محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

مامان قدوبالای نازت بگردم

مطلب دانلود آهنگ مامان قدوبالاي نازت بگردوم را میتوانید به صورت کامل از سایت هفتاد و پنج دانلود دریافت کنید.دانلود آهنگ مامان قدوبالاي نازت بگردومبا سلام خدمت شما دوستان عزیز دانلود آهنگ مامان قدوبالاي نازت بگردوم [Music] Darkhasti دانلود آهنگ دورت بگردم از حمید اصغری رسانه نوا Videos موسیقی محلی فارس زیبا به نام مادر طرفداری دانلود آهنگ مامان قدوبالاي نازت بگردوم ایندکس وار آهنگ جدید محمد خدارحمی به نام دورت بگردم نسیم یاسوج دانلود آهنگ لری دانل
 دانلود آهنگ جدید ماکان باند بنام حس عجیب با بالاترین کیفیتDownload New Music Macan Band – Hesse Ajibدانلود آهنگ ماکان باندترانه و موزیک : ماکان باند , تنظیم: امیر میلاد نیکزادمتن آهنگ جدید ماکان باند بنام حس عجیب :رو به روم ایستادی و من خیره تو چشمای تو اون چشمای تو همه دنیامه وبگیریشون ازم دیدی یهو دیوونه شد عاشقت دیوونه شدکجا بگردم دنبالشو کجا بگردم دنبال این آرامشوحس عجیبه تو خنده هات بهم میریزتم صداتکجا بگردم دنبالشو کجا بگردم دنبال این آرامشوحس عجی
 دانلود آهنگ جدید ماکان باند بنام حس عجیب با بالاترین کیفیتDownload New Music Macan Band – Hesse Ajibدانلود آهنگ ماکان باندترانه و موزیک : ماکان باند , تنظیم: امیر میلاد نیکزادمتن آهنگ جدید ماکان باند بنام حس عجیب :رو به روم ایستادی و من خیره تو چشمای تو اون چشمای تو همه دنیامه وبگیریشون ازم دیدی یهو دیوونه شد عاشقت دیوونه شدکجا بگردم دنبالشو کجا بگردم دنبال این آرامشوحس عجیبه تو خنده هات بهم میریزتم صداتکجا بگردم دنبالشو کجا بگردم دنبال این آرامشوحس عجی
دانلود اهنگ من مریضم به چشای نازت (هوروش باند ) با لینک مستقیم همراه با متن متن آهنگ فاصله نه هوروش باند. ♪♪♫♫♪♪♯. من مریضم به چشای نازت عشق میون من و تو یه رازه ♪♪♫♫♪♪♯دست من نیست شده این دل عاشق ترسم اینه که بری .دانلود آهنگ جدید هوروش باند به نام فاصله نه Download New Music Hoorosh Band - Faseleh Na. . من مریضم به چشای نازت عشق میون من و تو یه رازه دست من نیست شده .دانلود آهنگ جدید هوروش باند با نام فاصله نه با کیفیت های مختلف به صورت رایگان. . من م
امروز با مامان رفتیم ورزش. همه میانسال بودن به جز من. با تعجب می‌گفتن تو واسه چی اومدی؟ منظورشون این بود که چاق نیستی که! خب واضحه. ورزش رو از چاقی شروع نمی‌کنن. من حتی کتونی هم نپوشیده بودم. باید کتونی بپوشم و یه لباس ورزش مناسب هم جور کنم. ای کاش بتونیم ادامه بدیم با مامان. مامان و داداش خیلی دوست دارن زودتر لاغر شن. داداش حتی یه مدت قرص هم می‌خورد و من خیلی نگران بودم نکنه ضرر کنه بهش. مامان هم سعی می‌کنه رژیم بگیره؛ اما بگردم. نمی‌تونه. :د
دانلود آهنگ جدید بسیار زیبا از حسین عامری به نام بگردم کوه به کوه دره به دره با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahange begardam koh be koh dare be dare az Hossein Ameri
دانلود آهنگ بگردم کوه به کوه دره به دره حسین عامری (با کیفیت بسیار عالی)
لالا لالالالا لالا لالالالا ♫♪✌
درختان سایه دارن// ما نداریم… نداریم… ♫♪✌
همه گلدسته دارن// ما نداریم… نداریم… ♫♪✌
بگردم کوه به کوه// دره به دره… بگردم تا بگیرم// آهو بره… آهو بره… ♫♪✌
عزیزم// آهوی
آهنگ رستاک به نام بهترین حال جهان



دانلود موسیقی جدید رستاک بنام بهترین حال جهان

Download New Music Rastaak – Behtarin Haale Jahan
ترانه و موزیک: رستاک حلاج , تنظیم: اشکان دباغ
متن آهنگ جدید رستاک بنام بهترین حال جهان :
اخمتم شیرینه واسم پرت چشماته حواسم عطرتو میون یه جمع زیادم میشناسم
بغضتم برام عزیزه نذار تو دلت بریزه زندگی بدون تو بی ارزشه بی همه چیزه
بهترین حال جهان حالت چشماتو بگردم خودم از خنده تا اخماتو سراپاتو بگردم
همه دنیارو بدن ذره ای عشقت رو نم
مامان بزرگم خیلی مریض بودو در ضمن دکتری که همیشه میره پیشش مطبش باز نبودبه هزار زحمت راضیش کردیم بره پیش یه دکتر دیگهوقتی رفتیم داخل،معاینه که تموم شد مامان بزرگم گفت:آقای دکتر یه چیزی بنویس فعلأ خوب بشمتا چند روز دیگه برم پیش یه دکتر درست حسابی .۷سال درس خوندشُ شست مثل رخت پهن کرد رو بند!
دیشب دخترم میگه: مامان جیش داشتی به من بگو. زود دوتایی بریم جیش کنیم. باشه؟ یادت نره ها.گفتم: چشم. الان بریم دوتایی جیش کنیم؟رفتیم. ایشون بیشتر از من کار داشت! یه مامان تمام عیاره. غذا میده بخورم. توالت من رو می بره. می خوابونه. ناز می کنه. بوس می کنه. حیف که نصف روز سر کارم. نمی تونم از بودن باهاش لذت ببرم. 
 دانلود آهنگ جدید ایوان باند بنام ماه منیDownload New Music Evan Band – Mahe Maniمتن ترانه ایوان باند ماه منیماه منی همراه منیدلبرِ دلخواه منی شعر ترم تاج سرر تو چند؟ تا بخرم!دیر برو زود بیا راهی اگربود بیا فکر توام هر نفسدور تو می گردم و بس! ایالهی به قربون چشمون سیاهتچه خوش میدرخشن تو اون صورت ماهتچه دل برده از من هیاهوی نگاهتالهی که دورت بگردم! ایعزیزم عزیزی کی مثل تورو دارهخرابت شدم تا بسازیم تو دوبارهکه لب تر کنی من بیام با یه اشارهالهی که دورت بگ
دوباره باز توی  خاطرات روزگار تلخم  قدم زدمدوباره باز با نبودنت که مثل یک کابوسه برام و انتظار نبودنت قدم می زنم  .سلام مامانخوبی  چیکار میکنی بدون ما مامان هنوزم درد داری  ؟  هنوزم غصه میخوری  ؟  هنوزم نگران دورو بریات هستی؟اره مامان میدونم که هستی. بخدا که  دلم یه ذره شده واست  تا کی باید خاطراتتو  ورق  بزنممامان زخم دلم بد جور کاریه .به کی بگم ساعتها و روزها و ماه ها و سالها گذشتولی تو نگذشتی  هنوزم بر
با دوستم ویدیو کال کردیم گفت ببین فردا پامیشی میری دانشگاه مستم نمیکنی، اینقدر مست بودم هی هر کلمه میگفت لیا خیلی مستی دیگه نخور، بعدم گفت نگرانتم خوابت چقدره چقدر میخوری چقدر فلان و بجای زاناکس یه چی دیگه معرفی کرد که البته DCI اش نبود بابد بگردم ببینم چی میگه دقیقا، بعد جفتمون گفتیم که چقدر قربانی مادر پدرامون هستیم، مامان من میاد یه چمدون زاناکس و ترامادول میاره با خودش، بعد میگه بخور مامان چیزی نیس بخور، اونم گفت بابام منو گذاشت رو ریتا
یادم باشه وقتی رفتم بهشت بگردم دنبالت و پیدات کنم. اونوقت اگه منو یادت بود، اگه توام دوستم داشتی، میریم پیش خدا و آرزو می‌کنیم چند وقتی بشی مامان من و باهم زندگی کنیم. اونوقت دیگه مهم نبود حتی اگه هیچکس دیگه‌ای رو نداشتیم. خاله دایی عمو عمه خواهر یا برادر نداشتیم. همین که تو بودی کافی بود. همین به من آرامش میداد. خوشحالم میکرد و برام کافی بود. دیگه به هیچ آدمی احتیاج نداشتم. اونوقت دیگه هیچی تو دنیا ترسناک نبود. اونوقت از پس همه چی برمیومدم و ه
داشتم فکر می کردم به حرف دیشب مامان : با ناراحتی گفت مگه من مامان نیستم چرا باید از همتون بترسم. چرا باید حواسم باشه هرکدومتون از چی ناراحت میشین. چرا هی به من میگین اینو نگو، اونو بگو.فهمیدم گند زدیم. گفتم مامان برای خودت می گوییم . که آدمها ازمحبتت اینقدر زیاد سواستفاده نکنن. اینقدر راحت بهت دروغ نگویند. اینقدر تو رو پایین نبرند. گفت نمی خواهم. بذارین خودم باشم راحت ترم. من همین هستم.هیچ آدمی بهشت را به زور نمی خواهد. دلم گرفت. من هیچی برای خودم
احسان جان مامان چرا اینقدر الکی نق می زنی گلم؟؟ کاش بزرگتر بودی و می تونستی بگی چته، دندونته مامان؟؟ همه کارهایی که برای خوب کردن حالت بلدم انجام دادم الا  کلا تو بغل موندن که توانش رو ندارم همش بغلم باشی .زنده  باشی گلم
ظهر برای ناهار کله جوش پختم. شما چی صدایش می زنید؟ کال جوش؟ با کشک و پیاز داغ و نعناع ، گردو هم می خواهد که نداشتم.طوری که می خواستم نشد ، طعم و مزه کله جوش های مامان را نمی داد.شب که سین شیفت شب داشت خانه مامانم اینها بودیم.شام چی داشتند؟ کله جوش! چه حسن تصادفی! همینطور که داشتم با لذت دستپخت مامان را می خوردم پرسیدم: چرا غذاهات اینقدر خوشمزه میشه؟ چرا هیچ وقت مال من به خوبی مال تو نمیشه؟ بابا گفت: آشپزی مامانت بیسته! بابا اهل تعریف
 دیروز پنجشنبه دوم اسفند همه رفتیم خونه ی مامان هم دورهمی هم پیشواز برای روز مادرخیلی خوب بود و خوش گذشت ، دوست دارم همه رو میبینمحالم خیلی بد بودولی وقتی رفتم تو جمع حالم عوض شدبازم تکرار وو.عیدو جنب و جوش عید حال خراب وووچند روزی رفتم  پیش زهرا و بعد از همونجا رفتم شمال   خوب بود و خوش گذشت و فامیلها رو دیدم بعد با مامان و حاج آقا برگشتموقتی که باهاشون هستم و میبینم با هم خوش هستن لذت میبرمخدارو شکر که مامان ار تنهایی در امد و راضی
تمام دیشب تا همین الان که رسیدم خونه بیمارستان بودم.قلب مامان بازیش گرفتههر لحظه یه بغض نزدیک بود از نگرانی بترکه خیلی ترسیدم دلم پریشون بود. خدا رو شکر بخیر گذشته و با اصرار مامان همراه بابا اومدم خونه که دو ساعتی استراحت کنم و دوباره برگردم. خدایا حالم توی اتاق احیا خیلی بد بود اتاق احیا حسش بد بود + تخت خالی نبود توی اورژانس گفتن روی تخت اتاق احیا مامان بخوابه. + شب بدی بود خدایا شکرت که تموم شد. 
خانمهای عزیز، مامانهای خوشگل، دخترای ناز، فاطمه خانمها، زهرا خانمها، روزتون مبارک اساسی.درسته که هر روز مائه ولی خوب یه روزم به مناسبت روز ما خانمها گذاشتن که ارزش خودمون رو دست کم نگیریم.می بوسمتون. مواظب دلهای مهربونتون باشید. زنها ذاتا مادر هستن، پس اگه مامان نشدید، هم غصه نخورید. شما هم مامان هستید. زنها قدرت ماورایی درونشون دارن که باعث میشه حتی وقتی ازدواج نکردن نگاهشون مادرانه و مهربونه. پس مهربونا روزتون مبارک. غصه ها رو از خودت
وقتی خیلی دلتنگت میشم،تصورت میکنم،تصور میکنم هنوز دستم لای موهاته و دارم اروم نازت میکنم،تصور میکنم دارم بهت لبخند میزنم و در نزدیکترین حالتم بهت،چه خوب که اینروزا رو تجربه کردیم وگرنه نمیدونستم الان چیو باید تصور میکردم،تصور کردنت هم ارومم میکنه
اخیرا داداش اومد مرخصی و قبل از اومدن مامان رفت  مامان برگشت خونه روز بعدش خواهر بزرگه هم اومد مرخصیوقتی مامان دوباره میخواست بره خواهر بزرگه هم مرخصی دو روزش تموم شد رفت. من موندم و بابا یک روز بعدش اون یکی خواهر اومده فرجه و دو هفته ای مهمونه حالا خبر دار شدم چند روزی بابا باید بره فلان شهر تو این گیر و دار بگیر و ببند و برو بیا پایه ثابت این خونه منم همینقد ساکت همین گوشه اتاق مثل عقرب کوانتومی که بعد زمان و ماکسه کرده روی هشت و بیست
نگین -همکارم رفتحالا تنها شدم سر کار بابا آخه این اگه منو بگیر بود توی این 7ماهی که اینجام میگرفتتممامان میگه دیگه سرکار نرو بریم روستا زندگی کنیمخونه بابابزرگ مرحومگفت اینجوری پول پیش رو ذخیره می کنیم و میریم مرغ و خروس پرورش می دیم و کاملا ارگانیک عمل می کنیم تا وقتی تو خوب بشیچه خوب دیگه کار نکنماوف از مامان این پیشنهاد بعید بودالان بلدم شیر موز،فول میکس،وافل و ووو درست کنم.مامان می گه خاله می گه پنجشنبه بریم تهران.گف
نگین -همکارم رفتحالا تنها شدم سر کار بابا آخه این اگه منو بگیر بود توی این 7ماهی که اینجام میگرفتتممامان میگه دیگه سرکار نرو بریم روستا زندگی کنیمخونه بابابزرگ مرحومگفت اینجوری پول پیش رو ذخیره می کنیم و میریم مرغ و خروس پرورش می دیم و کاملا ارگانیک عمل می کنیم تا وقتی تو خوب بشیچه خوب دیگه کار نکنماوف از مامان این پیشنهاد بعید بودالان بلدم شیر موز،فول میکس،وافل و ووو درست کنم.مامان می گه خاله می گه پنجشنبه بریم تهران.گف
اولش بهش میگه:
نازی ناز کن که نازت یه سرونازه
نازی ناز کن که دلم پر از نیازه
شب آتیش بازی چشمای تو یادم نمیره
هر غم پنهون تو یه دنیا رازه و کلی تشبیه و استعاره‌ی زیبای دیگه.
اما بعد، انگار که دوباره یاد تنهایی عمیقش میفته و حتی نازِ نازی جون هم دیگه پاسخگو نیس، میگه:
منو با تنهاییام تنها بذار دلم گرفته
روزای آفتابیو به روم نیار دلم گرفته
نقش من نقش یه گلدون شکسته‌س
بی گل و آب برا موندن توی ایوون بهار دلم گرفته
دلم گرفته، دلم گرفته، دلم گرفته
سلام، صبح تون بخیر صدامو از بیمارستان می شنوید!۵.۵ صبح با صدای مامان بیدار شدم. رفتم دیدم داداش بزرگه اومده میگه حال خانومش بده‌‌ منو مامان دوئیدیم رفتیم بالا دیدیم درد و خونریزی داره طفلیسریع رسوندیمش بیمارستان و الان توو بخش زایشگاهیم کیسه آبش هم پاره شده!تا دیروز بچه بیریچ بود و قرار بود سزارین بشه، اما الان میگن بچه سرش پایینه و باید طبیعی به دنیا بیاد!!!بگردم واسه زن داداش بزرگه. خیلی خیلی می ترسه‌‌ خودم زنگ زدم به دکت
دوست داشتم ماجرای سه هفته پیش رو بنویسم. ولی نمیشد و هی عقب افتاد تا الان.غروب رفتیم بیمارستان تا چشم مامان جراحی بشه. من همراهش بودم و یهو دیدم تا آخرش خودم باید همراهش باشم. خب مامان لباس بیمارستان پوشید و توی اتاقی با بقیه منتظر موندیم. هر مریضی یک نفر همراه داشت و همه هم مشغول گفتگو یا ابراز ناراحتی بابت معطل شدن. مامان هم استرس داشت. من هی باید با تلفن به خواهرانم گزارش می دادم یا با مامان حرف می زدم یا جواب پیام های برادرم رو می نوشتم!  و
بعضی روزها احساس می کنم چقدر از رضا تاثیر گرفتم. رفتارهای حرص دربیارش روی منم اثر گذاشته. خیلی شبیهش رفتار می کنم.از اون طرف رفتارهای خوبش هم همینطور.حالا گاهی برای اینکه برگردم به اون قسمتهایی از وجودم که قبلا داشتم و دوستشون  داشتم و الان کمرنگ شده ،  نگاه مامان می کنم. مامان مهربان و مقاوم.
اولین کادوی تولد امسالم رو زودهنگام گرفتم دیشب!یه میز چرخ خیاطی! خیلی غیر منتظره بود و فکر نمی کردم کسی برام بخره. موقع خرید جهیزیه میز و چرخ خیاطی داشتم(مامان قبلا برام خریده بود.) منتها خواهرم شروع به خیاطی کرده بود و ازش استفاده می کرد من بر نداشتم، و مامان گفت سال دیگه یه دونه برا تو می خریم کادو میدیم. که تو این پنج سال اصلا نشد بخرن. من پارسال بالاخره خودم یه چرخ خیاطی خریدم. چون گاهی لازمم می شد. منتها هی جمع می کردم هی باز می کردم باعث ش
نمی دونم حکمت شنیدن مکرر خاطرات گذشته از زبون مامان چیه؟ خاطراتی که متاسفانه تلخن.(یادم باشه منم دقت کنم هر وقت مامان شدم خاطرات رو تکرار می کنم یانه؟ چون ممکنه منم از مامانم این رفتارو گرفته باشم ولی تو موقعیت خاصی خودشو نشون بده)داشتم می گفتم. خاطراتی که خیلی تلخن و مامان هی اونارو تکرار می کنه. انگاراین خاطرات تلخ براش خیلی پایدارترن.ولی من این بار یه سوال جدیدی ازش پرسیدم.پرسیدم مامانبزرگ که انقدر زن عاقل و حکیمی بود (مامانبزرگ من وا
نمی دونم حکمت شنیدن مکرر خاطرات گذشته از زبون مامان چیه؟ خاطراتی که متاسفانه تلخن.(یادم باشه منم دقت کنم هر وقت مامان شدم خاطرات رو تکرار می کنم یانه؟ چون ممکنه منم از مامانم این رفتارو گرفته باشم ولی تو موقعیت خاصی خودشو نشون بده)داشتم می گفتم. خاطراتی که خیلی تلخن و مامان هی اونارو تکرار می کنه. انگاراین خاطرات تلخ براش خیلی پایدارترن.ولی من این باریه سوال جدیدی ازش پرسیدم.پرسیدم مامانبزرگ که انقدر زن عاقل و حکیمی بود (مامانبزرگ من وا
۱_ بهش میگم بگو بابا. مبگه بابامیگم بگو مامان. باز میگه بابا :/میگم بگو سارا. میگه سارا (البته به زبون خودش و نه خیلی واضح)ظاهرا تنها مشکلش با من طفلکه. بچه ست ما داریم؟!:))))۲_ مامان حلوا درست کرد واسه فاتحه. بردم درخونه ی  همسایه ی دوتا ا ونورتر. یعنی این خونه ای که کوبیده و داره میسازه، بین ما دوتاست.بعد من اینا رو بارها دیدم ولی هیچوقت سلام و علیکی نداشتیم. به آقاهه میگم من فلانی ام. همسایه ی اونوری.یهو بی مقدمه و خیلی بامزه گفت واااای، شما هم م
درست یکسال پیش اثاث کشی کردیم به خونه آرزوها و درست تو سالگرد خونه مون ما تازه تازه به پنجره های خونه مون پرده زدیم. البته چون دید نداشتیم ترجیح دادیم یه مدت از نور آفتاب بهره بگیریم. پارسال همچین روزی بود که تهران برف شدیدی بارید و همه جا سفید پوش شد و خواهرک فرداش که امد تو چیدمان خونه کمکم کنه موقع برگشت از نه شب تا چهارو نیم صبح تو برف و بوران موند تا بلاخره برسه کرج. اون روز برامون لوبیاپلوی خوشمزه درست کرده بود و کل اشپزخونه ام رو برام چید
یه آمپول ب12 به خواهرم زدم و حالا بعد چند ساعت، وقتی  داشتم کتاب میخوندم، خواهر زاده ی دو سالم اومد تو اتاقم یکی محکم زد پس کلم و رفت بیرون:| با تعجب گفتم عرفان?!!!! من چکار کردم مگه?!بدون اینکه پشت سرشو نگاه کنه با عصبانیت گفت: به مامانم ثوزن زدی!:))))))مامان بابا هنوز نیومدن و من بعد از ظهرا به باغچه آب میدم. امروز دیدم بجای مامان ایستادم کنار درختا و باهاشون حرف میزنم.
یه آمپول ب12 به خواهرم زدم و حالا بعد چند ساعت، وقتی  داشتم کتاب میخوندم، خواهر زاده ی دو سالم اومد تو اتاقم یکی محکم زد پس کلم و رفت بیرون:| با تعجب گفتم عرفان?!!!! من چکار کردم مگه?!بدون اینکه پشت سرشو نگاه کنه با عصبانیت گفت: به مامانم ثوزن زدی!:))))))+مامان بابا هنوز نیومدن و من بعد از ظهرا به باغچه آب میدم. امروز دیدم بجای مامان ایستادم کنار درختا و باهاشون حرف میزنم.
داشتم فکر می کردم به حرف دیشب مامان : با ناراحتی گفت مگه من مامان نیستم چرا باید از همتون بترسم. چرا باید حواسم باشه هرکدومتون از چی ناراحت میشین. چرا هی به من میگین اینو نگو، اونو بگو.فهمیدم گند زدیم. گفتم مامان برای خودت می گوییم . که آدمها ازمحبتت اینقدر زیاد سواستفاده نکنن. اینقدر راحت بهت دروغ نگویند. اینقدر تو رو پایین نبرند. گفت نمی خواهم. بذارین خودم باشم راحت ترم. من همین هستم.هیچ آدمی بهشت را به زور نمی خواهد. دلم گرفت. من هیچی برای خودم
صبح پسرکم با چشمای نیمه بسته مامانش رو صدا زد و ازش خواست، فقط اش اونم یکی فقط یکی ، بعد هم زد زیر گریه چون مامان سنگدلش سعی کرد هواسش رو پرت کنه و هی حرفای بی ربط و با ربط زد و ی جا هم قاطع گفت نه دیگه ما دو ساله ها روز اش نمیخوریم فقط شب وقت خواب که هوا تاریک میشه . بغلش کردم نوازشش کردم راهش بردم واسش شعر خوندم بوسش کردم و هی بهش گفتم چقدر عاشقشم و دوستش دارم و چه به قول خودش کیف میکنم وقتی توی بغلمه، بچم ی 10 دقیقه ی ربعی گریه کرد اول خیلی شدید و ب
عمیقاً محو شده در کتاب و با خودش زمزمه میکنه محتویاتش رو.بعد چند دقیقه سرش رو بلند میکنه و میگه: مامان حافظ میتونه از این کلمات تو شعراش استفاده کنه ها ببین همشون آخراش شبیه همند. لَکَ صَدْرَکَعَنْکَ وِزْرَکَأَنْقَضَ ظَهْرَکَو.میگم: مامان جون کم و بیش استفاده کرده شما خیالت راحت
مامان همچنان مصره که آجیل و پسته برای عید نخریم و به اطلاع بقیه هم رسونده که اگر اومدن برای بازدید عید انتظار پذیرایی شدن با اجیل رو نداشته باشن.خیلی با این حرکت مامان کیف کردم خصوصا که بعدش هم چند نفری گفتن پس ما هم نمی خریمفکر میکنم اگر خودم هم بودم نمی خریدم؟نمی دونم!گرچه که به درستی کار مامان ایمان دارم اما احساس میکنم اگر من در موقعیت مشابه بودم با توجه به اینکه قدرت خریدش رو داشتم می خریدمحتی با اینکه از اجیل و پسته متنفرررررررررم
مامان همچنان مصره که آجیل و پسته برای عید نخریم و به اطلاع بقیه هم رسونده که اگر اومدن برای بازدید عید انتظار پذیرایی شدن با اجیل رو نداشته باشن.خیلی با این حرکت مامان کیف کردم خصوصا که بعدش هم چند نفری گفتن پس ما هم نمی خریمفکر میکنم اگر خودم هم بودم نمی خریدم؟نمی دونم!گرچه که به درستی کار مامان ایمان دارم اما احساس میکنم اگر من در موقعیت مشابه بودم با توجه به اینکه قدرت خریدش رو داشتم می خریدمحتی با اینکه از اجیل و پسته متنفرررررررررم
دیشب با دوستای مامان رفتیم بیرون.خیلی خوش گذشت.یعنی مععععرکه بود:)))))) موقع شامم مامان سوپرایز شو بهم داد.یه iPhone بود o_0 یعنی وقتی بازش کردما از خوشحالی جیغ زدم وسط رستوران((((: خیلی ضایع بود ولی همه کلی خندیدیم.اصلا نفهمیدم مامان برا چی همچین کادویی بهم داده.گفتم آخه به چه مناسبت؟ تولدم دو ماه دیگه ستا.مامان الکی اخم کرد گفت ساراا! این چه حرفیه جلو همه به من میزنی؟! الان همه فکر میکنن من تاریخ تولد دخترمو یادم رفته!!گفتم خب بگید دیگه:))گفت چی
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبا از ناصر صدر به نام چشمای نازت  دانلود آهنگ چشمای نازت از ناصر صدر با کیفیت 320 و 128 به همراه متن آهنگ و پخش آنلاین تنظیم، میکس و مسترینگ: امیر حیدریDownload New Music Naser Sadr - Cheshmaye Nazet   Lyrics Cheshmaye Nazet Naser Sadrمتن آهنگ چشمای نازت ناصر صدر——————————————–با بی توجهی رنجیدی از من ودست خودم نبود اخماتو بشکن وسمت دلم بیا و چشمامو غم زدهآرامش منو اخمات به هم زدهکابوس قهر تو واسم تموم کن وسمت دلم بیا اخمات
خب من و دومی وارد هفته دهم شدیم، امیدوارم صحیح سالم باشی کوچولوی من . هر روز صبح واست از خدا سلامت جسم و سلامت روح رو درخواست میکنم عزیزم، امیدوارم توی زندگیت از همین الان تا آخر عمرت خوشبخت و عاقبت به خیر شی تازنینم، تو هم واسه من و بابات دعا کن عزیزمو اما پسرکم، نور چشمم و مایه حیاتم، دورش بگردم که از 3شنبه هفته پیش دیگه به صورت کامل شیر رو ترک کرده . خدا رو صدهزار مرتبه شکر که 5 ماه مداومت من و خانواده برای اینکه بدون درد و بدون استرس از شیر بگ
دیشب به مامان گفتم پولتو نمی خوام ولی لا اقل وقتایی که مریضم کنارم باشمامان امروز با من خوب شده و گفته باهام میاد تهران و کارامو دنبال می کنهبیگ لایک داری ماهیدیشب با مدیر داخلی جدید حرف زدمخیلی بده که منو تهدید می کنن.گفتن یکیو پیدا کردن که با 500تومن حاضره ظرف بشوره و فیش بزنه.اعصابمو خرد کردن کثافتا. امروز آزمایش آنتی بادی ازم گرفتن 10روز دیگه جوابش میادکورتون می خورم روزی 1/2 احساس می کنم موثر بودهالبته یکمدنبال کارمیه کار د
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی