نتایج جستجو برای عبارت :

دنلود آهنگ انگار نه انگار دلم رفته براش

دانلود اهنگ انگار نه انگار دلم رفته براش (آرشا رادین) با کیفیت خوب 320 با متن دانلود اهنگ جدید و بسیار زیبای انگار نه انگار دلم رفته براش با صدای ارشا رادین، دانلود آهنگ تاپ تاپ آرشا رادین
دانلود اهنگ انگار نه انگار دلم رفته براش
متن اهنگ
انگار نه انگار دلم رفته براش منو کرده دیوونه کم نمیشه از اداشجز تو هیشکی نیست سلیقم ما خیلی هستیم شبیه همیه جوری تو رو میخوامت که هیشکی نمیشه حریفمهی تاپ تاپ قلبم میزنه واسه تو از بس چشات دیوونه کنندست بیا هی
دانلود آهنگ جدید و غمگین یکی به تو انگار بد منو گفته مهدی احمدوند یکی انگار عشقو از دل تو برده با کیفیت بالا 320 موزیک صوتی Mp3 با لینک مستقیم
Ahang yeki be to engar bad mano gofte yeki engar eshgho az del to borde az Mehdi Ahmadvand
یکی به تو انگار بد منو گفته که دو ساعته چشمات رو من نمیوفته ●♪♫
دانلود اهنگ یکی به تو انگار بد منو گفته مهدی احمدوند یکی انگار عشقو از دل تو برده
یکی انگار عشقو از دل تو برده نمیدونی قلبم بدون تو مرده ●♪♫
نمیذارم این خاطره بد بگیره ازم تو رو تا این حد ●♪
دانلود اهنگ جدید غمگین و احساسی با ریتم تند از مهدی احمدوند به نام یکی به تو انگار بده منو گفته با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
دانلود آهنگ یکی به تو انگار بده منو گفته
یکی به تو انگار بد منو گفته // که دو ساعته چشمات رو من نمیوفته♩♪/
یکی انگار عشقو از دل تو برده نمیدونی // قلبم بدون تو مرده♩♪/
دانلود اهنگ یکی به تو انگار بده منو گفته
نمیذارم این خاطره بد بگیره // ازم تو رو تا این حد♩♪/
نمیذاره عشق // جدایی بخوام♩
عاشقی را رسم رسیدن نیست انگارشیرین و فرهاد الگوی این وادیست انگارعاشقی را رسم بودن در نبودن هاست انگاردرد و دل با چاه و شن در بیابان هاست انگارعاشقی را رسم رفاقت با قلم ،تنهاست انگارحرف دل بر ماسه ی دریا نوشتن هاست انگارعارف علی پور(( کبوتر سیاه ))insta :@kabootarsiyah
ساعت 3.30 صبحه؟!.یا شبه؟!.مگه مهمه؟!.مگه فرقی هم می کنه؟!.حالت خوش نیست.تا این ساعت بیداری.پر می شی و خالی می شی.پشت سر هم.یه آهنگ دایم تکرار می شه.خوابت می آد.نمی خوای بخوابی!.غم داری.بغض داری.شاید خشم داری.عصبانی هستی.ناراحتی.از چی؟!.از کی؟!.از وضعیت موجود؟!.از اتفاقایی که افتاده؟!.از خودت؟!.از اتفاقایی که داره می افته؟!.از اتفاقایی که قراره بیفته؟!.از خودت؟!.از دنیا؟!.از.همه چیز قاطی شده.اما ساکن و ساکت.انگار نه انگار ا
اعتراف می‌کنم به شدت دلم می‌خواست یه نفر نوازشم کنه، بغلم کنه. همه فکر می‌کنن باید تنها باشم این روزا و از سر بگذرونم حال ناخوشمو. رفتارشون با من عادیه. هیچ‌کی آرومم نمی‌کنه. انگار نه انگار. شاید کار درستی می‌کنن. شاید خوب نقش بازی می‌کنم.اعتراف می‌کنم دلم می‌خواست خودشو انقدر آروم جلوه نمی‌داد. انگار نه انگار. دلم می‌خواست بی‌تابی می‌کرد و با هم می‌ریختیم بیرون خودمونو. و تموم می‌شد. این‌جوری بده. حس می‌کنم داریم یه درد مزمن می‌ذا
دیروز تو را به خواب دیدمو انگار تکه نباتی بودیذوب می‌شدی ، حل می‌شدی در دهانم درون دنده‌هایم مگر شیرین‌تر از نبات هم یافت می‌شود ؟دیروز خوابت را دیدم و انگار شاخه‌ای سبز بودیخرامان ، رقصان روی ناهمواری‌هایم خم می‌شدیمگر چیزی بیش از اینکه شاخه‌ای سبز باشی ، خوشحالم می‌کند ؟دیروز تو را در خواب دیدمو انگار قطعه‌ای مرمرین بودیخرد می‌شدی و جمع می‌شدیبعد هم در اعماقم به آوار بدل می‌شدیمگر آدم آرزویی فراتر از تصاحب ودر دست گرفتن تکه‌ای
عجب روزگارعجب روزگار نامردیست . چشم ندارد ببیند.انگار که حسودی اش میشود اگر یک روز بخندی.‌انگار که نمیتواند ببیند خو گرفته ای به شرایط نا به سامانتا میفهمد کمی تحملت بیشتر شده مشکلات را سر راهت میگذارد کاش میشد این زندگی را بوسید و پیچید لای بقچه و گذاشت کنار و گذشتگاهی احساس میکنم دیگر دارم تمام میشوم‌. از جان و زندگی مایه میگذارم و حل نمیشود که نمیشودانگار که دو کفش آهنی به پا دارم‌ و فرسخ ها راه را پیاده رفته ام دیگر نایی
اگه بخوام از حال و روز دلم بگم غمنامه میشه،اگه بخوام از اتفاقاتی که برام افتاد بگم اول خودمو تحقیر کردم اگه بخوام لب باز کنم خودم شرمنده میشمبعد از هجده اسفند و هفده فروردین انگار خیلی چیزا عوض شد،انگار دنیای واقعی که مدتها پنهان بود رخ نشون داد انگار از یه خواب عمیق بیدار شدم .من هنوز نمیدونم سرانجام این روزام چیه فقط میدونم این روزا قرار نیست هیچوقت فراموش بشن،قرار نیست کمرنگ بشن میدونم تا ابد تو سر تیتر اتفاقات زندگیم میمونه.دخترکم صبو
نمیدونم چرا انقدر داغون خسته و افسرده‌ام. هی میخوام پاشم درس بخونم کارامو انجام بدم ولی نمیتونم. اصلا انگار دست خودم نیست، نمیشه. لپ تاپ جلوم بازه. کتابام بازن. یه جمله‌رو ده بار باید بخونم تا بفهمم چی میگه. تمرکز در حد صفر! فقط دلم میخواد بخوابم. فقط بغض دارم بدون اینکه گریه کنم. فقط خیلی خیلی خسته و غمگینم. ناامیدم و توان تحمل خودم رو ندارم. هیچی خوشحالم نمیکنه و هیچ‌جوره بهم خوش نمیگذره. واقعا حالم داره بهم میخوره از این حجم انرژی منفی درون
روزای اولی که بعد از ده روز برگشته بودم خونه خودم؛ احساس غربت می کردم.پارک نزدیک خونمون هم هر وقت توی روز میرم همین حس رو بهم القا می کنه.یه پارک خلوت که با فاصله می شه خیابونای حاشیه ی شهر رو هم دید.صدای رفت و آمد ماشینها و صدای نسیم ملایمی که لابه لای درختای توت و اکالیپتوس و تک درخت سنجد می پیچه یه حس غریبی به من میده که انگار من به اینجا تعلق ندارم.انگار با این شهر با این پارک با این دنیا غریبه ام.هوا خیلی قشنگ بود.آبی با ابرای پف پفی ؛اما من ی
انگار زمین و زمان چشمن و چشم بودن و همشون دیدن یه زمانی یکم داستان فرق داشت و حتی الان که فرق کرده. زمین و زمان طوری نگام میکنن که انگار من یه مجرمم که با وصیقه ازادم. همه جا هزارتا چشمه .منم شایدم اینطور نیست و من مرضی دارم که همه چیز رو ربط دار میبینه.
دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند قرار [ دانلود آهنگ با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ + متن آهنگ و پخش آنلاین موزیک ] Download New Music Mehdi Ahmadvand Gharar یکی به تو انگار بد منو گفته / که دو ساعته چشمات رو من نمیوفته دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند قرارمتن آهنگ قرار مهدی احمدوند   یکی به تو انگار بد منو گفته که دو ساعته چشمات رو من نمیوفته
یکی انگار عشقو از دل تو برده نمیدونی قلبم بدون تو مرده
نمیذارم این خاطره ی بد بگیره ازم تورو تا این حد
نمیذاره عشق جدایی بخوامدانلود با
 دیروز جلفا بیش از اندازه خلوت بود . یکی از بزرگترین دلخوشی ها در جلفا یافتن جای پارک برای ماشین است !! دیروز انگار نه انگار که تعطیل بود ؛ انگار نه انگار که بهترین موسم جلفا رفتن بود !!  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]
یکی به تو انگار بد منو گفته مهدی احمدوند (کیفیت عالی mp3)دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند به نام یکی به تو انگار بد منو گفته به همراه متن ترانه ، پخش آنلاین و لینک مستقیمAhang : Mehdi Ahmadvand- Ghararلینک دانلود آهنگ | برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنیدhttp://m8a.ir/cwZWuیکی به تو انگار بد منو گفته مهدی احمدوند (کیفیت عالی mp3)یکی به تو انگار بد منو گفته که دو ساعته چشمات رو من نمیوفتهیکی انگار عشقو از دل تو برده نمیدونی قلبم بدون تو مردهنمیذارم این خاطره ی بد بگیره ازم
کاش یک روز می فهمیدم ، این خواب ها و عوالم پیچیده ای که درونش نهفته است ، با همه ی خلاقیتی که هیچ وقت در زندگیمون باهاش رو به رو نبودیم ، با چهره هایی که هیچوقت تو زندگی عادی ، حتی تو هیچ فیلم یا سریالی باهاشون برخورد نکردیم و این داستان های عجیبی که در این رویاها به وقوع می پیوندند، واقعا کجا اتفاق می افتند؟ واقعا» خیلی دوست دارم بدونم ، چرا که وقتی از خواب بلند میشم و از اون شب هایی بوده که مغزم بی وقفه مشغول خواب دیدن بوده، انگار که بولدوزر
شب قدر قبلی صداشون بالا نمی اومد، انگار نه انگار خبری بود. ساعت یک خاموش کردن رفتن. حالا امشب از شبکه استان اومدن فیلم بگیرن، هر هشت تا بلندگوی تو خیابونشون روشنه و قیژژژژژ قیژژژژژ قیژژژژ صدای جر خوردن شون میاد که چیه؟ قراره فیلمشون پخش شه.وقتی میگم قوم ریا و تزویرن منظورم همینه.
یه چیزی هست تودلم انگار سنگینه خالی نمیشهانگار یه گریه نکرده دارمحرف نزدهخیلی سعی میکنم حرف بزنم نمیشهانگار دلم میخاد داد بزنمهای های گریع کنم دعوا ختیچرا تموم نمیشه خستگی؟۹۷سال قشنگی بود ب خواسته هام رسیدمدلم میخاد اخراشم با حس ناب تموم شهپ ن:چرا جواب استخدامی نمیاد؟
آیینه رو بر میدارم خودمو توش نگاه کنم . پیشونی و چونه ای که چند دونه جوش زده . پوستی که مثل همیشه به شدت خشکه . لبایی که ترک خوردن . چشمایی که انگار خالی ن . خالی ن از همه ی حسای دنیا . با دست ابروهامو مرتب می کنم . میبرمشون بالا و به خودم حالت تعجب می گیرم . آیینه رو برمیگردونم . به جغد با مزه ای که زل زده بهم زل می زنم . انگار واقعا وجود داره انگار میشه باهاش حرف زد . انگار اون حرفامو میفهمه و حتی از توی چشمای خالیمم میتونه 
دو روز شد که ندیدمش، دو روزه که ازش بی‌خبرم، دو روزی که برام اندازه‌ی دو قرن گذشته، دلم براش تنگ شده؛ تو ذهنم هزار بار براش نوشتم و هزارهزار بار باهاش حرف زدم. براش از دونه دونه اتفاقای ریز و درشت این دو روز یادداشت برداشتم، همون اتفاقایی که روزای عادی همون لحظه براش تعریف می‌کردم. آخ که به اندازه‌ی یک ماه براش حرف دارم که تا دیدمش فقط برم تو بغلش و براش حرف بزنم. نه نه! اصلن هیچی نمی‌گم، فقط می‌خوام خودش حرف بزنه، فقط می‌خوا
همینطور که داشتم واسه امروز برنامه میریختم ، گریزی به مطالبی که قبلا خوندم زدم.جا خوردم! انگار نه انگار من اینها رو خوندم. تست زدنم تو اکثر موارد بالای 50 - 60 درصد بود. حتی تو بعضی مباحثش 90 درصد!!خاک عالم !! انگار ذهنم سپید سپیده!پس اینها کجا رفتن؟!طبق شیوه مطالعه مطالب دشوار و پیچیده که تو همین کتابها فهمیدمش ، من از اول اولش داشتم درست مطالعه میکردم. فهم عمیق. درک و انتقال به حافظه بلند مدت. پس کو؟ چرا انگاری هیچیش یادم نیست.چقدر میترسم .وقتی ند
دیگه براش نمیخونم لالایی بی لالاییانگار راحت تر میخابه با نغمه ی جداییای پونه ها،اقاقیا،شقایقای خستهکبوترا،قناریا،جغدای دل شکستهقصه ی کهنه شما آخر اونو نخابوندترس از لولوی مرده پشت درای بستهدیگه براش نمیخونم لالایی بی لالاییانگار راحت تر میخابه با نغمه ی جداییبارونای ریز و درشت عاشق بهاریماه لطیف و نقره ای عکسای یادگاریآسمون خم شده از غصه ی دور دریاشبای یلدا پر از هق هق و بیقراریدیگه براش نمیخونم لالایی بی لالاییانگار راحت تر میخابه
درست لحظه ای که تصمیم می گیری یه لگد بزنی و همه چی رو همچین خراب کنی جوری که  انگار اصلا از اول چیزی نبوده یه پیغام ساده اما پر از معنی مثل آب روی آتیش عمل می کنه انگار که یهو یه تیکه آهن داغ رو بندازی توی آب سرد یه صدای فس بلند، یه بخار عظیم و تمام نمی دونی  این آرامش چقدر دووم می یاره ولی هر چی که باشه  یه فرصت دوباره است برای تو .
در جوشن کبیر یک عبارتی هست که مى‌گوییم:"یا کَریمَ الصَّفْح"معناش خیلى جالبه.یک وقتی یه کسی تو رو می‌بخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یک‌جوری نگات می‌کنه که تو می‌فهمی هنوز یادش نرفته؛ یه‌جورایی انگار که سابقه‌ی بدت رو مدام به یادت میاره.ولی یک وقتی، یه کسی تو رو می‌بخشه و یک‌طوری فراموش می‌کنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی.اصلا هم به روت نمیاره.به این نوع بخشش میگن صَفح.و خدای ما این‌گونه است. از صمیم ق
عید آمد و از پسته و آجیل خبری نیست انگار نه انگار که از عید اثری نیست نه شور وشعف در سخن باد مهیاست در ذهن پرستو سیرو سفری نیستامسال که زیبا طبیعت  بذل می کرد مرده است سخاوت دیگر گوهری نیسترفته است زمستان و خوابند درختان بر شاخه خشکیده گیلاس فاش و ثمری نیستآشفته و حیران گرفته است بقضی با چنگ گلو یی که در آن چشم تری نیست کاسب نفروشد به کس شاخه مهری در بلبل این باغ میل خطر ی نیست آرام گرفتیم در این خانه تاریک گویی که در این سر جای بصری نیست دادی
ماهی گُلی عیدمون مُرد!:|و اما مشروح خبرها:سر صُپّی رفتم سبزه‌ و گل بنفش نامعلوم الاسمم رو آب بدم که دیدم اومده روی آب:(هی بهشون گفتم نخرینا!گوش نکردن.این از این.مشکل اینجاست که دو تا ماهی بودن و اونیکه زنده مونده یه جوری شده.انگار شوک زده شده!با یه نگاه بُهت زده فقط وایستاده یه جا.قیافه‌ش یه جوریه انگار یه چیزی رو می‌بینه که ماها نمی‌تونیم ببینیم و همونطور به افق خیره و مبهوته!قبلا تا یک فرسخیش می‌رفتیم هشت دور دور خودش می‌چرخید.این سری چشم
پر از حرفم . پر از کلمه اما انگار لبم دوخته شده انگار مچ دستم میخ کردن به سنگپر از نوشتنم ده بار نوشتم و پاک کردم چه مرگم شده من ؟ ؟  ؟؟ اینجا هم متروکه شده . مثل من . امروز با بند بند تنم دلتنگم چه حالی چه حالی  
اون وقتایی که از شدت غصه انگار زیر قلبم آتیش گرفتن انگار دارن قلبم و مچاله میکنن و من سعی میکنم با قورت دادن بغضم جلوی اشکایی که اومدنشون دست من نیست و بگیرم کف دستم شروع میکنه به سوزش.هی میسوزه.شاید مچاله شدن قلبم و گلو درد ناشی از بغضامو بتونم تحمل کنم اما هیچ وقت اون سوزش کف دستمو نمیتونم.
وقتی سردر اینجا نوشتم { من آن که می دانم ، نیستم انگار} روزی بود که حسین به من چیزهایی گفت که من نبودم و سپس شک کردم که شاید هستم و انکار می کنم.الان که دوباره این سر در رو نگاه کردم ، با اینکه هیچ ربطی به حرفهای اون زمان حسین نداره ، اما به خودم نگاه می کنم و می بینم واقعا اونی که فکر می کردم هستم ، نیستم انگار.نیستم، چون اگر بودم این طور نبودم.عوض شدم، تغییر کردم ، نمی دونم چه اندازه از این تغییر خوبه یا چه اندازه بد، فقط می دونم که این تغییر در ز
یه تیکه هایی از کنسرتشو دیدم , خیلی براش ناراحت شدم . هیچی براش نمونده انگار , هیچی برای از دست دادن نداره . چرا باید اینجوری باشه ؟! یه نفر انقدر به خاطر خواستش بدوئه و بهش ندن و عمرش به فاک بره و اینجوری دیوونه بشه ! یه حس ترحم بدی نسبت بهش دارم که ناراحتم میکنه :(
اگه زمان به اون موقعی برگرده که ما هم دیگه رو نمی شناختیم و من حتی نمیدونستم چند سالته و کدوم شهر زندگی می کنی شاید یه جور دیگه رفتار می کردم و یه آدم دیگه می شدمتو روی من اثر گذاشتی .مثل خیلی چیزا که روم اثر گذاشتنولی شاید اثر تو بیشتر بودانگار همش می خواستم شبیه تو بشممثل تو شوخ طبع . مغرور . خسته . قوی . کسی که هیچی و هیچکس براش مهم نیسمن دوباره یادم رفته بود که باید خودم باشمیادم رفته بود که اینکه بخوای شبیه کسی باشی و خودتو ببازی چقدر چن
حرف میزنم ولی هیچ کس انگار منو نمیشناسه یا انگار من هیچ کس نمیشناسم سردرگمم . از حرف ازدواج و شوهر و زندگی نفرت دارمحس بدی دارمهیچی نمیخواماز مردا بیزارماز خودخواها متنفرمبدم میاد از همه کسایی ک از من بدشون میاد از من متنفرن و از من ایراد میگیرن. بدم میاد از ادمای فضول بدم میاد از همتون 
حرف میزنم ولی هیچ کس انگار منو نمیشناسه یا انگار من هیچ کس نمیشناسم سردرگمم . از حرف ازدواج و شوهر و زندگی نفرت دارمحس بدی دارمهیچی نمیخواماز مردا بیزارماز خودخواها متنفرمبدم میاد از همه کسایی ک از من بدشون میاد از من متنفرن و از من ایراد میگیرن. بدم میاد از ادمای فضول بدم میاد از همتون 
و ناز می کنی ، من ناز می کشم ، این منطق کیه
انگار پیش تو فرقی نمی کنه کی عاشق کیه
تو ناز می کنی ، من ناز می کشم ، این منطق کیه
انگار پیش تو فرقی نمی کنه کی عاشق کیه
روح تو مریمه ، چشم تو نرگسه ، دست تو نسترن
روح تو ، دست تو ، چشم تو ، عشق من ، گل خونه ی منه
گل خونه ی منه
روح تو مریمه ، چشم تو نرگسه ، دست تو نسترن
روح تو ، دست تو ، چشم تو ، عشق من ، گل خونه ی منه
گل خونه ی منه
وقتی که خاطره غمگین تو هنوز تو خونه ی منه
یعنی که بار غم بی تو شبانه روز رو شونه منه
اما نه،مونده!چون انگار نشستم و دارم فیلم میبینم!یا حتا عمیق‌تر،انگار که توو اون روزها از ده سال پیشمبه‌ولله که همینطوره!از اولین روزای شروع اون سال . . . چون ال‍انم بارونه،برا همینه که به یاددارم اون روز از اولین روزای اردی‌بهشت و اون اولین آهنگ علی‌عبدالمالکی دم مسجدموقع غروب آفتاب و بعد بازی گل‌کوچیک . . .
بیرون بودم و همش دماغم میخارید. هر کاری هم می کردم خارشش متوقف نمی شد. دستمال لول می کردم توش.‌.ضربه میزدم‌انگار نه انگار!چند لحظه پیش که به خانه رسیدم با انگشت کوچیکه تا نزدیک های چشمم پیش رفتم و شی خارجی رو استخراج کردم.چی بود حالا؟؟یه مورچه :|||خیلی نرم داشتم سمت سرنوشت نمرود پیش میرفتم که مف نجاتم داد خفه ش کرد این مرتیکه ی قاتلِ عوضی رو :/البته چون النظافت من الایمانه اول دستام شستم بعد پست نوشتم :)))
بی نهایت بی حوصله و منگ و کرخت شدم. و هر روز انگاری کرخت شدگیم داره بیشتر و بیشتر میشه. نه ساکمو میبندم. نه اتاقمو جم میکنم. نه حتی امروز انقدر انگیزه داشتم که برم دوش بگیرم با این موهای چرب بیخود فعلیم. بریدم. دارم ذره ذره میبرم. دارم تیکه تیکه این کیسه های شن رو از توی بالنم میندازم بیرون.قید ها رو دارم تو درونم انگار از ریشه میزنم. مودبانه میرم خدافظی ادما. خیلی شبیه مردنه واسم انگار. ادما گاهی دوس دارن بمیرن. گاهی راهشون
مجلس عزایی که قاتل های میت هم تویش باشن دیگه اسمش مجلس عزا نیست!مجلس عزایی که پسر میت دائم از اول تا آخر خاکسپاری نیشش تویش باز باشه دیگه اسمش مجلس عزا نیست!دیگه از دیدن این همه وقاحت صبرم لبریز شده. از شنیدن این همه ولش کنا خسته شدم.وقتی به چیزی اعتراض می کنی و دیگران سریع میگن ولش کن یعنی خفه شو!دختره هنوز کفن مادرش خشک نشده  دنبال مدارک حقوق مامانشه.آخه چرا داره از همه طرفم وقاحت چکه می کنه؟سوم مادرشو می خواد بندازه عقب که به سومه امام
 دانلود آهنگ جدید امین رستمی بنام عشق دلمDownload New Music Amin Rostami – Eshghe Delamترانه: مهرزاد امیرخانی , موزیک: امین رستمی , تنظیم: بهزاد عبدالهیمتن آهنگ جدید امین رستمی بنام عشق دلم :عشق دلم تو شدی تموم قلبم مال خودم میشی آروم آروم و کم کموقتی تویی کنارم حال خوبی دارم وای به دل بی قرارمآروم آروم و آسه این دل داره میره واسهتو دل تنهام انگار یه عشق خیلی خاصهانگار تو آسمونم اینه حال دل دیوونمفقط خودم میتونم حرف تو چشاتو بخونمعشق دلم تو میشی چه دل روان پری
دلم برای خودم تنگ شده دلم برای خودم میسوزه چقدر احمق بودم قدر فرصت هایم را ندانستم انگار که کور بودم فریادهای دوستم را نشنیدم انگار که کر بودم اما هنوز هم همینطور هستم انگار که مسخ شدم طلسم شدم چقدر بی خبر از همه جا روزها و شبها به سرعت میگذرند و من همچنان به مانند درختی خشک در بیابانی به زمین میخ شده ام حالا نفسم میگیره تمام چیزهایی که روزی برایم ناخوشایند و عذاب آور بود حالا حسرت است چرا که مد همین حال که هستم دلم خون ه برای
ممکنه کسیو دوست داشته باشی یا اینکه حس کنی دوسش داری ولیاز طرف دیگه هم حس کنی نمی تونی بدستش بیاری یا اگه بدستش بیاری نمیتونی نگهش داریاینا همه بخاطر اینه که قدرت تو کمهباید تمرکز کنی روی قدرتت روی خودتاینجوری می تونی بهش بگی دوستت دارمولی بازم .نمیشه کسیو بزور داشت الان رل بازی مد شده انگار خیلیا خیلی ساده رل میزنن و خیلی ساده تمومش میکننولی بعضیا دنبال چیزای واقعی ن دنبال حسای واقعی نبراش نوشتم دوستت دارمولینفرستادمهی میرفتم هی میومدم
امروز حس گریه دارم ، نسبت به همه حس تنفر دارمنمیدونم اثرات پی‌ام‌اس هس یا چیز دیگه‌ایهعیهمه دخترا دلشون میخواد ازدواج کنن که خونواده تشکیل بدن ، ولی من به غیر از این یه دلیل دیگه هم دارم، جدا شدن از خونوادم.دیگه تحمل زندگی باهاشون رو ندارممخصوصا مامانمعامل 99 درصد بدبختیام تا الاننمیتونم دو کلمه باهاش حرف بزنممنطق سرش نمیشهحرف هم بزنی باهاش میره میذاره کف دست فاطمهاز فاطمه هم دلگیرمبه خاطر حرفی که روز نامزدی بهم زدنمیدونم اون روز چی رفت
الان نمی دونم چه جوری ،چی شد که خیلی یهویی ،دلم تنگ شد واسه مرتضی پاشایی صـداشـو واقـعـا دوس داشـتـم ،من از اینایی نیستم پاشایی که از دنیا رفت ،اونوقت گفته باشم طرفدارشم ؛من خبر بیماری پاشایی رو که شنیدم ،براش گریه کردم ،اولین و آخرین خواننده ای هست ،که هر بار میرم تهران دیدنش واجبه ،سنگ قبر احساس نداره ،ولی حس می کنم صدای آدمای این دنیا رو ،بهتر میرسونه اون دنیااا پاشایی ،خب من با آهنگ های ،`` شاید بپرسی از خودت ```` دروغ دوست داشتنی ```` ع
موسسه خیریه سگال

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

آموزش عکاسی و ساخت آتلیه شخصی تعمیرات لوازم خانگی | دیجی تال سرویس مدرسه شما عمان سامانی | بوستون فروشگاه ناب فایل اس ام اس ها دانلود رایگان شیدایی! آناميسي ها معرفی نرم افزارهای کاربردی