محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

دانلودکامل رفتم بچینم نعناblackdot.gif

دانلود آهنگ جدید شاد محلی به نام رفتم بچينم نعنا دستم گرفته رعنا کامل با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang Raftam bechinam Nana Dastam gerefte Rana
دانلود آهنگ رفتم بچينم نعنا دستم گرفته رعنا (شاد محلی با کیفیت بالا و کامل)
رفتم بچينم نعنا دستم گرفته رعنا .♪
رفتم بچينم نعنا دستم گرفته رعنا .♪
الهی نمیره رعنا با هم بچینیم نعنا .♪
الهی نمیره رعنا با هم بچینیم نعنا با هم بچینیم نعنا .♪
نار ای نار ای نار .♪
رفتم بچينم انگور دستم گزید
خواهر کوچیکم اومد از گل های گل خونه دو سه تا برگ کند برد بچسبونه تو دفترش. حس کردم گل ها دردشون میاد. رفتم سرچ کردم: "گیاهان درد را حس می کنند؟"چندتا مطلب خوندم فهمیدم درد که هیچ، وقتی با هم حرف میزنن لهجه هم دارن.رفتم بیرون ماست بگیرم، گفت شایان چند تا برگ بچین بیار.خواستم از چنار در خونه بچينم نگاه کردم دیدم برگ نداره. عادی شدن می دونی چیه؟ همینه. چند ماهه برگ نداره اصلا توجه نکرده بودم بهش.خواستم از سرو کنارش بچينم. گرفتمش که بچينمنش
دانلود آهنگ رفتم که رفتم آرون افشار
دانلود آهنگ زیبا و فوق العاده ♪ رفتم که رفتم ♪ با صدای ♪ آرون افشار ♪ از رسانه ♥ گیتار موزیک ♥ همراه با پخش آنلاین و متن ترانه.
بزودی… دمو و تیزر قرار داده شد / تاریخ پخش نامشخص
 
متن آهنگ رفتم که رفتم آرون افشار
رفتم که رفتم خداحافظ رفیق بغض و آوار
♪ ♥‿♥ ♪
رفتم که رفتم نگاهم کن برای آخرین بار
♪ ♥‿♥ ♪
رفتم ولی تو بمانو خاطراتم را نگه دار
♪ ♥‿♥ ♪آهنگ ایرانی
رفتم که رفتم**از برت دامن کشان رفتم ای نامهرباناز من آزرده دل کی دگر بینی نشانرفتم که رفتمرفتم که رفتماز من دیوانه بگذربگذر ای جانانه بگذرهر چه بودیهر چه بودمبی خبر رفتم که رفتمرفتم که رفتمشمع بزم دیگران شوجام دست این و آن شوهر چه بودیهر چه بودمبی خبر رفتم که رفتمرفتم که رفتمبعد از این بعد از این کن فراموشم که رفتمدیگر از دست تو می نمی نوشتم که رفتمبا دل زود آشنا گشتم از دامت رهابی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتمبی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفت
دانلودکامل فیلم کلاهی برای باران 1385, دانلود رایگان فیلم کلاهی برای باران, دانلود مستقیم فیلم کلاهی برای باران, دانلود فیلم ایرانی کلاهی برای باران 720p HDنارون دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
دانلودکامل فیلم کلاهی برای باران 1385, دانلود رایگان فیلم کلاهی برای باران, دانلود مستقیم فیلم کلاهی برای باران, دانلود فیلم ایرانی کلاهی برای باران 720p HDنجوا آر دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
هوا خوبه. باد خنکی می وزه. افتاب داغ نیست. مانتوهای خنک بهاریمو میپوشم ولی از اول هفته، هر روز که دنبال دخترچه رفتم و برگشتم خونه، چنان خیس عرق میشم که حتما دوش میگیرم و فکر میکنم همون اختلالات هورمونی است که دیروز به خاطرش رفتم دکتر.خدا میدونه حالا کِی همت کنم و برم ازمایش بدم تا درد و مرضم مشخص بشه!
 دیروز پنجشنبه دوم اسفند همه رفتیم خونه ی مامان هم دورهمی هم پیشواز برای روز مادرخیلی خوب بود و خوش گذشت ، دوست دارم همه رو میبینمحالم خیلی بد بودولی وقتی رفتم تو جمع حالم عوض شدبازم تکرار وو.عیدو جنب و جوش عید حال خراب وووچند روزی رفتم  پیش زهرا و بعد از همونجا رفتم شمال   خوب بود و خوش گذشت و فامیلها رو دیدم بعد با مامان و حاج آقا برگشتموقتی که باهاشون هستم و میبینم با هم خوش هستن لذت میبرمخدارو شکر که مامان ار تنهایی در امد و راضی
1- شب عید سعید فطر گوشیم روزدن2- جلوی یه داروخونه دونبش. زنگ زدم 110 پلیس اومده میگه اون نبش به کلانتری ما مربوطه تو این نبشی :| دوباره زنگ زدیم 3- فرداش رفتم کلانتری شکایت نمیگه برو داد سرا، میگم دادسرا تا چهار روز دیگه تعطیله (دادسرا چهارروز) میگه اونا مثل ما بیکار نیستن که روز تعطیل بیان، تو دلم گفتم توهم میمردی خونه میموندی بهتر بود.4- شنبه رفتم داد سرا میگه باید ثنا داشته باشی به خطتت اس مس میاد. میگم ختمو زدنف میگه برو بسوزون دوباره بگیر5- رفتم
آخــرین پستم باشــد تا ۱۵تیر ماه ۹۸رفتــم که بشینم درس بخـونم ، رفتم که اهدافم رو دنبال کنم رفتم که یکم بتونم این زمانم رو مدیریت کنم ؛ این رفتم رفتنی نیست که نشه برگشت رفتنیه که برگشتنش حتمیــــه! یک روز میام و میگم که موفق شدم به یک سری اهدافم برسم شاید اون رسیدنـــا نزدیک باشنـد خیلی خیلی نزدیک .امیدوارم هرکی هر مشکلی داره حل بشه تا مشکلات منم حل بشه .امیدوارم تمام کنکوریا کنکورشــــونو خوب بدن الخصوص دوستای گلم .منم دعـا کنید سر سف
- به طور اتفاقی یه روز خیلی خوبی برام ساخته شد .- باید میرفتم شهرداری تا یه سری اطلاعات بگیرم . پارکینگ توی اون منطقه خیلی گرونه . اگه میخواستم هم با اتوبوس برم همون قیمت در میومد . هر بار با ماشین رفتم بخاطر قیمت بالای پارکینگ سریع رفتم و برگشتم اما آخر هفته بچه ها دوچرخه خریده بودن و امروز با خودشون نبردن مدرسه . منم سوار دوچرخه دخترم شدم و راه افتادم . حدود ۱۷ دقیقه روی گوگل نشون داد و رفتم و دوچرخه رو قفل کردم و رفتم شهرداری و کارم سریع هم انجا
خواب دیدم که توی یه کوچه ای بازارچه مانند که تقریبا تاریکه از یه جایی نور میاد.رفتم تا رسیدم به مغازه ماننده و گس وات؟!یه جایی بود که توش فوتبال دستی بازی میکردن!!!و وقتی رفتم پای یکی از میزها دیدم به جای دسته توشون مداده٬مداد!-_-واقعا یه سیمرغ بلورین میطلبه مغز من!
رفتم،مرا ببخش و مگو وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده استاین عشق آتشین پر از درد بی امیددر وادی گناه و جنونم کشانده بودرفتم که داغ بوسه پر حسرت ترا با اشک های دیده ز لب شستشو دهمرفتم که ناتمام بمانم در این سرودرفتم،که گم شوم چو یکی قطره اشک گرمدر لابلای دامن شبرنگ زندگیرفتم،که در سیاهی یک گور بی نشانفارغ شوم از کشمکش و جنگ زندگیای سینه در حرارت سوزان خود بسوزدیگر سراغ شعله آتش ز من نگیرمیخواستم که شعله شوم سر کشی کنممرغی شدم که به کنج ق
مامان اینستاگرام رو حذف کرد از دست رقیه. همون موقع هم انگار اطی کی استوری جنجالی گذاشته حالا اینستا داشتم هیچ کی استوری چیزی جاذابی نمیزاشتما امروز همه دورشون حلقه کرده بودن سوال پیچشون کردن.فقط زنگ اول امتحان دادیم عکاسی و قرائت دینی و زبان 2 نمره حرف زدن. بقیه اش بیکار بودیم و دور هم جمع شدیم اولین بار بود کل گرافیکیا کل دهمیا الف و ب جمع شده البتهدومین باره لاکامو پاک نکرده بودم باز دیر رفتم. ولی داشتن ناخونارو میدیدن رفتم قایم شدم بعد رفت
بنام خداوند سه شنبه شب وارد جزیره کیش شدم ، تا رسیدم منزل ساعت حدود هشت و نیم بود ،صبح چهارشنبه همراه احمد رضا و حمید رضا به دریا رفتیم، بچه ها شنا کردند و من هم آب تنی،  آقای جواهریان هم بود .بعد هم رفتیم کافه محمد رضا و صبحانه خوردیم. امروز صبح ولی به دوچرخه سواری  رفتم ، و البته تک تنها ، تا شاندیز رفتم و برگشتم،  حدود ۳۳  کیلومتر را در مدت   ۱۰۱  دقیقه رفتم و برگشتم. حدود ۳۰۰ کالری هم مصرف شد .بعد که برگشتم خونه دوش گر
من با استاد یکی از درسامون مشکل دارم.با درس دادنش البته.دیشب توی خواب می‌دیدم که رفتم سر کلاس یه دانشگاه دیگه نشستم.استادش اومد گفت من روشنم.هیکل این هوا(اندازه‌ی هودور گات!)بعد کلاس که تموم شد رفتم بیرون دیدم چند نفر دارن با چوب ماهیگیری از درخت ماهی میگیرن!واقعا نمی‌دونم چی بگم!:|
کتابخونه ای که می رفتم زیر زمین بود و بخاطر بارون شدید و پرآب شدنش تعطیل شد و خالیش کردنحالم به شدت بد شدیه مدت طولانی بود تهوع و ضعف داشتم . وقتی که دیدم دیگه نمی تونم تحمل کنم با یه حال خیلی بدی رفتم دکتر که قرص ضد استرس و آرامبخش داد هر چند خودم حس نمی کردم استرس دارم یا شاید نمی خواستم قبول کنم یا این که به خودم تلقین می کردم که ندارم همون روز که رفتم دکتر آنفولانزا هم گرفتمدر کل داغون شدماز نظر روحی هم دوباره یه آدم ناامید و افسرده
احساس کردم زشته فقط جواب پیاماش لایک میکنم و براش یه مطلب مرتبط با شغل هردومون فرستادم بعد رفتم طالع این هفته ام را خوندم و جمله آخرش عصبانیم کرد و گفتم گ خوردی و بدو رفتم اون پیامو تا ندیده پاکش کردمفرشتگان الهی هم نازل بشن دیگه نمیتونند منو از لاک تنهاییم در بیارند 
یه بارم رفتم یه جا عید دیدنی تا وارد شدم بچه شون گفت اع؟! تو اینجا چیکار میکنی؟!بهم برخورد ولی سعی کردم به روی خودم نیارم فقط گفتم اومدم عید دیدنی که شما رو ببینم.بماند که چقدر حس میکردم اشتباه کردم رفتم.و از بزرگترای اون خونه هم دلم میخواست عذرخواهی کنم که بهشون احترام گذاشتم مزاحمشون شدم کاملا حس میکردم مزاحمم
سلام به همگی:)من دیروز شهر پسر عمم بودم و امروز رسیدم به شهر خودم:) تقریبا اوضاع مرتبه بجز سرمای هوا و اینکه رفتم تا سوپرمارکتی که یه ربع تا خونه راه بود ولی  متاسفانه نتونستم بالش و پتو و ملافه پیدا کنم! حالا به دانشجوی ایرانی استادم ایمیل زدم تو یه پروازه یه ساعت دیگه میرسه اینجا ببینم چه کمکی میتونه بهم برسونه:) همین دیگه الان باید چمدونم رو بچينم توی اتاق و ازین کارا:) گفتم خبر بدم رسیدم و اوکیم. نظراتتونم میام جواب میدم:) &
سلام هفته پیش رفتم دندان پزشکی دندان عصب کشی کردم از اون روز خیلی درد دارم حالا فردا نوبت دارم برم واسه تکمیل دندان . شانس ما دکتر هم سیر شده باید به خواهش و تمنا ازش وقت بگیری می‌گفت زن و بچش کانادا هستند خودش نم میخواد بره تفریح اونوقت ما ببین فقط زیستن میکنیم .بگذریم اینجا هم برف آمده من هم رفتم یک سر زدم روستا بد نبود
در کل روز خسته کننده ای بودشاید سخت تر ازهمش رفتن ختم بود .هفت سال بود  جسارت پیاده رد شدن از اون یه تیکه رو نداشتم چه برسه به این که برم داخل اما امروز رفتم .انگار درست همین دیروز بودمن خسته و داغون با قدم هایی که به زور بر می داشتم اشک های بی صدام مچاله نشستنم روی اون صندلی  کذایی و زل زدن به زمین من امروز رفتم درسته سخت بود اما برای برگشتن باید جرات رو به رو شدن رو داشته باشم
وای وای وایرفتم دانشگاه ازادپرنده پر نمیزدرفتیم کلاس استاد توضیح داد قراره داده جمع کنیمبعد مقاله قبول بشه چاپ بشه اسممونم میاد پاشوتموم شد نیم ساعتهرفتنیرفتم جلو ۱۰۳کلاسشصداش میومدصداشخدایاااااصداشوایدلم میخاست بچسبم بمونم بمونم نیامنیام نیام اصلاای
دیروز کلی رانندگی کردم تازه فهمیدم ترافیک ترافیک که میگن یعنی چی!! یه جاهایی دلم میخواست بزنم کنار فرار کنم. نمیتونم درک کنم چرا همه نمیتونن پشت سر هم آروم حرکت کنن چرا هی میپیچن جلوی هم!صبح اول رفتم دنبال دوستم بعد با هم رفتیم سر کار عصر هم رفتم دکتر و بعد برگشتم خونه. فکر کنم سه ساعت و نیم رانندگی کردم. خوب بود خدا رو شکر.دیروز خدا چند جا حواسش بهم بود حسه خوبی بود.کلی باید گیتار تمرین کنم. فعلا .
عزیزی رو از دست داده بودم؛ شام غریبانش، بلند شدم رفتم یه غذایی بگیرم بیارم برای مهمونا؛ آخرشب بود؛ رفتم به یه کبابی؛ گوشت چرخکرده داشت اما آماده و سیخ کرده اشو نداشت و تموم شده بود؛ ازطرفی دیگه، شاگردش هم رفته بود و کمکی نداشت؛ گفت: گوجه فرنگی نداره. بهم گفت: خودم کباب هارو حل می کنم و سریع، کارشو شروع کرد و تکنفره، کباب های زیادی رو سیخ کرد. رفتم از یخچال، چندتا نوشابه بزرگ ورداشتم و داخل پلاستیک کردم.

Comparative Education
یکی از مشکلاتی که من تو زندگی باهاش دارم دست و پنجه نرم می کنم مشکل سرویس بهداشتی تو خیابان هاست که اصلا وجود نداره دو سه بار تو خیابون دستشوییم گرفت که چند بار به اجبار رفتم به بهانه فیلم دیدن سینما دستشویی  رفتم و یا رفتم به کافه و چیزی خوردم که البته بعضی ها نداشت .تو جایی هم که کار می کنم سرویسش خرابه فکر کنم دچار کلیه درد شدم یک پاساژ بغل دستمونه که اونم یک سگ بستن پاچتو می گیره ، مسجد هم که ساعت 12 باز می کنه . آخه من موندم دستشویی یک
امروز صبح وقتی پاشدم و گوشی چک کردماز خبری که شنیدم شوکه شدمکسی که اکثرا باهاش تور می رفتم و یه جوراییاستادمم بود فوت کرد .هنوز باورم نمیشهادم خیلی ارومی بود به طوری که خیلی حرص در بیار بود . ولی خیلی سفرامو با ایشون رفتماخریش سفر قشم بود ، با کلی خاطرهاز صبح اکثر بچه های گروه درگیرن .کسی باورش نمیشه [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]
رفتم یه mp3 player کوچولو گرفتم که تو راه طولانی و خسته کننده و مزخرف بین خونه و کتابخونه لااقل یکم موزیک گوش بدم خیلیم خوشحال بودم که قیمتش مناسبه ینی ارزون تر از جاهای دیگه بود و توی اون مغازه ارزون ترینش بود دیگه 40 تومن .اومدم خونه و یکم که باهاش ور رفتم حالم گرفته شدهمون اول که دکمشو فشار دادم درومد باز کلی ور رفتم دکمه شو جاسازی کردم خدارو شکر دل روده ش نریخت بیرون فقطاون آقاهه که ازش خریدم آشنا بود و گفت اگه درست استفاده کنی و مواظب باش
وای بر این دنیادیشب رفتم بیمارستان هیچ دکتر که نبود ب درک پرستارم نبود همه رفته بودن سر جاده و  اینامجبور شدم خودم برا خودم نخسه تجویز کنم تو نسخه سرم  هم بوداون دو ب اصلاح پرستار بلد نبودن سرم بزننمجبور شدم خودم برا خودم سرم بزنن .دلمو خوش بود رفتم بیمارستان.
می خواستم ادامه دهم خود رااندیشه‌ای که کهنه نمی‌شد رادفترچه‌ای پر از رقم و کُد رابنیان‌گذار گریه‌ی بی‌خود را!می خواستم ولی نتوانستمترجیح دادم از همه باشم گمبا گونی پر از هوسِ گندم!گردو شوم که نشکندم با دمدر بازی اتل متلِ مردمترجیح دادم و عملش کردماز روزه های بی سحری رفتمتا گات‌های سبکِ دری رفتم!با بُتّه جقّه‌ی قجری رفتمودکای روس را تگری رفتم رفتم که جا نمانم از آدم‌هاتوی رحم، جنین مرا کشتندامّیدِ آخرین مرا کشتندبا طرحِ شَک، یقین
من که رفتم ، تو نَگیر با من تماسی    من که رفتم ، تو نگیر با من تماسیمی دونم نمی کنی ، هیچ اِلتماسیمیرم تا که کنم ، تو را فراموشکه سهم من نبوده ، اون آغوشمیرم چون بین مون نیست ، اعتمادی    منم بردم ز یاد روزهای ، شادیفقط مونده ز تو چند ، خاطراتیکه واسم بوده در آنم ، یه نکاتیز بعد تو دِگر عشق کجا بود ؟چه کس با این دل من ، هم صدا بود ؟ز بعد تو دِگر ، عاشقی چیست ؟بدیدم عاشقی که ، باز می گریست !بِبُردم آبرویت ، سرِ نوزاد    با آرامش
 دیشب خواب دیدم رفتم آمریکا بعدش یه پل بزرگ بود خیلی بزرگ بگو خوبدیشب خواب دیدم رفتم آمریکا بعدش یه پل بزرگ بود خیلی بزرگ بگو خوب رفتم زیر پل ایستادم گفتم اوه من اصلا اینجا چیکار می کنم اینها ادم فضایی هستند قیافه خودم را نگاه کردم قیافه اونها رو نگاه کردم دیدم خیلی  فرق می کنم به نظرم صبح بود از یکی پرسیدم نانوایی کجاست اون گفت وات گفتم اوه باید خارجی حرف بزنم گفتم آی وانت فود انور خیابان رو نشان داد گفت گو فهمیدم گو به زبان ما حرف بدیه ا
من نزد افرادی از منطقه‌ای ثروتمند و بی‌خانمان رفتم و گفتم که می‌خواهم به آن‌ها کمی پول بدهم. پیش چند نفر رفتم و این طوری شروع کردم من امروز حالم خیلی خوب هست.دلبر کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
در همین حد بدون که رفتم از کنارت رک بگم دست و دلم نمیره که بیام سمتت
تند رفتم یکم تو عاشقت شدن پات موند این دلم جوابشو چی بدم
میگفتم درست میشه مشکلاتم با ت.متین کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
تو راه رفتن به شرکت رفتم و برای همه ی بچه ها کافی و دونات گرفتم کنار هم بخوریم کلی حس خوبی بهم داد رفتم باشگاه و بعدشم استخر به سرم زد برم یه تغییری به مدل موهام و رنگش بدم تو یه اقدام عجیب رفتم موهامو شکلاتی کردم و لایت های یه کم روشن تر دراوردم بعدشم کراتینه کردم جوری شده که خودم عاشق موهام شدم مژه هامم لمینت کردم به خاطر ساز و بحث موسیقی کلا از بحث ناخن کاشتن و اینا به دورم ولی اونجا به زور داشتم مخمو میزدن که ناخنم بکار و به زور دررفتم و فق
یه سوال فنی جدی دارم!اقا من یه سره داشتم ریفرش میکردم صفحه رو برای اینکه یه جای خالی باز شه برای وقت درمانگاه! بعد در لحظه دیدم عوض شد! یعنی ظرفیت خالی اورد! بعد من رفتم تو شروع کردم پر کردن! پر کردم شاید توی کمتر از یک دقیقه واقعا! بعد رفتم مرحله بعد در حد ۱۰ ثانیه نگاه کردم همه چیز درست باشه! بعد زدم پرداخت! و زد پر شد!!!!! یعنی واقعا چطور میشه سریعتر از این عمل کرد؟؟؟؟ واقعا چطوری میشه اصلا این اتفاق بیفته!! من نمیفهمم!!!!!
گر من از باغ ِ تو یک میوه بچينم چه شود، پیش ِ پایی به چراغ ِ تو ببینم چه شود، یا رب! اندر کنف ِ سایه ی آن سرو ِ بلند، گر منِ سوخته یک دَم بنشینم چه شود، آخر .رهام دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
دیگه حوصله نوشتن ندارم. مخصوصا از اموزشگاه و اتفاقاتش. اخر سال چند تا برخورد ازش دیدم که بی نهایت دلخور شدم. ولی به روی خودم نیاوردم و به جاش دیگه برام بی اهمیت شد. مخصوصا وقتی جواب امتحانی رو که کلی براش زحمت کشیده بودم و خودش بهش اصرار داشت رو علی رغم پیام دادنم نگفت.سرد شدم و تا چند روز از عید گذشته دیگه حتی تمرینم نکردم. پنجشنبه گذشته جلسه اولمون بود بعد از عید. معمولی بود. زود رفتم. جلوم بلند شد. نفر اول رفتم تو. بازم حرفی از امتحان نشد.
سلام. حالم خوبه خیلی.دیشب بچه‌ها گفتن بریم پاسداران صبحونه. منم رفتم. با ماشین خودم! یه مسافت طولانی رو رانندگی کردم. تونستم :)بعد که برگشتیم خونه با مامان و بابا رفتیم بهشت زهرا سر قبر پدر دوستم هم رفتم دیدم همه راست میگن که الکی گفته مادرش مرده! شاید اگه آدما انقدر تو محبت کردنشون خسیس نبودن این بنده خدا هم برای کسب ترحم دروغ به این شاخداری نمی‌گفت.گیتار تمرین کردم یه کم و حالا میخوابم کتاب بخونم. یه عالمه کار هم داشتم که انجام ندادم. مگه
+می خوام بگم براتون ااز یه اتفاق!اینم ازون قراره که رفیقم رفته شهرستان، کسی نبود تو آزمایشگاه بعد 5 شنبه ظهر حدودای ساعت 3 من رفتم آزمایشگاه تا تست بزنم، از زیر در دیدم چراغ روشنه، پس گفتم حتما یکی دیگه توعهدر زدم برم تو، دیدم قفلهگفتم خب پس حتما رفته و میادکلید انداختم و چرخوندم، دیدم باز نمیشه :/هر چی تلاش میکردم باز نمیشد.اینم بگم که کلید پشت در باشه قفلش باز نمیشهاعصابم خورد شده بود، که یکی توعه و درو باز نمی کنهبعد در زدم و دیدم یه سایه
تهران گردی رو دوست دارم. بویژه وقتی شهر شلوغ و زنده باشه. جایی حوالی پارک ساعی کار داشتم. نیم ساعتی طول کشید. بعد رفتم میدون ونک تا مطب دکتر یک مهر و امضا بگیرم. اون هم انجام شد و فکر کردم کدوم وری برم؟! می تونستم برم سمت خیابان ونک و به یاد روزهای دانشگاه پیاده روی و البته پاساژ گردی کنم. یا اینکه گاندی، میرداماد یا خود ولیعصر و  . رو برای کمی پیاده روی انتخاب کنم. ولی ناگهان راه دیگری رفتم. رفتم سمت جهان کودک و پارک آب و آتش. توی کوچه پس کو
ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﺪﻣﺖ  ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺩﻡ ﺩﺭﻩ ﺣﯿﺎﻁ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ! ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ؟؟ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻭ !!! ﻃﺎﻗﺘﺸﻮ ﺩﺍﺭﻡ !! . . ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻦ !!! . . ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﯿﺮﻭ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻤﻢ ﺭﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﺒﺎﺩﮔﺮﻓﺘﻪ !!!! ﺩﺍﺩﺍﺵ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ !! ﺑﺎﺑﺎ ﻃﻮﺭﯾﺶ ﺷﺪﻩ ؟؟؟ ﺑﮕﻮ !!! ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻪ !!! . . . ﺭﻓﺘﻢ ﻣﯿﺒﯿ
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی