نتایج جستجو برای عبارت :

شوهرم گوزید

شوهرم خانواده اش را به من ترجیح میدهد
شوهرم خانواده اش را بیشتر از من دوست دارد
نحوه برخورد با شوهر وابسته به خانواده
شوهرم به خاطر خانوادش با من دع.یافا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
حساسیت شوهر به حجاب
شوهرم ازم میخواد بی حجاب باشم
شوهرم دوست داره بی حجاب باشم
شوهرم میگه حجاب نداشته باش
وظیفه شوهر در قبال بی حجابی همسر
همس.خزان دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
پرسش :سلام. خسته نباشید دختری هستم 22ساله شوهرم 14سال از من بزرگ تره. مدتیه ک میل جنسی ایشون خیلی کم شده اوایل خوب بود ولی الان نه.خود من خیلی هاتم.دوست دارم هر شب رابطه داشته باشیم.ولی شوهرم یا خوشش نمیاد یا خودشو میزنه خواب.یا.کلا هر شب نیازم سرکوووووب میشه????بگید چیکار کنم من!! 
روابط جنسی سالم و شرعی±وبلاگ
با حکم جلب شوهرم را به زندان انداختم در آنجا به توافق رسیدیم که قسمتی از مهریه را بگیرم وطلاق انجام شود ولی بعد از آن شوهرم حاضر به طلاق نشده و محکومیت عدم تمکین برای من صادر شده است می خواستم بدانم آیا می توانم نسبت به بقیه مهریه اقدام کنم؟باسلام طرح دادخواست مطالبه مهریه اگر بخشیده نشده باشد بی قید و شرط استمنبع: سایت وکالت دادراه
دیدن عشق قدیمی بعد از ازدواج
عشق قبلی شوهرم
رفت با یکی دیگه ازدواج کرد
چیکار کنم شوهرم عشق قبلیشو فراموش کنه
تاثیر عشق قدیمی روی ازدواج
پشیمان.بامداد دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
چگونه شوهرم را عاشق و شیفته خود کنم؟
راه کارهایی برای خانم ها برای اینکه همسران خود را وابسته به خود کنند.
(با توجه به درخواست های بالای شما عزیزان ما با این.جانا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
سوال : شوهرم خیانت کرده به دلیل کمبودهایی که داشتم دلبسته مرد متاهل شدم
مستانه بحر خزان
عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
عضو انجمن روانشناسی سلامت و سال.زحل کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
امروز تولد برادر شوهرم بود که بیست و یک سالش تموم میشد و برای اولین بار تو زندگی براش تولد گرفتیم.‌‌برعکس خانواده ی ما ،خانواده شوهرم اصلا اهل تولد و تولد بازی و مهمونی گرفتن های تجملاتی نیستناز وقتی من وارد خانوادشون شدم سعی کردم با تولد گرفتن و مهمونی های دوره ای کمی جمع های خانوادگی رو بهم نزدیک تر کنم و خداروشکر تا حدودی موفق هم شدم‌من و این برادر شوهرم که تولدش بود اصلا باهم حرف نمیزنیم‌‌.حرف زدن ما خلاصه میشه فقط به یک سلام کر
مشاوره درباره شوهری که می خواهد ارتباط نامشروع زن خود برقرار کند.شوهرم چشمش ب خواهرمه و میگه باید مخشو بزنی واسه ی رابطه سه نفره من اصلا تو قبدو بند.دلبر دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
من سالهاست به طلاق فکر میکنم ولی چمن گرفتن طلاق برا خانومها سخته اقدام نکردم اما به تازگی شوهرم گفته که برای گرفتن پول از خانواده‌اش به محضر بریم و توافقی طلاق بگیریم و بعد از دریافت مهریه دوباره عقد کنیم و به شهر دیگری بریم من مهریم رو نمیخوام آیا بعد از طلاق و گرفتن حضانت بچه شوهرم میتونه دوباره حضانت بچه رو از من بگیره؟ و یا اینکه حق ازدواج مجدد رو از من بگیره؟ چون من میخوام بعد از طلاق به خانه پدرم برم و اصلا مهریه رو نمیخوام فقط
خیلی دوست ندارم توی وب لاگم از بدی های کسی بنویسم. ولی بعد از مدت ها که رفتار خیلی ها واسم اهمیتی نداشت . رفتار جاری ام واقعاً ناراحت کننده بود. پیش خودم گفتم مینویسم شاید با نوشتن برام کمرنگ بشه. این چند روز تعطیلات رو ما شهر همسرم بودیم. و از جایی که جاری های من مال همون شهر هستن هر دو خونه ی پدر و مادرشون بودن و فقط یک شب اومدن خونه پدر شوهرم. روز آخر یکی از جاری هام رو دیدم و باهم خداحافظی کردیم. امیروالا خواب بود و ما منتظر بودیم بیدار بشه و
Sirwe kavianروزی شیوانا در حیاط مدرسه مشغول رسیدگی به باغچه بود که  زنی مسن برای دیدنش آمد ،زن وقتی شیوانا را دید گفت :مدتی است دخترم ازدواج کرده و هر بار که به خانه آنها می روم می بینم که شوهرش حرفهایی در قالب شوخی و مزاح به دخترم می گوید ،من این حرفها را توهین تلقی میکنم و به دخترم گوشزد میکنم که نگذار شوهرت با تو چنین شوخی هایی بکند ،بیا به خانه پدرت برگرد و او را رها کن ،اما گوش دخترم به این حرفها بدهکار نیست و میگوید شوهرم را بسیار دوست دارم ،
یه روز یکی زنگ زد خونمون 10 سال از من بزرگتره  ازدواج کرده و بچه هم داره یه جورایی آشنا بود فقط آشنای من نه آشنای خانوادگیعصبی بود! صداش پر استرس بود ناراحت عصبانی!ازم میخواست در مورد مهریه و اینجور چیزا بهش توضیح بدم میگفت با شوهرم دعوام شده والان شوهرم منو دخترمو توی خونه زندونی کردهبهش گفتم اول آروم باش توی دعوا که حلوا خیرات نمیکنن اون الان عصبانی بوده شما هم الان عصبانی هستیاول با یه مشاور حرف بزن شماره ی چندتا مشاورم بهش دادم میگفت
پرسش :سلام. وقت بخیر. شوهرم بعد آخرین رابطمون گفت كه،اواخر رابطه واژنت گشاد میشه كه این موضوعو دوست نداره.و دوست داره مثل همون اول تنگ باشه میخواستم بپرسم دلیل گشاد شدنش بعد مدتی چیه و دوباره تا رابطه بعد تنگ میشه و اواخر رابطه گشاد میشه و به همین شكل
روابط جنسی سالم و شرعی±وبلاگ
 راز نی که شوهرشان عاشقشان است - برترین هاhttps://www.bartarinha.ir/۲۰ دی ۱۳۹۶ - فقط کافی است، زبان‌شان را بشناسید تا حرف دل‌شان را بفهمید. . برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بوده‌اند. . احساساتی که به زبان می‌آورند بعد‌ها به‌عنوان یک مدرک جرم علیه‌شان استفاده شود، می‌ترسند. . من خودم 19سالم بود ازدواج کردم شوهرم 8 سال از من بزرگتره وقتی به رفتارای اول .https://www.iranve.com/www.iranve.com › روانشناسی › همسر
چکار کنم شوهرم به حرفم گوش بده،نحوه صحبت با مردان،اثر گذاری روی مردان، شوهر حرف شنو،چطوری با شوهرم صحبت کنم تا به حرفم گوش بده. ن در مقایسه با مردان از .https://w/www.ninisite.com › discussion › topic › چیکار-کنم-شوهرم-حرفمو-گو.چیکار کنم شوهرم حرفمو گوش کنه بی چون و چرا | تبادل نظر نی .https://www.ninisite.com/۲۴ شهریور ۱۳۹۶ - چیکار کنم شوهرم حرفمو گوش کنه بی چون و چرا. 34873 بازدید . فقط ب اخلاق مرد بشتكس داره ك ارو باشه و مظلوم . به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری.h
الآن شب از نیمه گذشته و حدودا ساعت ۳:۳۰ بامداد ۸ فروردین ماهه.گرچه شب و تاریکه و باید سبب آرامش بشه ولی متاسفانه ات عجیب و غریب و بسیاااار بو گندویی دارن مدام دور و برمون می پلکن . یکیش و همسری کشت بوی بسیار بدش تو فضا پخش شد.  انگاری راسو بود!من خودم بسکه خوابم خوب بود اینم قوز بالا قوز شد. الآن خونه برادر شوهرم هستم. همین یک ساعت پیش مادر شوهرم خواست بره دستشویی  تعادل نداشت افتاد و سرش خورد روی تیزی پله دستشویی.کلا وضعش اسفنا‌که.
با بچه‌های باشگاه اسکواش حرف می زدیم حرف ازدواج و ریخت و پاشهای الان بود. یکی از بچه‌ها گفت، ما سال 83 ازدواج کردیم. عروسی نگرفتیم، شوهرم پول نداشت، همین طوری رفتم خونه ام، با یه چمدون. برا همین مامانم بهم جهیزیه نداد. خیلی ناراحت بودن که چرا عروسی نگرفتن برامون. بعدا مامانم یه سری خرت و پرت های خودش رو بهم داد، نرفت برام بخره حتی. هر تیکه از زندگی ام رو با خون دل و با عیدی که شوهرم گرفته خریدیم. اون موقع همه تقبیح می کردن که چرا این مدلی رف
عزیزم شوهر قشنگم مرد خوبم منو بشناس من یک زنم تو نزار من ناشناس بمونم من میخوام غرق بوسه ام کنی اگه تو من رو نداشته باشی تنها میمونی من و تو با هم به آرامش نهایی می رسیم قشنگترین احساسم نیاز به تو دارم شوهرم مرد قشنگم من کی هستم برای تو من برای  تو یه ماه هستم من یه راهبه هستم برای  رهایی تو از  همه  خستگی ها شوهرم  عشقم  منو بشناس  درکم کن  بفهم من تو رو دوست دارم من تر و  تازه ام عزیزم من یک زنم بعضی وقتها  مجنون میشم بعض
خیلی وقته ننوشتم حقیقتش وقت نمیکنم یا سرکارم یا میرم خونه و اونجا سرم شلوغه تبلت هم خونه ی پدری میذارم با خودم نمیبرمش چون اونطرف نت ندارم و ترجیح میدم از صبح تا شب که سرکاریم حداقل شبها یکی دو ساعت با هم باشیم و ساعت دوازده شب هم  هفت پادشاه رو به خواب میبینیم.خداروشکر پرونده ی گرفتن مهریه و سکه ها تموم شده پارسال دی ماه به بابام وکالت دادم تمام کارهای مربوط به دادگاه و مهریه رو خودش انجام بده و من پا تو دادگاه نذارم خلاصه تو قسمت اجرای احک
دیروز نوشت :دو روزه پسرم تب داره و بی حوصله است و مدام میخواد که من بغلش کنم برای همین اصلا عیدشهرشوهرم واسم خوب نبود و بهم خوش نگذشت و لحظه شماری میکنم برای برگشتن . sms زدم به دکترش و خداروشکر گفت فردا مطب هست و قراره فردا برگردیم .خیلی دلم میخواست این چند روز که شهر شوهرم بودیم بیشتر از وقتم استفاده کنم ولی با وجود مریض شدن پسرم اصلا فرصت نشد و حسابی هم خوابش بهم ریخته!چندبار اومدم به جاری بزرگه از رفتار بد جاری وسطیه بگم اما نشد و از این بابت
Sirwe kavianیک روز شیوانا در راهی می رفت در نزدیکی خانه ای دید زنی هر از گاهی سنگی به سگی که در آن اطراف بود می اندازد،شیوانا از او پرسید برای چه سگ بیچاره را اذیت می کنی ؟زن گفت:مدتی است رابطه ی من و شوهرم بهم خورده و شوهرم دعوایم می کند ،دیروز پیش یک فالگیر رفتم و مشکلم را برایش شرح دادم، او گفت کائنات می خواهد با این شیوه از تو انتقام بگیرد ، کائنات با فرستادن سگ و گربه و. بسوی خانه تو ناراحتیش را نشان می دهد بنابر این هر بار که سگی یا گربه ای  دی
خدایااااااا بیا منو بخوووور. واقعا نمیفهمم این ابله ها چطوری حساب میکنن و چطوری فکر میکنن که از ترس سیل اومدن تو خونه ما قایم شدن. واقعا که مرد ترسو آفت زندگیه. حالا فردا همشون میگن ما میدونستیم که آب بالا نمیاد. آره ارواح عمت میدونستی و داشتی خودتو خیس میکردی.اون وقت این ابله ها پست اجرایی دارن و حقوق بالا و من.فردین و مادر شوهرم از ترس اومدن خونه ما. خدایا اینا دیگه چه احمق هایین؟
آیا تا به حال فکر کرده‏اید که چرا عذرخواهی مشکل است و هیچ می‏دانید که عذرخواهی در زندگی شویی چقدر می‏تواند اختلافات بیهوده را از بین ببرد؟
اغلب زوج‏های ج.رادان دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
پنج شنبه ی هفته ی قبل یعنی نهم اسفندماه اومد تو خونمون و تی وی و انگشترم و مقداری پول بردشوهرم صبح زود رفت سرکار و بهم گفت اینجا نمون تنها هستی بابات هم شهرستانه بیا برو خونه ی بابات دوربین داره امنیتش بیشتره قبول کردم و غروب داشتم ماکارونی میپختم به خواهری گفتم تا آب جوش بیاد برم به خونه سربزنم بیام اما تا مانتو پوشیدم پشیمون شدم نرفتم شب بعد از شام که رفتیم دیدیم قفل در حیاط شکسته از بالای دیوار نگاه کردیم دیدیم لامپها روشنه و در اتاق ب
این روزها سرماخوردم طوری شدم حتی حوصله ی خودمم ندارم میرم مغازه تا حقوقی که میگیرم حلال باشه چون تمام بدنم درد میکنه میشینم یه گوشه و زیاد کار نمیکنم خانمهایی که میان خرید میکنن همونجا میمونن و حرفهای دلشون رو میگن تا سبک بشن و برن سراغ کارهای خونه و زندگیشون.یکیشون میگه همسرم زنش رو طلاق داد دو تا بچه داره بعد از چند سال اومد خواستگاریم قبول کردم اما الان پشیمونم میگه برای بچه هاش مادری میکنم اما همسر سابقش هر روز میاد جلوی در داد میزنه بای
شوهرم 5ساله خانه را ترک کرده وبه خارج رفته به تازگی برگشته ولی اصلا خونه نیامده وبه شهرستان رفته حالا بازم میخاد بره خارج. یه راهنمایی کنید واسه طلاق توافقی چیکار کنم که راضی بشه؟شما میتوانید بخاطر ترک زندگی مشترک و به استناد شروط ضمن عقد درخواست طلاق یکطرفه هم بکنید.بهتر است حضوری با وکیل مشاوره نمایید.برای طلاق توافقی هر دو باید راضی باشند.منبع: سایت وکالت دادراه
برادرهای شوهرم رفتن کمک به سیل زده‌ها. گفتم مونوم بیام؟ گفتن برا کِل زدن و دادن روحیه ها یا برا یزله که تند تند کار کنن. اما برا چیزای دیگه نه. بشین دعا کن. گفتم خو می‌تونم بپزم. حالا نون هم نه غِذا. گفتن نه. زن نداریم بره قاتی بشه.  پششششش! مردم دارن می‌میرن اینا زن اُ مرد می‌کنن.  گفتم بابا مو بیل زدوم تو باغچه بذارینوم بیل بزنوم. گفتن تو بسته‌بندی کن تو خونه. پَ ای چه کار بی‌مزه‌ائیه.خو شما جای کوکای منید به شما نگوم به کی بگوم ک مو فمنیس
آیا مرد حق دارد گوشی همسرش را چک کند
شوهرم رمز گوشی را از من پنهان میکند
گوشی همسرمان را چک کنیم یا نه
شک به خیانت همسر
چگونه شک همسرم را برطرف ک.بامداد دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
متن در مورد غر زدن
تاثیرات غر زدن
درمان غر زدن
شوهرم غرغرو است
همسر غرغرو را چگونه ساکت کنیم؟
علت بهانه گیری ن
چگونه غرغرو نباشیم
زن .بامداد دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
خیلی وقته نشونه هایی در خودم حس میکنم که گویا دارم به سادگی میرسم.یه روز وقتی داشتم درباره تونیک های تیره گل گلی صحبت میکردم برای همسری که چقدر جنسشون خوب و لطیفه و دلم میخواد منم داشته باشمش. چه ایرادی داره پیر و جوان نداره به نظرم و این حرفا.شوهرم گفت داری درست میشی. خیلی امیدوارم بهت.دیشبم که داشتم به شوهرم میگفتم پذیرایی گَل و گُشاد و میخوام چیکار!! به چه دردمون میخوره. ما که دو نفریم.اول سلامتی و حال خوب باشه بعدم خونه فعلی برامون بزرگه حت
سلام خانم دکتر .من خانمی 30ساله.همسرم32ساله .شوهر من مردخوبیه از همه لحاظ ولی یه عیب بزرگ داره که منا به شدت ناراحت میکنه اونم از لحاظ جنسی.هرشب ما باید رابط.بنیتا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
از چند سال پیش به دلیل آشنای با شهرام ، اعتیاد به مصرف موادمخدر پیدا کردم. هر وقت موادم تمام می شد سراغ شهرام می رفتم و از او مواد می گرفتم. این درحالی بود که من شوهر و یک فرزند ۳ساله داشتم. 
رابطه من و شهرام مدت ها ادامه داشت و همیشه خیالم از بابت تهیه مواد راحت بود تا این که بالاخره شوهرم به من شک کرد. دستم برای شوهرم رو شده بود و مجبور شدم همه چیز را برایش تعریف کنم. فرشاد، شهرام را مقصر معتاد شدنم می دانست و از همان روز او
همسرم خیلی آدم قدردان و بی توقعی ست،تک تک کارهایم را می بیند و تشکر می کند،تشکرمی کند از من برای مرتب نگه داشتن خانه، برای رسیدگی خوب به احسان، برای انرژی داشتنم، صبحانه حاضر کردنم، احترام گذاشتن به پدرومادرش، چند روز قبل خانه مادرش مشکلی پیش آمده بود و مادرش نمی توانست از سینک استفاده کند و این خب خیلی سخت است برای هر کسی، پشت آشپزخانه آب داده بود و پدرش حوصله اش نمی کشید، مادر شوهرم گفت کمردرد گرفتم از بس آب کثیف بردم و آوردم، ظرفها را نمی
hamsar




با سلام
من خانمی 43 ساله هستم . 25 ساله ازدواج کردم یک فرزند دارم و شوهرم 48
سالشه من در روابط جنسی با شوهرم به مشکلی خیلی جدی برخوردم. شوهرم مرد
بسیار اروم و با شخیصتی هستش هر چی از خوبیش تو این 25 سال بگم کم گفتم
رفتار خوبی هم با من هم دخترش داره.
کلا به زن زندگیش خیلی اهیمت میده.یا در روابط چنسی خیلی مراعات میکنه ما
مثلا هفته ای 2 یا سه بار نزدیکی داریم اونم با معاشقه و بسیار اروم و
مورد دلخواه من .
ولی به تازگی به مشکل بسیار جدی بر
روز به روز بدتر و بهانه گیرتر می شد. من و شوهرم واقعا نمی دانستیم با این بچه ناسازگار چه کار کنیم و تصور می کردیم او نسبت به خواهر کوچکش حسادت می کند به همین خاطر برایش هدیه و کادوهای زیادی می خریدیم، اما هیچ نتیجه ای نگرفتیم تا این که چند روز قبل فهمیدم او با پسری جوان ارتباط تلفنی دارد
با روشن شدن این واقعیت تلخ سرم سوت کشید و دنیا جلوی چشمانم تیره و تار شد.
 شیرین که متوجه شده بود فهمیده ام مرتکب چه اشتباهی شده است و فکر
تقریبا چهار ماهه باردارم و  روزگار سپری میکنم!هرچند احساس میکنم زود بود برای مادر شدن و کلی کار نکرده داشتم برای خودم .به هر حال باور کردم  عشق به موجودی که درونم داره رشد میکنه ،اشک توی چشمام حلقه میبنده وقتی  به بودنش توی اغوشم فکر میکنم .قراره همین روزا برم سونوی تعیین جنسیت !هرچند میدونم  باور ها هنوز که هنوزه  روی  دور غلط  میگرده .ولی خداروشکر هم اطرافیانم اعم از مادرخودم و مادر شوهر و حتی شوهرم  حرف های دلگرم کننده
خدایا شرایط اقتصادی خیلی بده، فقط خدا به دادمون برسهیعنی هر وقت اوضاع انقدر بد و بحرانی می شه من با تموم وجودم لمسش می کنم.فردا بعد از مدتها می خوام برم استخر. وای که دلم یه ذره شده برای اون حس بی وزنی که توی آب دارم.سام می مونه خونه پدر شوهرم و منم با خیال راحت با سحر و یکی از دوستام می ریم استخر.لحظه شماری می کنم برای فرداوای که چقدر حیف شد طارمی نتونست گل کنه موقعیتش رو.من و بابا و سارا با هم دیدیم دوباره فوتبالو محمدم رفت خونه دوستاش.انقدر جی
یکماهه که طلاق توافقی گرفتم مهریه ام را قسطی گرفتم ولی الان پیشمون شدم. ایا میشه خودم رجوع کنم. فقط خود شوهرم راضی نیست. و یک دختر 5ساله دارم. رضایت مرد مهمه؟سلام درطلاق توافقی که از اقسام طلاق های باین است برای شوهر درزمان عدهدحق رجوع نیست رجوع به طلاق درزمان عده حق مرد است نه زن ودرسوال مطروحه باتوجه به نوع طلاقدحق رجوع برای مرد نیست وشماباید مجددا عقد کنیدمنبع : سایت وکالت دادراه
نمیدونم داستان زینب رو تا کجا تعریف کردم و تا به حال خودم وبلاگ رو نخوندم حتی و فقط نظرات رو سعی کردم جواب بدم بیشتریه روز اومد گفت من نمیتونم تحمل کنم و باید برمقانعش کردم که بمونهاون از اخلاق و برخورد من گلایه داشت که خیلی بهش محبت میکنم !زینب از اینکه من خیلی بهش توجه و یا بقول خودش محبت میکردم ناراحت بودو بازم بقول زینب ؛ هر روز عذاب وجدان داشت که میومد شرکتزینب فکر میکرد حالا که مدیرش بهش عاشقانه فکر میکنه پس هر توجهی و نگاهی رو اونجوری ت
ایده برای سوپرایز ولنتاین برای همسر -- ایده برای سوپرایز ولنتاین برای همسر  سورپرایز ولنتاین برای مرد سورپرایز ولنتاین برای شوهرم سورپرایز ولنتاین ب.نیلا دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
از رویان زنگ زدن به همسری که نوبتتون شده و ماده آزمایشگاهی از آمریکا بهمون رسیده و حالا میتونیم جنین هاتون آزمایش کنیم.شوهرم گفت نمیخواد اینکار رو بکنید!گفتن نمیخواین با همسرتون م کنید؟شوهرم گفت قبلا حرفامونو زدیم. دیگه نمیخوایم جنین ها رو پی جی دی و پی جی اس کنیم. ماده رو بدید به نفر بعدی.و الآن بعد ازظهر همسرم به من این جملات رو میگه.می پرسم تاریخ فریز جنینها به پایان رسیده نمیخوای تمدیدش کنی؟! گفت نمیدونم. گفتم اگر تمدید نکنیم شاید بف
به تاریخ ٩٨/١/٢٠ :همسرم رفت استخر و من و امیروالا اومدیم خونه، توی ماشین خوابش برده بود، بغلش کردم، توی پارکینگ صدای موتور شنید و یهو ازجا پرید و صدای موتور رو در اورد، و توی پله ها هم ریز ریز میخندید و چشم هاشو بهم فشار میداد که مثلا خوابه، اومدیم خونه کمر بسته بودم که بخوابمونش، چراغ ها رو خاموش کردم، شیر واسش داغ کردم ، هر از گاهی گریه میکرد و میگفت ددر، از همون اول هم مدام سراغ باباش رو میگرفت، من کم کم داشت خوابم میبرد ولی امیروالا از اینو
چرا هیچ وقت ریتم زندگی من درست نمیشه؟؟!!صبح تا دیر وقت خوابم. تا به خودم بیام می بینم ظهره و ناهار و شستشو و بعد هم بعد ناهار وقتی قصد مطالعه دارم بعضی روزها که ناخوش احوالم خوابم میگیره. اما یه روز مثل امروز داشت خوب پیش میرفت که با یه اتفاق و یه برنامه یهویی و از پیش تعیین نشده همه چی خراب شد!پسردایی شوهرم پیام داد برای دیدن فوتبال و شام بیاین اینجا.من به همسری گفتم تو برو شب موقع شام بیا دنبال من.همسری گفت تو اداره کار دارم ماشین هم یه تعمیر کو
پسرم از دیروز تب داره. تقریباً شدید. بین 38 تا 38.5 . شربت استامنوفین رو پس میزنه و خیلی هم تاثیرش زیاد نیست. برای همین برای اولین بار از شیاف استفاده کردم.دیشب ساعت 12 بهش شربت دادم و گوشی رو برای ساعت 2 گذاشتم روی آلارم که تبش رو چک کنم ولی قبل از ساعت 2 با صدای هزیون های پسرم که میگفت نانا دَدَ مامان. بابا.نانا. از خواب بیدار شدم. خیلی داغ بود فکر میکنم بالای 38 بود شاید در حد 39-40 خیلی داغ بود. با دستمال خیس، هرچند نمیذاشت، دست و پاشو خنک کردم. شیاف
داریم طلاق میگیریم شوهرم وکیل گرفته ولی من خودم کارهام رو انجام میدم لطفا یک متن طلاق توافقی و یا مواردی که برای زن مهم است و باید قید شود تا بعدا موجب بروز مشکل نشود را راهنمایی بفرمایید البته با فرض اینکه قرار است قید شود بنده مهریه و نفقه خود را دریافت کرده امبا سلام کاربر گرامی با توجه به اینکه در خصوص طلاق توافقی دقیقاً باید در خصوص موراد مالی و غیر مالی توافق بشه لذا بطور مطلق نمیشه متنی را تنظیم کرد لذا شما میتوانید بصورت دقیق با ی
 
بانو فاطمه اسماعیل نظری:مرا در برابر شوهرم شکنجه دادند!□ چند سال داشتید که برای نخستین بار توسط ساواک دستگیر شدید و به چه دلیلی؟بسم الله الرحمن الرحیم.
حدود 20، 21 سال داشتم که در مهر ماه سال 1354، دستگیر شدم. در شانزده سالگی با آقای اکبر عزیزی همدانی ازدواج کردم. ایشان در کارخانه فیلکو کار می‌کرد و انسان بسیار متفکر و اهل مطالعه‌ای بود. از طریق یکی از همکارانش با گروه حزب‌الله آشنا شد و بعد از ازدواج، سازمان یک نفر را فرستاد که با من
غر غرهایم را می آورم اینجا.شادی هایم را هم بیاورم خب.صبح با دختردبیرستانی های 27 سال پیش رفتیم علف نگری! رفتیم به استنشاق بوی علف! رفتیم توی یک پارک بیرون شهر( بین شهر؟ ) صبحانه خوردیم. راه رفتیم. پنبه ی شوهرها را زدیم. غر پسرها و دخترها را زدیم. خندیدیم. بغض کردیم. اه اه و ایش ایش کردیم. یکی گفت:- به شوهرم گفتم تو هم بیا. برو برای خودت یه چرخی بزن. حال و هوات عوض میشه. گفت من بیام بین دخترا چیکار؟ هی می خواهین حرف بزنین و بخندیم. من بیام چه بکنم؟-بابا
 
آیا زن می تواند مجددا مهریه ای که مرد به او پرداخت کرده است را مطالبه کند؟
به علت اختلافات زیاد همسر اول شوهرم و شوهرم قبل  از ازدواج با من  موقعی که می خواسته بره آمریکا مهریه اش رو به اجرا گذاشته ولی اجرایی نکرده  سال ۸۷ و با شوهرم به توافق رسیدن که شوهرم کم کم بهش بده و مهریه رو به صورت ریالی محاسبه کردن اون موقع یعنی سال ۸۹شده ۳۰ میلیون که تا سال ۹۳ بهش سی میلیون رو داده حالا مهریه ۱۲۰ میلیون حساب  میشه  و باید بقیه اش رو بده
چه زمانی برای تحریك شوهر مناسب است
 همه می دانند كه رابطه جنسی حیاتی ترین جزء همه ی ازدواج هاست. پس اگر یكی یا هر دوی زوجین علاقه و رغبت خود را از دست دادند چه می شود؟
 
 
تحقیقات نشان داده است كه درصد انبوهی از چننین ازدواج هایی با شكست مواجه می شود. (بعد از مسایل مالی، مسایل جنسی دومین دلیل برای طلاق شناخته شده است) ناامید نشوید. راه های زیادی برای جلوگیری از آن وجود دارد.راه های داشتن یک زندگی شاد
یومااا الان موهای شوهرم رو چشم می‌زنن. برم صدقه بدم اُ اسفند دود کنم. والا پ چیه بکشوم تو دعوا؟ نکنه موهای خودُم رو؟ لا والله ابد! برم از نگهبان لره که بیس چهارساعته باش دعوای عرب عجم دارم اُ اون برام رب انار میاره از روستاشون من خرما و براش غذا می‌‍برم، ذغال بگیرم اسفند دود کنم.خوب رفتم اوردم.داد زدم مهندس بپرس زیلایی ذغال نداره؟ سال و زیلایی داشتن حصار می‌ذاشتن دور فنس. سال گف برا چی؟گفتم برا چی عینی؟ برا تریاک؟ خو برا اسفند.زیلایی سرفه کر
زهرا صالحی:یک روز شیوانا توی مدرسه نشسته بود یکی از مادران شاگردهای شیوانا اومد دیدن پسرش شیوانا وقتی آن مادر رنجور را دید خواست که دمنوشی با هم بنوشند از او دلیل این همه رنجیدگی خاطر که بااین سرعت در چهره ی این زن نمایان شده ،خواست زن گفت: یه عمری با آدمهایی زندگی کردم کخ با حرف ها و رفتارهایشان مرا آزار دادن دیگه خسته شدم دیگه می‌خوام حذفشون کنم از زندگیم فقط با کسایی که دوستم دارن باشم،اما شوهرم با من هم عقیده نیست همه اش میگوید تو بی توجه
سلام امروز 20 خردادهیکشنبه هفته قبل ینی 12 ام امین رو دیدم و بعدش دیگه همدیگه رو ندیدیم و فقط گاهی باهم حرف زدیم .دگ برام مهم نیست این رابطه.دوستش دارم قلبم به لرزه درمیاد وقتی حتی یه لحظه از دور میبینمش اما این عشق یه طرفه ب درد جرز لای دیوار میخوره.همش 24 روز وقت  دارم تا کنکور باید خودمو جم کنم وگرنه ب زور شوهرم میدن و بدبخت میشم.یه اگهی زده بودم دیوار و بعدش طرف اومده و میگه  ی میکنی و تهدیدم میکنه ک بلا سرم بیاره بره گم شه باو فاک
برای تحریك شوهر از چه لباس زیری استفاده كنیم
لباس زیرتان همیشه خشك و تمیز باشد. پاره نباشد. پارگی لباس زیر ، موجب دسترسی سریع و مستقیم به قسمت حساس اندام جنسی می شود. علاوه بر این بیرون افتادن اندام جنسی از قسمت پارگی لباس ، موجب تحریك آن می شود.
لباس زیرتان همیشه خشك و تمیز باشد. پاره نباشد. پارگی لباس زیر ، موجب دسترسی سریع و مستقیم به قسمت حساس اندام جنسی می شود. علاوه بر این بیرون افتادن اندام جنسی از قسمت پارگی لباس ، موجب تحریك آن می شود.ر
 
ادعای پرداخت مهریه از جانب شوهرم و نفقه را چگونه رد کنم؟
سلام و تشکر از پیج خوبتان من با اصرار شوهر از سال ۹۱ تا تیرماه ۹۳ در منزل پدری اش در یک اتاق کوچک زندگی کردم بدون برگزاری مراسم عروسی و دخالتهای مادرش باعث شد درخواست منزل مستقل بدهم و شروع دعواهای ما شد تا اینکه شوهرم من را از خانه بیرون کردو طی پیامی در وایبر جاری بنده اطلاع داد شوهرت دارد لوازم جهیزیه که هنوز در انباری انها نگهداری را می فروشد من از ترس این موضوع به منزل آنها مرا
رابطه جنسی نقش بسیار مهمی در ازدواج دارد، ولی با اینحال زوج های زیادی بدون توجه عمیق به آن زندگی میكنند. در این بحث از دیدگاه مرد و زن نحوه صحیح رابطه جنسی را بررسی می كنیم .
همه می دانند كه رابطه جنسی حیاتی ترین جزء همه ی ازدواج هاست. پس اگر یكی یا هر دوی زوجین علاقه و رغبت خود را از دست دادند چه می شود؟ تحقیقات نشان داده است كه درصد انبوهی از چننین ازدواج هایی با شكست مواجه می شود. راه های داشتن یک زندگی شاد
سلام سلام صدتا سلامدلم براتون تنگ شده وقتی از مغازه میام فقط میرم اینستا و بعد میخوابم کلا هیچوقت کمبود خوابم جبران نمیشهخداروشکر از زندگیم راضی هستم و روزانه خداروشکر میکنم درسته بخاطر مسایل مالی کمی اذیت میشم اما همینکه شوهرم اخلاقش خوبه این یعنی آخرِ خوشبختی.دیروز که جمعه بود رفتیم یکی از شهرهایی که برف میباره ما هم از بس برف و بارون ندیده ایم خلاصه کلی برف بازی کردیم دستکش نبرده بودم انگشتام یخ زدن و چون اینجا زیاد بارون نمیاره منم پ
ما مسافرت یواشکی زیاد داشتیم.البته مسافرت که نمیشه گفت تهران زیاد میرفتیم به خاطر کار همسرم و خب چون خانواده ی همسرم از لحاظ اقتصادی خوششون نمیومد همسفرش بشم ماهم یواشکی میرفتیم.یه بار وقتی تازه ماشینمون رو خریده بودیم میخواستیم باهم بریم تهران ولی از جایی که اگه به خانواده شوهرم میگفتیم داستان میشد که چرا ماشین نو رو میندازین توی جاده بدون اینکه اونها بفهمن رفتیم.خب بالطبع شب خونه ی برادر شوهرمم نمیتونستیم بریم.اصلا حواسمون به جای خواب
به وقت 29 فروردین 98:امروز صبح زود بیدار شدم و صبحانه خوردم و وسایلم رو جمع و   جور کردم و ساعت ٧/٥ از خونه زدم بیرون، هدفون تو گوشم گذاشتم و آهنگ گذاشتم، با کوله و کفش کتونی و هدفون توی گوش درست برگشتم به دوران دانشجویی، ساعت ٩ بود که شوهرم زنگ زد امیروالا کلافه اش کرده بود، به محض اینکه من رفته بودم بیدار شده بود، ساعت ١٠ شوهرم شاکی زنگ زد که جمع کن میایم دنبالت من دیگه نمی تونم امیروالا رو نگه دارم.منم وسایلم رو جمع کردم و اومدم بیرون. امیر
رفتم سونوگرافی!بچم دختره راستش نمیدونم چطوری احساساتمو بروز بدم .دوست ندارم شعار بدم  !توی هفته گذشته  به خاطر رفتاری توی خونه  احساس عجز کردم ،حس کردم زن بودنم خیلی چیز بدیه   کلی زجه زدم پیش خدا و هق هق کردم و ازش خواستم  بهم دختر نده  !تا به سرانجام  و دردهای دنیای ما گرفتار نشه.من اشتباه برداشت کرده بودم  !چون رفتار اون موقع همسرم از سر خستگی و کار مداوم و مشکلی بود که بیرون براش پیش اومده بود.اشتی کردیم و من از ای
خواهرشوهرام به صرافت افتادند که بین همسرم و دامادم رو آشتی بدن. منتهی اول میان سراغ همسرم. هی میگن اجازه بده بین شما دوتا رو حل کنیم. همسر گفت بذارین زمان این قضیه رو حل کنه.خواهر شوهرام خبر ندارن که چقدر مامانم سعی کردند این جریان رو فیصله بدن. خبر ندارن که بابام اومدن درستش کنند، ولی  اخرش جوری شد که جلسه بعدی که می خواستیم بریم خونه ی دامادم، دخترم به مامانم گفت لطفا دیگه با باباجان نیایین. خودتون تنهایی بیاین. ما هم تعجب کردیم. منتهی گ
این چند وقت هم درگیر روزمرگی زندگی بودم هم دنبال پیدا کردن خونه برای بابا اینا.صاحبخونشون فروخته و باید بلند می شدن.مرتب توی شیپور و دیوار می گشتم ولی مگه خونه پیدا می شد.یه روزایی هم سامو می ذاشتم خونه پدر شوهرم و با محمد آواره این بنگاه و اون بنگاه بودیم تا بالاخره دیروز یه خونه خوب سمت خونه خودم پیدا کردیم خداروشکر.محمدم مغازه رو راه انداخت ولی دقیقا خوردیم به ماه رمضون و خاک خوری مغازه افتاد تو این ماه.خداروشکر من کار داشتم و حسابی کمک خر
خواهرشوهرام به صرافت افتادند که بین همسرم و دامادم رو آشتی بدن. منتهی اول میان سراغ همسرم. هی میگن اجازه بده بین شما دوتا رو حل کنیم. همسر گفت بذارین زمان این قضیه رو حل کنه.خواهر شوهرام خبر ندارن که چقدر مامانم سعی کردند این جریان رو فیصله بدن. خبر ندارن که بابام اومدن درستش کنند، ولی  اخرش جوری شد که جلسه بعدی که می خواستیم بریم خونه ی دامادم، دخترم به مامانم گفت لطفا دیگه با باباجان نیایین. خودتون تنهایی بیاین. ما هم تعجب کردیم. منتهی گ
من خوبم. بایک لیوان آب ولرم نشسته آن سرسجاده ی نماز صبح و صدای گنجشکها و خروس ها حالم را خوب‌تر می کند. دیروز عصر بلند شدم و مثل ربات‌های نینجا شروع کردم به جمع کردن خانه. حسین مهربانم هم تمام اسباب بازی هایش را جمع کرد و کمدش را منظم چید. وای که چه دسته ی گلی دارم. دوش گرفتم و با بچه ها رفتیم یوگا. بعد هم بردمشان باغچه ی کنار باغ آب روان دار که شام بخورند و رفتیم گلدانها و باغچه های خانه ی پدری را آب دادیم و برگشتیم. دیشب خواب می دیدم عروسی  
چطور زود انزالی مردان را درمان كنیم
انـزال زودرس (زود انزالی) چیست؟ انـزال زودرس (زودانزالی) بـه انـزالی غیر قابل كنترل گفته می شود كه قـبـل از نـزدیـكـی و انـجـام رابطه ی جنسی و یا مدت زمان بسـیـار كـمـی پـس از آن بـا میزان تحریك كم و خلاف میل فـرد انـجـام گیـرد.
 
این روزها عده زیادی از مردان به كلینیك سلامت خانواده و ناتوانی جنسی مراجعه می‌كنند تا درباره یكی از مشكلات خود در زمینه ارتباط شویی با همسرشان مشاوره كنند. موضوع به این س
بدلایل متعدد برای طلاق توافقی اقدام کرده ایم دو دانگ منزل مسی مان به نام شوهرم و بقیه به نام من است در تمام مدت ۲۶ سال زندگی مشترک نفقه نپرداخته و به تازگی برای یک ششم مهریه سه میلیونی سال ۷۰ اقدام کرده ام و مقرر شده یک چهارم حقوقش کسر شود آیا راهی وجود دارد که به ایشان بقبولاند که در مقابل نفقه و اجرت المثل و مهریه تمام یا حداقل بخشی از دو دانگ سهم منزل را واگذار کنند تا بتوانم مابقی را از ایشان بخرم و مجبور به فروش آپارتمان به غیر نباشم ؟ ز
دیشب پسرخاله همسر زنگ زد که برن بیرون و چند ساعتی باهم باشن. اصرار کردم بره. میدونستم لازم داره. قبل رفتن تلفنی ماجرای دعوا رو تعریف کرد. گفت حتما بهت میگن. صدای پسرخاله ش میومد که گفت رفتار اونا خیلی غلطه ولی توام خیلی تندی. وقتی اینجوره، قطع رابطه کن.نمی‌دونم دیشب چی بهم گفتن. دلم میخواد به پسرخاله ‌ش بگم این رفتارا و دعواها زندگی ما رو خراب کرده. بهتره رابطه نباشه. ولی نمیشه بگم.امروز ساعت ۷ عصر خواهرش زنگ زد خونه گفت میخواستیم بربم بیرو
دنیای خانم های خانه دار خیلی عجیب و حتی میتونه خیلی خطرناک باشه، با اینکه یک زنم ولی احساس میکنم شبیه خیلی از خانم های دور و اطرافم نیستم، شاید به خاطر تفاوت نسل هاست، چون غالبا خانم های بچه دار یک یا دو دهه نسلشون با من متفاوته!همسایه ی طبقه ی بالای ما سه تا پسر داره و بدون اغراق ٥٠٪؜ روز دم در توی کوچه است و مابقی رو از پنجره داره پسرشو صدا میکنه که بیاد خونه،پسر بزرگش ١٨ ساله و پسر کوچیکه ٥-٦ ساله.همسایه ی کنارمون هم یه خانم مسنه که با نوه و پ
در این زمینه شاید اصلا شنونده خوبی نباشم. مثلا دختری رو فرض کنید دقیقا در تاریخ 23 مرداد فارغ التحصیل شده. خب من همین یک تاریخ برام کلی درسو دوره است. باخودم میگم نگاه کن مردم چقدر منظمن. من هم باید یاد بگیرم. بعد در حالی که به این موضوع فکر میکنم این برام عجیبه که یک دختری یهو بزنه زیر گریه و جلوی من حتی به دوست دیگه اش بگه شوهرم و یا نامزدم ترکم کرد! نمیدونم چرا تو این صحنه برای خود دختر هم ناراحت کننده استو دندون هاش رو احتمالا به هم فشار میده ک
٨ اردیبهشت :واقعا بعضی اوقات به مصلحت و این داستان ها اعتقاد  دارم و غالبا وقتی گیری توی کار هام میافته مطمئنم خیرتی توش بوده.درست مثل  امشب که همه چیز مثل یک کلاف آنچنان توی هم گره خورده بود که همه چیز قاطی شده بود.امشب همسرم باید میرفت تهران و ما طبق روال همیشه که بلیط هست خوش خیال گذاشتیم لحظه آخر بلیط بخریم.کلاس زبان رو رفتیم و بعدش هم همسرم جلسه قرآن رو رفت و رفتیم خونه ی خودمون.هرچی اینترنت رو بالا پایین کردیم این طرف و اونطرف ز
سلامدیگه خداییش شورش درومده از بس ننوشتم. یعنی انقدررررر ماجراها زیاد بوده و برای هزار نفر تعریف کردم دیگه تنبلی میکردم بنویسم :)))خب هرچی یادمه تعریف کنم و برسیم به امروز.قبل از عمل بینیم  چهاردهم دی ماه بود رفتم خونه مادر شوهرم اینا. قبلش همسر گفت به مامانم گفتم میخوای عمل کنی که اگر لازم شد بیاد کمک. بعد اومدم خونه مادر شوهر و دیگه یکم نشسته بودیم که من گفتم خدا کنه عملم راحت بگذره، مادر شوهرم به طرزی بسیار تابلو خودش و زد به اون راه و گفت
کاش زودتر حرف میزدم. چقدر راحت ترم.خانواده همسر امشب باهاش اومدن. خودش گفت با اصرار من اومدن. هرچند نمیدونم چرا با اصرار اومدن وقتی همیشه دوست دارن بیان.همسر دیشب گفته بود بعد فوتبال میریم بیرون. چون من دو روز خونه بودم. ولی خب باختیم.بااینحال رفتیم. چون شام نداشتیم. امروز مادرش رفته بود دکتر سنتی. حجامت نکرده بود و جاش کلی داروی گیاهی دادا گفته ۲۰ روز دیگه بیا برای حجامت. برای خواهرشم چیزایی نوشته. رفتیم اونارو از عطاری گرفتن. بماند که خواه
سایبان پارکینگ جمع شو اجرا شده توسط سایبان متین_ من ویلا نمیام . ماشینمو تازه خریدم حالا باید زیر آفتاب سوزان پارکش کنم اونم نه یکی دور روز ، بلکه 5 ساعت؟اصلا چرا من ماشین بیارم . من ماشین نازنین و عزیمو نمیارم جایی که پارکینگ نداره. بابا تازه این ماشینو یه هفته ای نیست صفر صفر خریدم.اینارو شوهرم وقتی که تازه یه هفته هم از ماشین خریدنش میگذره بهم گفت. حق هم داشت !آخه ماشین قبلی مون رو مجبوری تو حیاط ویلا پارک کردیم و یه مشکلاتی واسه ماشینش پیش ا
 
آیا می توانم دادخواست مطالبه مهریه ام که به مرحله تجدیدنظر رسیده است را معلق نگه دارم؟
باسلام وعرض خسته نباشید خانمی هستم که درخواست مهریه داده ام واز گذشت یکسال و نیم از درخواست گذشته که هم اکنون شوهرم یکماه هست اماده وداریم با هم زندگی میکنم اما قبل از ان شوهرم درخواست تجدید نظر داده ایا من میتوانم درخواست مهریه ام را معلق نگه دارم و فعلا انرا نگیرم ایا امکان هست نمیخواهم حقی از من ضایع شود وکیل ایشان گفته باید درخواست بسته شدن بدم&nbs
 
بیرون کردن فرزندان از خانه توسط پدر و اقدام به جدایی از طرف زوجه چه تبعاتی دارد؟
سلام خسته نباشید من سال ۵۷ ازدواج کردم سال ۹۴ درخواست مهریه کردم و مهریه ام ۵۰۰۰ تومان بوده است و در طول این سال ها که زندگی کردم و صاحب شش فرزند هستم شوهرم بجز خرج خانه و فرزندان هیچ پولی به عنوان خرج خودم به من نداده است شوهرم بازنشسته شرکت نفت است و دارای دو خانه به نام خودش است او مدام به من میگوید : تو  و فرزندانت هیچ حقی از مال و اموالم نداریید ، و فرزند
وارد ماه هشتم بارداری شده باشی و یک روز  به تو زنگ بزنند و بگویند که باید بیایی مرکز بهداشت و آزمایش خون بدهی !برویآنجا پر از ن بارداری باشد که شبیه تو برای این تست خون آمده باشند ،کم کم ریز ریز بشنوی که آزمایش نامش تست اچ آی وی است  و برای عجله داشتنت و تخت بودن خیال دلت زودتر از همه بروی و تست را بدهی ،انگشتت را مثل وقتی که بخواهی میزان قند خون رابسنجی با تیغی ببرد و چند قطر از خون خوش رنگت را داخل کیت آزمایش بریزد و چند قطره محلول راهم
دیشب برای اولین بار سحری بیدار شدم ، ماه رمضان از نیمه اش گذشته و ما تازه سحری خوردیم، من که امروز سومین روزی ست که روزه می گیرم و همسرم از اولین روزش گرفته منتها بدون سحری، پارسال مادر شوهرم می گفت به صدای گوشی نمی توانم از خواب بلند شوم و خواب می مانیم، توی دلم گفتم مگر می شود؟؟ امسال چهار بار ساعت گذاشتم به فاصله ده دقیقه ای، هر کدام هم پنج دقیقه می زند اما دریغغغغغغغغ، صدایش هم روی مخ است اما نمی توانیم بلند شویم ، همسرم که خیلی خیلی پیشروت
حالم یه جوریه. قفسه سینه ام بهش فشار میاد.دیشب سوپ درست کردم برای خونه بابا اینها که همه از دم آنفلوانزا گرفته بودن. رفتم پیششون. مادربزرگم (مامان مامانم) هم اونجا بود. سلامی کردیم و شام خوردیم.کمی بعد عمه ی پیرم بهمراه پسرش و عروسش و دخترش اومدن عیادت مامان.عمه ام همون که چند سال پیش پیکر پسر مفقودالاثرش پیدا شد و تا یکسال شایدم بیشتر همش تو اخبار استان بود. بخاطر اینکه پسرش فرمانده جنگ بود و بعدم ، بعد پیدا شدنش مراسمات رو شبیه فیلم شیار 143 رو
سلامنه به اون دیر دیر نوشتن نه به الان :( خب تا اونجا نوشتم که یه عالمه عذاب وجدان داشتم و هیییییی گریه میکردم. به اون خانم دکتر فالورم گفتم بیام مطبت  ببین گفت نه دوره و اینا اذیت میشی با بچه من مطمئنم هرپسه ولی اگر میخوای ببری دکتر ببر یه جا نزدیک خودتون. گفتم نزدیک امیراباد جایی رو میشناسی اسم یک دکتر و گفت و منم سریع ازش وقت گرفتم و بردم جفتشون و . تو ترافیک وحشتناااااااک دو تا بچه با دهن زخم و بردم یادم رفت بگم که پسرمم از دخترم گرفت. خل
 
 
مدت زمان ارائه دادخواست مطالبه مهریه از طرف زن تا صدور حکم اعسار و پرداخت مهریه چقدر می باشد؟
با سلام شوهرم شغل آزاد دارن که حقوق ماهیانش نامشخصه و تمکن مالی چندانی نداره و من در عقد (تمکین کردم) ومیخوام مهریه ام ۲۱۴ سکه رو اجرا بذارم. از زمان دادخواست تا تسقیط مهریه چه مدت زمان طول میکشد؟ و چطور میشه وادار به طلاق کنم شوهرم رو؟ 
وکیل تلفنی24 ساعته ،مشاوره حقوقی آنلاین اینترنتی و تلفنی با وکیل پایه یک دادگستری 09175334832
مخاطب گرا
همسری دو سه روزی رفته ماموریت و منم اومدم خونه بابام.اینجا یه جوریه. سر و صدا خیلی خیلی زیاده. شکلات اینها هر غروب میان خونه بابا. شکلات میگه من شیرم و شدیدا غرش میکنه. یعنی یه جوری که خونه رو میذاره تو سرش.مامان داره فیلم می بینه. صدای تی وی بلنده. با هر غرش شکلات چند درجه صدای تی وی رو بلند میکنه.بابام تو این سر و صدا رفته بخوابه. نمیدونم چطور خوابش میبره ؟!!منم نمیتونم برای دقایقی کتاب باز کنم. اصلا خوندن یک پاراگراف متن نوشتاری حتی رومه که
سرم تکیه داده بودم به شیشه،به بیرون نگاه میکردم و به راحتی سوالات آزمون که داده بودم فکر میکردم،آهنگ بهنام بانی از  ضبط ماشین پخش میشد.شماهم برای بانک آزمون دادید؟؟این سوال راننده تاکسی  از من بود،برگشتم سمت راننده نگاه کردم که نگاهش به خیابون روبه رو بود و مشغول رانندگی.جواب دادم:نه، من برای کارشناس حقوقی اداره .دوباره پرسید:حقوق خوندی؟؟جواب دادم بله.پرسید وکیل نیستی؟؟گفتم وکالت هم آزمون جداگانه ای داره که شرکت میکنم.کمی سکوت ،.گف
زینب کارمند معمولی شرکت من بوود که فامیل یکی از دوستان فامیل ما بوداومد ، مصاحبه شد و پذیرفته شد و شروع به کار کردحدود یکسال کارش رو تووی بخش پذیرش و ورود اطلاعات شروع کردتا اینجا هیچ حسی بهش نداشتم ، دقیقا هیچ حسیولی  یه روز صبح که طبق معمول رفتم شرکت تا وارد شرکت شدم و چشمم به زینب افتاد ، نفهمیدم چی به سرم اومد که عاشقش شدم ، تماما شدم شیفته این دختر بیست و شش ساله ! زینب متاهل بوود و لیسانس یکی از رشته های علوم انسانیدو سالی بوود که متا
الان تو مرحله جالبی از زندگی قرار گرفتم: خواب احسان هنوز تنظیم نشده و ساعت 3یا4 نصف شب می خوابه، م یک هفته ست در حال قهر به سر می بریم از بس بی منطق هست و می گم سلام بهش برمی خوره، ام در حالت نیمه قهر، به خاطر اختلاف فرهنگی زیاد ، که هم مهمون داری می کنیم و زحمت می کشیم تازه آدم بده هم می شیم. اختلاف فرهنگی ویران کننده ست واقعا، اما الان قضیه برعکسه، من با خانواده همسرم اختلاف ندارم با خانواده خودم اختلاف دارم، این چند روزه هم عو
 امروز نوبت من و چند نفر دیگه بود که  موقع زنگ تفریح توی حیاط   مواظب بچه ها. باشم.  همینطور که دور حیاط راه میرفتم دیدم یک دختر کوچولوی کودکستانی توی چرخ و فلک نشسته  ، توی هوای بفهمی نفهمی خنک بهاری،  ژاکتش رو دور خودش پیچیده  بود و آروم آروم اشک میریخت . گفتم :"لولا  چی شده؟" گفت:"کسی دوستم نداره ."  فکر کردم با دوستهاش دعواش شده . اما بعد بدون اینکه بپرسم  اضافه کرد که   خواهر و برادرهاش دوستش ندارن
وکیل تلفنی
 
اگر مهریه زن ۱۵۰۰سکه باشد و دارایی مرد فقط ۵۰۰سکه باشد میتواند مازاد را از پدر و مادر زوج بگیرد؟مهریه
باسلام وخسته نباشید میخواستم بپرسم من شوهرم فوت کرده ومهریه ام ۱۵۰۰سکه می باشد از طرف دادگاه به طرفیت پدر ومادر شوهرم دادخواست مهریه داده ام و دادگاه هم حکم به مستحق بودن من داده ولی تمام ارثی که از شوهرم رسیده حداکثر تا ۵۰۰سکه می باشدکه قابل توقیف است حال سوال من این است آیا میتوانم برای مابقی آن از اموال وراث شوهرم ادعای
 
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام I am thankful for being sick once in a while, because it reminds me that I am healthy most of the time خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است I am thankf
تصمیم داشتم کیک درست کنم و با هدیه همسرم رو سرپرایز کنم اما از جایی که هم من، هم همسرم دلمون طاقت نمیاره و سریع لو میدیم شب قبلش بهش گفتم فردا میخوام سورپرایزت کنم :))صبح امیروالا رو گذاشتم خونه ی مامانم و خودم اومدم خونمون کیک درست کردم و هدیه ی همسرمو کادو کردم و برایش یادداشت نوشتم، کیک ام خراب شد ، برای همین همه ی خستگی به تنم موند، آلودگی هوا هم حالم را بدتر کرد و اصلاً حال و حوصله نداشتم و فقط سرم درد میکرد ، از اون همه نقشه ایی که کشیده بو
دلم خیلی واسه لارنس تنگ شده.سال 97 رو دوست نداشتم,اون از اولش با اون آبله مرغونم,اینم از آخرش!!!تنها خوبیش شاید این بود که یکم بزرگم کرد,از متکی بودن درم آورد.البته خدا رو شکر خانواده ی خودم و خانواده ی لارنس خیلی کمکم کردن و میکنن.خیار شده کیلویی 6800!!!نامردا لذت سالاد شیرازی خوردن هم ازمون گرفتنوالله با این قیمتها دیگه فقط میشه هواخوار شد,به بقیه ی چیزا نمیکشه.گفته بودم مادرشوهرم به تناوب با من و جاریم بد میشه,الان با اون بنده خدا ور افتاده شدید
فرشته رو خیلی وقت هست می شناسمش از وقتی ستایش دوساله بود از همون زمان های شیمی درمانی.دنبال یکی می گشتم که توی کار خونه بهم کمک کنه بعد از کلی رفتن و اومدن خانوم های مختلف بالاخره فرشته پیدا شد تبعه ی افغانستان هست و وقتی ازدواج می کنه با همسرش میاد ایران و سه تا بچه هاش ایران بدنیا میان بعد از اون دیگه افغانستان نرفته و بچه هاش هم تابحال کشور مادریشون رو ندیدن .وقتی اومد پیش من همسرش ماهها بود رفته بود و هیچ خبری ازش نداشتن اون رو با سه تا
فرشته رو خیلی وقت هست می شناسمش از وقتی ستایش دوساله بود از همون زمان های شیمی درمانی.دنبال یکی می گشتم که توی کار خونه بهم کمک کنه بعد از کلی رفتن و اومدن خانوم های مختلف بالاخره فرشته پیدا شد تبعه ی افغانستان هست و وقتی ازدواج می کنه با همسرش میاد ایران و سه تا بچه هاش ایران بدنیا میان بعد از اون دیگه افغانستان نرفته و بچه هاش هم تابحال کشور مادریشون رو ندیدن .وقتی اومد پیش من همسرش ماهها بود رفته بود و هیچ خبری ازش نداشتن اون رو با سه تا
گاهی وقت ها باید جلوی بعضی از اتفاقات را گرفت . بدترین کاری که یک نفر
می تواند در مود ما بکن ، اینست که وارد محدوده ذهنی ما بشود.
ما خواسته یا نا خواسته اسیر بعضی از طرز تفکرات اطرافیان می شویم . هر چه نزدیک تر تاثر گذارتر .
ذهن و مغز شما مکان بسیار محرمانه ایست که هیچ کس به جز خودتان نباید به آن دسترسی داشته باشد .
اتاق فرمان زندگی شما ذهن است پس مراقب باشد که کنترلش فقط دست خوتان باشد نه کس دیگر .
تله ها :
پدرم گفته ، مگه میشه رو حرف پدرم حرف بزنم ؟
یه خاله دارم فقط سه سال از من بزرگتره و هرچند سعی کردم مث خواهر باهم باشیم اما واقعا عقاید خاله زنکیش خیلی لج دراره.دو روز پیش دیدم هر چی تنها بشینم فقط فکرای الکی میاد سراغم و هیچی نمیخونم.این بود که لب تاب نازنینو برداشتم و با بچه ها و یه ساک پر لباس واسه بچه ها به بهونه تعطیلات رفتم پیش بابام.خاله ام زنگ زد عید که کجایی؟ و اومد پیشمون.بچه ها رو که خوابوندم بدو بدو رفتم سراغ لب تاب نازنینم که درس بخونم.خاله ام شروع کرد م مسخره کردن
مهمونی برگزار شدبه خوبی و خوشی زرشک پلو مرغ خورشت آلو اسفناج میرزا قاسمی الویه سوپ جو شیر شله زرد و حلوا درستیدم و البته پدرم دراومد کیک شازده خیلی خوشگل بود از تینا خریدیم کرجیها بلدن کجاست مهمونام هم همه نشستن فقط وقت ظرف شستن کمک کردن بقیه ش هم به تولد بازی گذشت آخرشب هم کل غذاها را بسته بندی کردم دادم بردن طوری که فرداش خودمون غذا نداشتیم سوسیس خوردیم خونه هم همون اخرشب جاروبرقی و تی کشیدم و سرویس ها را شستم دم صبح خوابیدم تا فردا ظهر
چگونه برای شوهرمان جذاب باشیم ؟
مسئله ای كه بسیاری از ن به آن می اندیشند و بدنبال پاسخ آن می گردند. و از صمیم قلب دوست دارند كه شوهرشان با عشق و علاقه وافر و شدید دائما فقط به آنان بپردازد.
و هیچگاه از وجود آنان ناراحت و دده نشود. چراغ گرم روابط شویی هیچگاه در خانواده برتر و موفقآرزوهای آنها خاموش نشود. پس با ما همراه باشید.راه های داشتن یک زندگی شاد
1. مامانم برای چکاب و کشیدن بخیه گلوش رفت تهران پیش دکترش. دکترش گفت روند بهبودیت خوبه و عمل جواب داده. امروز هم بخیه هاسو کشیدن و حتی بهش گفتن میتونی اون آتل مخصوص رو هم نبندی.مامان با اون آتل خیلی اذیت بود. خداروشکر2. اهل خانواده که بابا ، مامان ، خواهرم و همسرش و شکلات و من و شوهرم و مادرش باشیم ، همگی آنفلواتزایی که گرفتیم در حال بهبوده و روزهای آخرشو طی میکنه.خداروشکر3. خواهربزرگم چند روزی هست اومده خونه بابا کمکمون. چه خوب شد اومد. خیال م
سلامدقت کردین از وقتی که ما حیاطمون رو رنگ کردیم همش هوا یا ابریه یا بارونی. سال های پیش این موقع همسر گاهی اوقات کولر گازی رو  روشن میکرد. البته این شرایط فقط برای خونه ما برقراره چون همسرم خیلی گرمایی هست و من یه دونه سوئی شرت مخصوص خونه دارم که به دستگیره در اتاق خواب بنده و زمستون و تابستون به خاطر سرمای هوای خونمون لازم میشه که بپوشم.دیروز رفتم دانشگاه خودم و هر دوتا استاد راهنماهام رو دیدم و قرار شد یه گزارشی رو برای دو هفته دیگه آماده
بعد دو ماه رفتم آرایشگاه. حسابی تغییر کردم. چی بود اون قیافه. اَه.با خانم آرایشگر صحبت میکردم بحث رفت سر خونه. مثل اینکه اونها هم دارن خونه میسازن.کمی اطلاعات ازش گرفتم و به همسری گفتم.همسری و پسردایی اش هم شال و کلاه کردن و بقول همسری بنگاهی که نرفته باشه نیست! البته اغراق میکنه.یه موردهای اجق و با قیمتهایی باورنکردنی بهش نشون میدن هر روز پرونده ذهنیاتش درباره بنگاه داران و حتی ملاکان و بساز بفروشها کاملتر میشه!!عجیبه مملکت. عجیب!میخوام ب
این روزها که از هرکس بپرسی حالت چطوره دلیل خاصی داره برای ناخوش احوال بودن.مخصوصا از روزی که کشور به بلای عظیمی چون سیل گرفتار شده.تو این بین خیلیها روال زندگیشون عادیه مثل ماهها و سالهای قبل ولی من سال به سال و روز به روز حس میکنم شرایط بغرنج تر میشه و تحملش سخت تر.امید به زندگی در من میل به صفر کرده و در حال حاضر هیچ خبر خاصی یا اتفاق خاصی شادم نمیکنه. منظورم شادی واقعی و درونیه. نه لحظه ای.در چنین احوالاتی دارم روزگار میگذرونم.دیشب تلاطم شدی
هفته ی پیش بعد از یک سال کابوس و فکر بالاخره رفتم و دندون عقل و اضافاتش رو کشیدم، خیلی ترس داشتم، چون دندون شماره ٩ هم داشتم که نزدیک سینوس ام بود و در صورت کوچک ترین اشتباهی توی جراحی ممکن بود حسابی دستم بند بشه، ولی دکتر من فوق العاده است و دوتا دندون پایین عقلم رو هم ٣ سال پیش همین دکتر جراحی کرد و خلاصه که خیلی راحت شدم و فقط یه دندون عقل دیگه مونده که اونم ٢ تاست و جراحی اش سخته و گذاشتم واسه بعد از عید.نمیدونم به خاطر جراحی و خونریزیه یا .
سلامخب تا جمعه ای گفتم که شروع کردم به از پوشک گرفتن. اون روز واقعا ده دقیقه یک بار تو دستشویی بودیم. شنبه هم به همین منوال گذشت ولی خب پیشرفت هایی ام داشتن. روز سوم که میشد یکشنبه ظهر زنگ زد همسر به مامانش که بیاد چون از جمعه که فهمیده بود داریم از پوشک میگیریم  گفته بود میخواد بیاد کمک و من میگفتم نه. دیگه یکشنبه همسر خیلی اصرار کرد و گفت داغون میشی و ازین داستانا. یکشنبه ساعت دو و نیم ظهر فکر کنم اومد و نهار خوردیم و من رفتم دنبال کارم اون رو
شوهرم دوتا برادر و به خواهر داره یکی از برادرهاشو یک هفته بعد از عقد دیدم و دیگه ندیدمش با خانواده اش مشکل دارن رفت و آمد نمیکنن خواهرشم کارش طوریه از ساعت سه ظهر میره یک یا دو شب میاد بعدش تا لنگ ظهر میخوابه اینم هفته ای یا دو هفته ای یکبار میبینم یه برادر داره خدا نصیب گرگ بیابون نکنه بی نهایت بیخود و بی ادب هست توی هر چیزی دخالت میکنه سه روز بعد از عروسیمون حرفی به همسرم زد که از خونه بیرونش کرد مادرش مرتب میاد خونمون اما نمیدونم چرا همسرم ب
والا تو فامیل شوهرم بین جاری ها من بی حاشیه ترینم.نه بحث راه می ندارم نه کل کل می کنم نه بی ادبی. کلا از وقتی عروسشون شدم شاید ۳ یا ۴ بار پیش اومده به اختلاف خوردیم تو تمام مواردم خیلی زود با گفت و گو حل کردیم مشکل رو. جایی لازم بوده عذرخواهی کردم جایی هم بوده ازم عذر خواهی کردن.حالا این جاری بررگه چندباری تاحالا پرش به پرم گیر کرده. تو تمام مواردم مقصر بوده منم سکوت کردم و بعد مدتی فراموش کردم. یه ۲ ماهی بود کارام زیاد بود فرصت نمی کردم درست درمو
سام  رو ۴ شنبه نفرستادم اونوری. پنج شنبه می خواستم ساعت ۶ به خودم ببرمش ولی از خواب که بیدار شد انقدر الکی نق زد و گریه کرد که به محمد گفتم ببرش منم غروب میام.دیگه ساعت ۳ اینا سارا و شبی با بچش اومدن پیشم تا ۷ بودن بعدم اسنپ گرفتیم اونارو گذاشتم جلوی خونه بابا اینا خودمم رفتم خونه پدر شوهرم.جاری دومی اونجا بود. جدیدا نسبت به اونم انرژی بد می گیرم.دیگه دوس ندارم اونم ببینم خورده شیشه دارن لعنتیا.اون جاری اولی پیرامون اون اتفاقی که افتاد بعدش ی
چهار میم ضروری برای ازدواج:آقا پسر و دختر خانمی که در فکر ازدواج هستید و در ذهن تان، بارها و بارها زندگی مشترکی مانند لیلی و مجنون ساخته اید باید بدانید که اولین و مهم ترین قدم برای خوشبختی در زندگی مشترک، انتخاب صحیح و اصولی همسر است. به باور تمامی کارشناسان، روانشناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر باید ٤ میم» مهم در نظر گرفته شود که در ادامه باهم میخوانیم.میم اول: مشاهدهمشاهده یعنی این که برای انتخاب همسر خوب مشاهده کنید، ظاهر و قیاف
موسسه خیریه سگال

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

گلچین 96 Geant4-toolkit وبلاگ سایه به سایه دانلود کلیپ جدید بورس و بازار فروشگاه من نگویم عاشقم یه ذره من دیوانه ام پروژه های دانشجویی استان اردبیل دلیل أدوات السیارات الرئیسیة بمب هیدروژنی