ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

سوزنی پهن همیشه همراه من . یه وسیله شخصی فی که اصلا دیده نمیشه

کسی شبيه تو (( چون ماه )) که بیاید هر بنی بشری اسیر جزرو مد می شود !!اصلا قفل می شود نگاه آدم در چشمهایت از آن قفل هایی که کلید ندارد ها !!اصلا آدم دلش می خواهد ((یک جرعه از باده ی احساست بنوشد و خودش را به زینت مستی بیاراید ))اصلا آدم دلش می خواهد بدون استخاره در اعتماد تو قدم بزند !!اصلا چکار داری !؟آدم دلش می خواهد تو را روی چشم هایش بگذارد تا کور شود چشم حسودان !!ولال شود زبان بدخواهان !!
موارد استفاده از پمپ باد سوزني بست وی، وسيله های کوچک بادی است چراکه در هر بار پمپ زدن حجم کمی از باد را داخل محفظه بادی هدایت می کند. برای مثال وسایلی که پمپ باد سوزني می تواند باد کند، توپ های بادی، تشک های شناور، حلقه های شنا و دیگر محصولات این چنینی هستند. ویژگی خوبِ دیگر این وسيله، دوبل بودن آن است. دارای یک نازل و از جنس پلاستیک ساخته شده است.
هميشه دو تا من وجود داشته. یکی غرق غم خودم و اون یکی همنشین آدم هایی که با اراده یا بی اون برایم مهم بودن. من هميشه اونی که کم تر مهمه بودم، نه برای اینکه کم تر اهمیت داده میشم، چون که کم تر اهمیت میدم  به خودم. چون که خیلی حرفا. دلم تنگه و گرفته و خب کسی چیکار کنه که دستم کوتاهه، کسی چیکار می تونه بکنه اصلا. چشمم به این مستطیل جادویی خشک شد و ساعت از ده گذشت و خبری نشد. گاهی زمان معینی که بگذره دیگه بعد از اون حتی سیل زمان هم که جاری بشه هیچه و به
.
از وقتی یادم میاد چشمم به آسمون بود و دنبال ستاره‌ها میگشتم. ستاره داشتنِ آسمون برام معنی داشت. چند تا ستاره بودن، چقدر پر نور بودنشون، اصلا چه مدلی بودن آسمون هميشه برای من معنی داشت. آسمون صاف یا ابری. آسمون بدون ستاره یا بدون ماه. سفر که میرفتیم، يه جاهایی تو جاده که آسمون کاملا صاف و تمیز بود، يه عالمه ستاره يه جا ديده میشد. يه آسمون خال خالی که تو شبای معمولی خونمون پر از خالی بود. هميشه از تو ماشین آسمون رو نگاه میکردم و تعجب میکردم از این
هميشه به رویاهاتون فکر کنید يه روی به واقعی میشهيه رویایی که من هميشه بهش  فک میکردم کم کم  داره براورده میشه مامانم چند روز شبا غذا درست نمیکنه اصلا تنبل شده بابامم همکاری میکنه باهاشمیگن هميشه که برنج نميشه سیب زمینی تخم مرغ نیمرو خودم دست به کار شدم درست میکنم
از وقتی گفتن می خوان اینستا رو ببندن اصلا دلم گرفته و دیگه دست و دلم به پست دادن نمیره.با اینکه می دونی خیلی ساله که همه يه دوستی داریم که اول اسمش V داره ولی.الان دو روزه هیچی نزاشتم.فکر نکنی سر و شکل خودم توشه نوچ فقط کارهای هنریم اونم تماما به زبان انگلیسی چون اصلا دوست ندارم لای ایرانیا باشم. کارامم هیچ ربطی به ایرانیا نداره اصلا!الان دیگه تقریبا جایی نیست که باز باشه.چند وقتم هست تام.بر درست باز نميشه برام. هی میزنم آدرس طرف ولی همش میره
مه تا پایین کوه اومده خیلی خط کشی شده و با مزه, اصلا نميشه با دیدنش حتی برای يه لحظه هم شده , خوشحال نشد.ولی من از تعطیلات بیزارم.پسر از ضعف مریضی  14 ساعت دیشب خوابیده.هیچ جا نمی تونیم بریم.هیچ کس نیست که باهاش دو کلام حرف بزنم.کلافه ام.
چند ساله مصرم (حداقل بعدش که نميشه حرص میخورم) که يه کارایی رو بکنم و نميشه و نميشه که نميشهمثل جهادیمثل اردو جنوبمثل اعتکافو نميشه که نميشهچیکار کنیم توفيقش بیاد خدا؟بعد التحریر: یک مشکل مشترکش با چیزهای دیگر، تنبلی است، که ریشه ی آن هم غفلت است و راحت طلبی (یعنی رفتار تبدیل به خو شده) درمانش طبعن توجه است و تلاش ساده و مستمر
سال نود و هشت چطور شروع شد؟با ادامه دادن مصرانه ی قهرم.ناراحتی و سرفه های شدید بابا.چشم غره ای مامان.احتمالا الان بابا ناراحته که حاظر نشدم عید رو بهش تبریک بگم(هرچند به هیچ کی تبریک نگفتم.)اما با اینکه از صرا سرفه اش ناراحت شم همچنان تو موضع خودم می مونم:چون کاملا حق دارم و ابدا قصد ندارم بیخیالش شم.بذارمن بشم بده ی داستان اون بچه ی ناخلفي کع قلب پدر و مادرش رو شد(چون فيلم فارسيه اصلا به این نکته که پدر و مادر هم بد جور قلب بچه رو شکستن توجهی
علی ابراهیمی -اورانوسدانلود آهنگ جدید علی ابراهیمی به نام اورانوس همراه با کیفيت اصلی+پخش آنلاینAli Ebrahimi‰ Oranoos ♥متن آهنگ علی ابراهیمی به نام اورانوس ♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣ هر کی چشماتو ديده داره يه عکس المعلیجنس موهات که شده مخمل بین الملیحالت موجايه بورش حال رویایی میدهکی به جز من به چشاش جنگل خرمایی ديدهمن شنفتم که يه دی
دلم میخواد انقد برونم تا بنزین ماشین تموم شه. انقد حرف بزنم تا گوشی خاموش بشه. آنقدر برقصم تا بیفتمدلم میخواد کفشامو چپ و راست بپوشم. اصلا کفش نپوشم. يه جایی باشم که شن باشه. ساحل باشه. نه داغ. نه سرد. اصلا کفش نخوام. دلم میخواد . باشم. يه جا دیگه باشم. يه جور دیگه باشم. دلم میخواد هميشه کوک باشم.دلم میخواد رها باشم.پنجشنبه. عروسی. جشن عروسی. عکس. لباس عروس. آتليه
متاسفانه وقتی از دست نارنج دلخور میشم اصلا دوست ندارم هیچ کسی که به اون مربوط میشه رو ببینم و باهاش حتی حرف بزنم.میدونم که نباید این دوتا مسئله رو باهم قاطی کنم ولی الان اصلا دلم نمیخواد برم خونه ی مامانش.بیرون يه کاری دارم برم انجام بدم شاید هوا خورد به مغزم سر عقل اومدم يه سر هم رفتم خونشون.
چی بگم و از کجا ؟ نمیدونم . دو هفته داغون بودم اوووف کلی زجر کشیدم يه هفتشو که بیمارستان بستری بودم بغیشم هی مریضی و بدبختی تازه امروز یکم بهتر بودم کلی از درسام عقب موندم اه . استارت نیم سال دومم افتضاح بود این دوهفته عین تیر خلاصم بود خدا رحم کنه اوووف اصلا نمیدونم چی بگم نميشه که از کار خدا گلايه کرد آخ که دیگه طاقتم طاق شده هر شب بین کابوسام رویاشو میبینم نکنه امشب نباشه ؟ بازم ذهنم رسید به بمبست خدایا . آخه. واقعا نمیدونم چی بگم صدام در
سخت تر از همه اینه که بخوای روحيه ت رو حفظ کنی  اونم توی خونه ای همه ش حالتو میگیرنتوی خونه ای که  هیجی  و  هیشکی بهت امید نمیده و فقط حالتو بد میکنهاین میشه که پناه می بری به مجازی  وبلاگ و تلگرام و این چیزا . که اگه کنترلش نکنی و معتادش بشی و همه زندگیت بشه اون کم کم خودتو کثافتی که توشی و هدفایی که باید داشته باشی رو یادت میبره . البته وبلاگ با تلگزام خیلی فرق میکنه واین ویزگی بیشتر مخصوص  تلگرام و اینستاگرامهامروز
يه اتافقهابی تو زندگیم افتاد که برام خوشایند بوددوتا اتفاق مهم که هیچکدومش رو نميشه گفتکاش میشد بقه رو تو خوشحالیم شریک می کردم ولی گفتنش اصلا خوب ویا خوشایند نیستتو این همه اتفاقهای بد این دوتا جون دوباره ای به زندگیم دادحال و هوام رو عوض کردانشالله امید به زندگی از هیچکس گرفته نشه انشاللهیا حق
پرینتر سوزني پی اس آی PR9نوع چاپگر: سوزنيسرعت چاپ : 570 کلمه در ثانيهمعرفي پرینتر سوزني PSi PR9پرینتر سوزني PSi PR9 یک چاپگر چند منظوره برای چاپ در بانک ها، دفاتر مقامات دولتی، خدمات بهداشتی و کاربردهای صنعتی است.این پرینتر سوزني الیوتی
به عنوان یک چاپگر سوزني ماتریسی با داشتن قابلیت اطمینان در چاپ، چرخه
عمر طولانی، هزینه چاپ بسیار کم و امکان تهيه چند نسخه چاپی، یک چاپگر
مناسب برای چاپ اسناد بانکی و یا دولتی شما است.در ادامه معرفي پرینتر سوزني PSi PR
دیروز از آن روزهای نادری بود که اصلا دلم غذا نمی خواست. نه پخته و نه خام! صبح چند لقمه صبحانه همراه حسین خوردم بعد تا ظهر کارداشتم و اصلا نفهمیدم چطور گذشت. ظهر همراه بچه ها نشستم به ناهار ولی واقعا دلم نمی کشید و فقط چند پر سبزی خوردم. بعد بچه ها را بردم توی حیاط بازی کنند ،عصر بردمشان حمام و بعد کلاس یوگای مادر و کودک. شب بهشان شام دادم و از خستگی بيهوش شدیم. امروز صبح بعد از شب پرماجرایی که داشتیم بالاخره و به شکل ناگهانی آنقدر گرسنه شدم که میت
خیلی خیلی خیلی به خودم گفتم بگو بعد نگو.آخرش مسیج دادم اونی که زود می رنجه زود میره و زود بر می گرده ، اونی که دیر می رنجه دیر میره ولی بر نمی گرده.و.نوشتم هیچ جواب نداد ، در اتاق و بازکرد و اومد پیشم.گفت به این راحتی نميشه ، این طور نیست اصلا ، زندگی که شروع شد باید تا آخرش رفت.گفتم نه . قرار نیست پیر بشم و به گذشته م نگاه کنم و افسوس بخورم.گفت هميشه خودخواهی و این خودخواهی تو.تا امروز این قدر فکر جدایی نبودم ، حتی لحظه ای به بچه ها فکر نکردم.
چطور ممکنه جامعه ای رنان رو به سمت مغازه لوازم آرایش و لباس و آرایشگاه ها هدایت کنه و بعدا از اونا به عنوان ظاهربین و سطحی و عروسک هایی که به درد لذت ج*نسی میخورن و کسایی که عقل و شعور رو رشد ندادن یاد کنه؟ این یک بام و دوهوا از کجا به وجود میاد و چرا در مورد مردان اصلا به این صورت یا وجود نداره یا اصلا قابل مقایسه نیست؟+با کورس مورد نظر رو هرچه سریع تر بردارم.
من اصلا آدم پر حاشيه ایی نیستم. اصلا هم دوست ندارم که کسی برای من حاشيه درست کند یا بصورت کاملا ناشناس اینجا حضور پیدا کند و مطالب را بخواند و نظراتی بنویسد که ممکن است خاطر من را مکدر کند.مطالب قبل رمز گذاری میشود و برای مطالب بعدی اگر قرار باشد چیزی بنویسم حتما رمز میگذارم و رمز در اختیار دوستانم قرار میدهمولی اصلا مطمئن نیستم باز بنویسم.
دانشگاه که شروع میشه، ازینجا غیبم میزنه!!! :/به عنوان يه دانشجو، به نظرم دانشگاه اصلا جای مفيدی نیست.به جای اینکه يه چیزی بشیم، همونی که هستیمم از بین میره! :دیولی خب با این حال دوست دارم هميشه دانشجو باشم!!!(آدمیزاد هميشه چیزای مضرو دوست داره!!)در حدی که هميشه با خنده میگم اگه بعد کارشناسی، کار پیدا نکنم، میرم ارشد میخونم!!! :|||همینطوری الکی میگذرونیم دیگه!! ¤__¤پ.ن: کادوی ولنتاین از شخص مورد نظر هم دریافت شد! :دی
ویژگی های ترانسر فشار سوزني خروجی 0 تا 5 ولت عبارتند از:مقاومت بالا در برابر شوک و لرزشعملکرد مناسب تا درمای 125 درجه سانتیگرادعنصر سنجش مقاومت پیزو دارای استاندارد ASIC با کیفيت بسیار بالا ، دقت عالی و ثبات طولانیجندس بدنه و هوزینگ از استیل 304 ضد زنگدیافراگم یک تکه استیل و بدون استفاده از اورینگ داخلی که باعث افزایش طول عمر ترانسر فشار می شودWE SENSE , YOU MEASUREبرای مطالعه کامل توضیحات و مشخصات ترانسر فشار سوزني خروجی 5 ولت کلیک کنید.
دیشب دیدم رئیس دوباره پیام داده!!!همین که پیامش رو دیدم گفتم ای باااابااااااااا، اینم ولمون نمیکنه‌هاااااا.صب دیدم نوشته چهارشنبه  تو دانشگاه جلسه داریم با دانشجوها، ازتون دعوت میکنم تشریف بیارین از نظرات و تجاربتون استفاده کنیم فعلا جوابش و ندادم ولی واقعا حوصله درگیر شدن ذهنم با کارشون رو ندارم. اصلا اصلا! من برا چی پاشم برم اونجا وقتی مسئولیتی ندارم؟؟؟ نظر بدم که چی؟؟ دورهم تصمیم بگیرن دگ! اصلا خوشم نمیاد هنوز روی من حساب باز
این ماه اصلا رزومه و عملکرد خوبی نداشتم . ضعیف بودم. مریض بودم . عصبانی شدم . حسادت کردم . کینه ورزیدم.  نفرین کردم . خالی شدم از حس زندگی.  کار مهم و خوبی نکردم . فقط يه هديه به يه دوست دادم . سعی کردم حال بدم رو قاطی رفتارم م نکنم . خیلی مثبت نبودم . چندین بار به شدت اشک ریختم . دچار سوءتفاهم شدم . برخورد و قضاوت غیرمنطقی کردم . دو هفته یوگا نرفتم . ولی سرکارم هنوزم فعال و علاقه مندم . روزها برام تفاوت بیشتری پیدا کردن . جمعه ها رو اصلا دوس
 من وقتی یکیو میبینم حالم خوب میشه دست خودمم نیستا اصلا اون روز شارج میشم ولی حیف هروز نميشه دیددندونمو چندسال پیش عصب کشی کرده بودم چند روز پیش یکم شکسته بود درد میکردرفتم دکتر گفت عصب کشی میخواد فعلا دارو نوشته اگه خوب نشد برم عصب کشی کنهخیلی سخت گرونم شده خیلیی
دیروز (جمعه) باید ارزیابی رو انجام میدادم که با اتفاقاتی که افتاد ، اصلا یادم رفت دارم چیکار میکنم.این هفته اصلا خوب نبودم. از خودم ناراضی ام. آخرشم که اینطوری شد.اولین روز هفته جدید هم بد شروع شد. امید که بقيه روزهای آینده فقط از خوبی و حس رضایت بنویسم.(همین روز جمعه بود که حس لذت و شادی بهم دست داد و خدا امان نداد و چند ساعت بعدش حس های بد رو تقدیمم کرد.مرز میان خوشی و ناخوشی همین قدر باریکه. به فاصله لحظاتی یا ساعاتی.)
نهنه نهدیگه نميشهدیگه نميشه اون دختر شادی بود که عاشق همون دو دست پیرهن قرمز دامن دارشهکه عاشق رنگ قرمزهکه هیچ عروسکی براش جای يه عروسکو نمی گیره همون يه عروسکی که باهاش شعر می خوند  : عروسک قشنگ من قرمز پوشیده .بزرگترا خرابش کردن خودش نکردخودش فقط بغلش می کرددیگه نميشهدیگه نميشه اون دختری بود که عاشق موهای بلند و پرپشتشهبا این که هر دفعه مامانش برسو می کشید توشون گريه ش می گرفتبا اینکه همش پت می شدنولی ازشون متنفر نشد هیچوقتدختری که
خب من بخاطر فندق داری یکسال مرخصی گرفتم. الان ترم سه هستم که کم کم رو به اتمام هستش. اون موقع که من مرخصی بودم همکلاسیام امتحان برد تخصصی دادن. البته یکیشون نرفته بود امتحان بده. از اون دو نفر دیگه یکی قبول میشه و یکی میفته.حالا چند وقت پیش دوباره امتحان بود که متاسفانه دوتاشون افتادن. اما مشکل اینجاست که یکیشون بود یکم دیوونه بازی درمیاورد هميشه و کلا مشکل داشت با همه.اون یک وضعی درست کرده توی دانشکده که حتی احتمال اخراجش هست. بخش هم گفته که
اخیرا شنیده ام یکی از نمایندگان معلوم الحال مجلس اعتراض کرده به اینکه استقلال در مورد پرونده سوپرجام به دادگاه  CAS  شکایت کرده و گفته این باعث میشه که بیت المال هدر بره. من واقعا متوجه انگیزه این نماینده مجلس نمیشم از این صحبت! آیا غیر از این هست که بیت المال یک چیز دیگری هست که داره هدر میره توی این مملکت؟ اصلا ما بیت المال داریم؟ آیا اصلا تعریف دقیقی از بیت المال وجود داره یا نه؟  اصلا پول باشگاه استقلال جزو بیت المال هست؟ اولا که حرف
این حلقه اسم رو بیست بار قبلا عکسش رو گذاشتم. اینو پارسال درست کردم واسه روی در اتاقش. خب بخاطر این سانسورهای ناشیانه عذر میخوام. وقت ندارم اخه! استند عدد یک پایینش ديده نميشه. اگر شد یک وقت عکس کاملش رو میگذارم. کیک هم گفتیم پسر زمستون هستش شکل آدم برفي باشه و دیگه اینکه با اینکه واقعا متنوع و قشنگن اصلا با این کیکهای فوندانتی ارتباط برقرار نمیکنیم! درخت کریسمس هم با اینکه واقعا قشنگه و به نظرم رسم زیبایی هستش اما خب مثل این میمونه که شما ببین
سلامدلم میخواد عمرم مثل برق و باد بگذره . زودتر تموم بشه. دلم میخواد خیلی از اتفاقا رو فراموش کنم.فقط از خاطرم پاک بشه. بهشون فک نکنم اما میدونم که نميشه فک نکرد. پس فرار نمی کنم.فکر میکنم بارها تحلیل میکنم بارها ناراحت میشم. اما هميشه بهم گفته شده حست اشتباه از آب در اومده. فک میکنم باید برای یکبارم که شده باید فرار کنم. دلم میخواد مورد قضاوت قرار نگیرم اما خودم قضاوت میکنم. سال گذشته تنها سالی بود که اصلا قرآن نخوندم. چق
از دیشبه لنتی هر کار میکنم نميشه وارد تل شم دلم واسه دوستای تلگرامیم تنگ شده . دلم واسه گپ کوچولومون تنگ شده . این آخری دوتا از پسرای گپ ایسگام کردن و تلافي شو با سین سرشون در آوردیم . البته بدترشو .چقدر خندیدیم  خودمم دلم براشون سوخت .  کاش میشد الان تل باشم . حس میکنم خیلی بهشون وابسته شدم به مسخره بازیاشون به دیوونه بازیاشون به چرت و پرتاشونوابستگی اصلا خوب نیسدلم خیلی گرفته دو روزم هست که کلا هیچی درس نخوندم
راستش من تو این 24سال هميشه با هرمودی قبل از امتحان استیبل نیستم امشبم که شب امتحانه :)اونم3تا  امتحان  عفونی اصلا پروگنوز خوبی ندارن. اصلا این یک ماهم  بهمون خوش نگذشت زودتر دوست دارم تموم شه گرچه این دم عیدی کلی  کار نکرده دارم چهارشنبه بخش  روان شروع می شه کاش میشد نرفت دکتر بابایی پیگیریم  میکنه برعکس قبل خیلی خوشحال میشم راستی به فکر عوض کردن اتاقم هستم دیگه رسما نیو  لایف  از لوودینگ :)دیگه حاشيه دیگه ای فعل
جدیدا شیوه ی زندگی مجازیمو عوض کردم و خودم دست به کار شدم و میرم پیش بقيه با این تفاوت که من براشون کامنت میزارم و فقط نمی کنم و برم.بعد چیزی که برام جالبه اینه که هیچ وقت هم برای همون پست اول نظر ننهیدم و اونی رو که بیشتر باهاش ارتباط برقرار کردم رو انتخاب کردم.بعد دوباره، به خودم میگم که چرا من واقعا شروع به حرف زدن نمی کنم. حتی اونایی که ادعای دوستی باهام دارن هم هیچی از خودم نمی دونن واقعا. هیچيه هیچی حتی دریغ از يه کلمه. نمی دونم چر
اوففف! نمیدونین چه خبره! خلاصش اینکه در طول هفته ای که گذشت همسران گرامی ما جاری ها اصلا به روی مبارکشون نیاوردن رفتار خواهر دیو صفتشون رو. ولی امشب از ۸ همسر رفته که جلسه گذاشتن برا حل همین موضوع. و به من گفته برا تقسیم زمین بابا میرم گوش دراز هم خودشه. حال من که اصلا خوب نیست. جاری ها نگرانیم چه خوابی برامون دیدن. هرچند که میدونیم هیچ غلطی نمیتونن بکنن.این چه زندگيه آخه! اَه! 
سال کم کم داره تموم میشه و من تو شیش ماه دوم سال سه بار کار عوض کردم!يه زمان خیلی برام مهم بود و اینجور موقع ها کلی ناراحت میشدم اما انگار دیگه برام مهم نیست،راستش هیچی دیگه برام مهم نیست.شاید از کمبود انگیزه باشه و شایدم از چیز دیگه اما بدجور خودمو زدم به کوچه علی چپ .يه وقتایی اصلا تو این دنیا نیستمدیگه خیلی چیزا برام بی معنی شده،خیلی کمتر به گذشته فکر میکنم و بدتر ازهمه اینه که اصلا به اینده فکر نمیکنم.اینده برام خیلی مبهمه.
من تصمیم گرفتم برای هميشه با اسلو دایو خداحافظی کنم.الان دارم گريه میکنم.اشک میریزم.آه ای خدا.میدونی چيه؟روز اولی که این وبلاگ رو باز کردم و شروع کردم به نوشتن، هميشه با گوش دادن به اسلو دایو می نوشتم.من اصلا به خاطر آهنگهای اسلو دایو و ذوق درونیم این کار رو شروع کرده بودم.من بدون اسلو دایو دیگه نمی نویسم.حالا که با اسلو دایو خداحافظی کردم، با این وبلاگ هم برای هميشه خداحافظی خواهم کرد.شاید.
بعد از کلی بالا و پایین کردن يه اپلیکیشن ، برای امروز يه مسیر پیاده روی از خیام تا اعدام انتخاب کردم و توی بارونی که تا آخر  يه لحظه هم قطع نشد ؛با پسر راهی شدم.نمی دونم چه حکمتی داره که دیدن بافت قدیمی شهر هميشه حالمو خوب می کنه.اصلا يه شعف خاصی داره.دو تا امامزاده و مسجد و خونه ی قدیمی  و چند جای دیدنی دیگه.پسر پايه ی پیاده روی خیلی خوبيه و اصلا ابراز خستگی نمی کنه.اهل تقاضای خرید خوراکی و اسباب بازی هم نیست.(با اینکه این يه مورد اخیر رو ام
دانشگاه که شروع میشه، ازینجا غیبم میزنه!!! :/به عنوان يه دانشجو، به نظرم دانشگاه اصلا جای مفيدی نیست.به جای اینکه يه چیزی بشیم، همونی که هستیمم از بین میره! :دیولی خب با این حال دوست دارم هميشه دانشجو باشم!!!(آدمیزاد هميشه چیزای مضرو دوست داره!!)در حدی که هميشه با خنده میگم اگه بعد کارشناسی، کار پیدا نکنم، میرم ارشد میخونم!!! :|||همینطوری الکی میگذرونیم دیگه!! ¤__¤پ.ن: کادوی ولنتاین از شخص مورد نظر هم دریافت شد! :دیپ.ن2: شوخی شوخی 1 اسفند شدچند روز د
 استفاده از تلفن همراه پیش‌تر نگرانی‌هایی را میان کاربران این وسيله ایجاد کرده بود، به طوری که بار‌ها مسئله‌هایی درباره احتمال ایجاد تومور‌های مغزی در پی استفاده از تلفن همراه مطرح شد که همین موضوع دانشمندان را به بررسی تاثیر امواج الکترومغناطیسی این وسيله روی مغز سوق داد، اما نتیجه عکسی از این مطالعات به دست آمد.مطالعات تازه محققان درباره تاثیر استفاده از تلفن همراه، وجود هرگونه تاثیر مخرب از این وسيله را روی مغز رد کرد.این مطالعا
.
عید رو به نگار تبریک نگفته بودم. حال نداشتم. در واقع کلا عید رو فقط به دو نفر تبریک گفتم. روانکاوم و استادم. به هیچکس دیگه‌ای هیچ پیامی نفرستادم. اصلا حوصله‌ش نبود. نگار هم عید رو به من تبریک نگفت تا همین دیروز که بهم پیام داد. اونم حالشو نداشت. اونم به هیچکس تبریک نگفته بود. گفتم حال نداشتم به کسی تبریک بگم. گفت خری دیگه، دقیقا عین من :))) اصولا دوست‌ها همینن احتمالا. عین همن. خوبی دوست درست داشتن اینه که میشه عید رو تبریک نگفت و مطمئن بود که نارا
.
چند روز بود گلوم درد میکرد بلاخره امروز رفتم  دکتر دوتا امپول هم زدم اصلا از این هوا خوشم نمیاد خیلی سرد شده کاش زودتر بهار بیاد حس میکنم دیگه حوصله ی خیلی چیزا رو ندارم دیگه مت قبل نیستم يه خونه ی ویلایی نزدیکی خونمون هست  بسی خوجله دوبلکس) شنیدم میخوان بفروشن خدا کنه بفروشن ما بخریم بابامو راضی کردم اپارتمان اصلا خوب نیست ادم اصلا ارامش نداره حتی مال خود ادم باشه
من شروع کردم درس خوندن اصلا یک طرف قضيه هم نیست ولو کمترهواسه اینکه من از استرس این حجم درس نخونده دارم به فنا میرم لذا خوابم بعد از 15روز ناشی از استرس فهمیدن عمق فاجعه بیشتر شده.خیلی وحشتناک درس میخونن گروه .قشنگ 5سال برگشتم عقب دارم حال کنکورو تجربه میکنم به شدت حال روحیم بهتر شده چون من هميشه دلیل اصلا دپرشم درس ها بودن حالا ولی حال خوب دارم با یک دنیا حسرت .حسرت تفریح های نرفته خوشمزه های نخورده ی کافه ها _قدم نزدن ها_موزیک گوش ندادن ها
+صبحم شب میشه و شبم صبح با خوشحالی و نگرانی توامان!!+برنامه میریزم تا برم عمل کنم و ببینم چی میشه.امیدوارم اتفاقات خوبی رقم بخوره.+دقیقا وقتی نوشتم که میخوام بشم بیخیال همه چی، یکی میاد سر راه من که میگه:تو نمیتونی بشی بیخیال همه چی!!+این روزها وب میخوندم شایدم کامنت میذاشتم یا نمیذاشتم. .اغلب خوندمتون.+واقعیت این روزهای اصلا نفهیدم چطوری گذشت.+از قبل و ابتدای سال اینقدر مشغول بودم و کارهای متفاوت از ابعاد مختلف زندگی برای من وارد بازی شد که
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

بهاران دامنه دارابکلا pingus باید اشتباهمون رو جبران کنیم آشپزی تور دبی ارزان چکامه های سوررئال هات لند مونولوگ های من با خودم تحفه درویش