم! من موقع حرف زدن عربی همه چی رو مذکر میگیرم! به نظرم خیلی مسخرس که مونث و مذکر وجود داره!همین جوری تو کل راه حالا داشتم فکر ميکردم. اخر داشتم با خودم میگفتم که که محلمون شده پر از عرب عجم  به همین خاطر عرب عربا هم تو محل
ديشب تو خواب فقط گریه ميکردم!اصلا يادم نیست دلیل گریه هام چی بود.فقط يادمه به مامان میگفتم من همیشه گریه دارم فقط شماها  نمیدونید!!بابای خدابیامرزم هم بود ایستاده بود یه گوشه نگاهم ميکرد.اونقدری اشک ریختم و گریه کردم که فک کنم فشارم واقعا رفته بود بالا.صبح که بیدار شدم قسمت پشت سرم  تا گردنم درد بدي داشتم!از صب که  از خواب بیدار شدم دلم گرفته.همین طور بی دلیل!
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی