نتایج جستجو برای عبارت :

ایا اویک در سریال دخترم خاله اش را پیدا میکند

دانلود سريال ایرانی هشتگ خاله سوسکههشتگ خاله سوسکه دانلوددوستان زیادی برای دانلود سريال هشتگ خاله سوسکه تقاضای همکاری کرده بودند خیلی از آن ها پیش از این گرفتار کارهای دیگری نیز بوده اند.البته بعضی ها کمتر این مسائل را پیگیری می نمایند.بعد از آنکه عم گ با مجموعه بالش ها کولاک به پا کردحالا مابقی عزیزان دست به کار شده اند و میخواهند خودی نشان دهند.البته این نشان دادن هانباید گل به خودی باشددر هر صورت منتظر می مانیم ببینیم بازی روزگا
امروز تولد خاله منیر بود. اگر بود امروز ۷۰ ساله میشد. از صبح حالم خوش نبود. دلتنگی‌، سرما و تنهایی درد را دو چندان می‌کند. خاله هر چه بود عشق بود. این را که میگویم از سر گفتن نمیگویم، غیر از مادر پدرم و خاله منیر در زندگیم با انسانی‌ به این عمق از خوش قلبی مواجه نشده ام. خاله زیبا هم بود؛ بسیار زیبا. شنیده‌ام عمو علی‌ سنگ قبری با عکس خودش و خاله سفارش داده و بدون اطلاع به بچه‌ها نصب کرده است. عمو حال خوبی‌ ندارد، ورای باور من لاغر شده است از بس
خاله ی بهار روحیه ی بسیار لطیفی دارد و رابطه اش با بهار خیلی  هم عالی است. در یکی از همین روزهای زمستانی بهار با خاله ته تغاری اش  رفته بودند پیاده روی. هوا نسبتا خوب بود و خاله  به بهار گفته بود دستهایت را باز کن. به آسمان نگاه کن و خدا را با یک نفس عمیق وارد درونت کن و این کار را با هم به دفعات تکرار کرده بودند. خاله تعریف میکرد بعد از انجام این کار، بهار با هوایی که از دهانش به موقع سرما خارج شد گفته بود خاله! خدا اومد بیرون+ بهار خیلی دنب
روز آخر تعطیلات، روز شستشو نامگذاری شده.دو سری ماشین لباسشویی خودمون رو روشن کردم و پنج دفعه ماشین سطلی دخترم رو، الانم لباسهای دخترم رو ریختم تو لباسشویی خودمون که آبکشی و خشک کن رو انجام بده. دو سری دیگه هم لباس خودمون هست برا شستن. امسال نه سرد بود نه گرم، هی لباسها عرقی شدن. زیاد می پوشیدیم، بو گرفتن. .چندتا لباس دخترم رو تو لکه بر گذاشته بودم، رفته تو حموم شروع کرده به شستن لباسا، نیم ساعت لباس میشست! آب کشی هم کرد به قول خودش. 
دیشب حالمون اساسی گرفته شد. دخترم استفراغ کرد و مکرر این اتفاق افتاد. رفتیم دکتر و خوشبختانه آمپول ضد تهوع زد و بهتر شد. ولی کلا جز آب غذا نمی خوره. خوشبختانه تب نکرد. نمی دونم رودل کرده یا سردیش کرده یا چی ولی دلم براش می سوزه. امیدوارم زودتر خوب بشه. 
امروز دخترم اومد سر کار، مجبور شدم یه ساعت بذارمش اتاق همکارا، شایدم یک ساعت کمتر، دیگه داشتم میرفتم سراغش، که همکارم زنگ زد، بیا بیقرار شده. کلا اداره جای بچه نیست. کلافه میشن. باز خوب شد دیر اومد. .حال نوشتن ندارم. دارم میرم خونه و دخترم تو بغلم خوابه.
طرف با بسم الله کاراش رو شروع میکنه، و یا مثلا چمیدونم اگر اینو نمیگه یک جوری یاد خدا در ذهنشه. ولی این ها که برای من هی پیغام میفرستن ک دیالله درستو تموم کن، یا صبح بلند میشن که دیالله برنجتو درست دم کن! انگار تو کاراشون تنها چیزی که نیست یاد خداست. تعجب میکنید؟! دلیلش اینه: مثلا من تو خیابون راه میرم، البته با نظارتها! یکی میاد پشتم با عشقو علاقه خودشو میرسونه تا دست به من بماله! میخواین باور کنید یا نکنین. فقط مایل به نشون دادن این شعنو شع
امروز دو تا از خاله ها قصد کردند عسل و بصل را هیومن پارک ببرند با پذیرایی  عصرانه. چقدر بچه ها ذوق داشتند و بهشان هم حسابی خوش گذشته بود. این خاطرات قطعا در ذهن عسل و بصل خواهد ماند و در آینده از بی مهری های عمه و عموها خواهند گفت.
 موضوع سريال دخترمسريال قیزیم یا دخترم داستان پدر و دخترش است. داستان کف و سقف فداکاریهای یک پدر برای دخترش است. دمیر گؤک تورک که سالها پیش سئوگلی خودش را ترک کرده، متوجه حامله بودن وی نشده است. اؤیکو متولد می شود و مادرش او را به خاله اش می سپارد. اويکو مبتلا به بیماری فراموشی شده است و خاله از ترس عدم توانایی کافی در نگهداری وی، روزی او را تنها گذاشته و با نشانی پدرش روی یک کاغذ ترک می کند. از طرف دیگر دمیر گوک تورک در جریان یک بزه دستگیر شد
می خواهیم امروز به سراغ معرفی و دانلود فیلم خاله قورباغه افشین هاشمی برویم خاله قورباغه به انگلیسی به معنی Aunt Frog – khale ghorbaghe جدیدترین فیلم سینمایی عروسکی نمایش خانوادگی است که قرار است در اوایل اسفند منتشر شود.دانلود رایگان فیلم خاله قورباغه به دلیل حمایت از فیلم و سريال های شبکه نمایش خانگی امکانپذیر نیست. اگر احتمالا با سرچ کلمه دانلود فیلم خاله قورباغه به صورت کامل” وارد سایت ابزار وبلاگ کد تو شده اید در جریان باشید که شما در حال حا
سلام چند وقت پیش بود همینجا گفتم که داداشم در مورد دختر خاله میگه که برم بگیرمش امروز که آمدم مرخصی شنیدم که تمام شده عروسی کرده این هم رفت و من ماندم . نمی‌گم که دختر نیست میترسم سنم بیشتر بره بالا اصلا دیگه زن نخوام بگیرم . مجردی هم واقعا بد آدم به راه بد کشیده میشه 
از خواب پریدم،گوشیمو نگاه کردم و دیدم ساعت ۱۰:۴۸رو نشون میده.اولین کلاسم کی شروع میشد؟!۱۱!!یه چند ثانیه طول کشید تا ویندوزم بیاد بالا و متوجه بشم که راستی راستی خواب موندم.بعد یادم افتاد قرار بود مقنعه‌مو هم صبح اتو کنم!{وی در این سکانس چندبار بر سر خود کوبید}و همینطور برسر ن کارامو کردم و بدو بدو رفتم سوار تاکسی شدم.-دانشگاه؟+بیا دخترم.-سلام.+مگه دانشگاها باز شدن؟-{به ساعت ۱۱:۰۸خیره بودندی}بله.+ولی صبح هیچ خبری نبودا!-استادای ما که میان!!+بی
در تبعیدگاه ساعت هشت صبح از خواب برخاستم و خواستم درس بخوانم که دایی گرامی و دو عدد پسر خاله و یک عدد شوهر خاله مانند عزارئیل بر سرم نازل شدند گفتند پاشو بریم درخت کاری.پاشدیم شلوار کردی را پوشیده کاپشن را بر سر شانه انداخته و پا  در یک جفت کفش کارگری سرقتی از آن یکی دایی مان کردیم و بیل را بر سر شانه انداخته و راهی مزرعه شدیم.در آن جا بعد از کندن ۲۶۱ چاله و کاشتن ۲۵۱ درخت و پر کردن همان چاله ها ساعت پنج عصر بعد از افزایش سیصد درصدی قطر بنداره
دیگه نشد برم منزل دخترم. یعنی  همسر هم مخالفت کرد و گفت دیگه نمی خواد بری دیدنش. اگه قرار به ارتباط باشه،دیگه نوبت اونه.اخرین باری که دخترمو دیدم، بهش گفتم من دارم میرم. اگه کاری داشتی، بهم زنگ بزن بیام کمکت. گفت باشه.و دیگه زنگ نزد. روز مادر منتظر بودم زنگ بزنه یا پیامک تبریک بفرسته. ولی خبری نشد. حس مادرای مزاحم رو پيدا کردم که انگار تازه کار درستی کرده که دیگه نرفته خونه ی دخترش.دلم خیلی خیلی براش تنگ شده. برای بچه ش هم. ولی چه سری بود این وس
مامان یه خاله داره به نام خاله رباب». خیلی خاله مهربون و دوست‌داشتنی و قشنگیه. خیلی هم به من محبت داره. یکی از سال‌هایی که ماه رمضون، مشهد بودم، خاله رباب دعوتم کرد که افطار برم پیششون. کلا سه نفر بودیم. من و خاله رباب و مهدی‌آقا، شوهرخاله. خاله سفره رو یه ذره بزرگ انداخته بود. مهدی‌آقا بالا نشسته بود و با یه فاصله‌ای خاله نشسته بود و منم سمت چپ خاله. افطاری رو شروع کرده بودیم که مهدی‌آقا گفت چقد سفره رو بزرگ انداختی رباب. خاله‌رباب درحالی
فقط این روزا دارم برای خودم همه چیز رو حلاجی میکنم که چی درسته چی غلط !! یه عده از آدما تو زندگی ما اشتباهاواقعا اینو پی میبریم ولی دست نمیکشیم حتی برای اندک چیزی یه عده ام که باید باشند میزنیم نابودشون میکنیم با کارامون (البته هیچ وقت پیش نیومده کسی که باید میبوده رو نابود کنم ) خلاصه میخوام بگم مواظب باشید الکی الکی پسر خاله یا دختر  خاله نشید که پشتش باید تاوان سنگینی بدی !!
Sirwe kavianروزی شیوانا در حیاط مدرسه مشغول رسیدگی به باغچه بود که  زنی مسن برای دیدنش آمد ،زن وقتی شیوانا را دید گفت :مدتی است دخترم ازدواج کرده و هر بار که به خانه آنها می روم می بینم که شوهرش حرفهایی در قالب شوخی و مزاح به دخترم می گوید ،من این حرفها را توهین تلقی میکنم و به دخترم گوشزد میکنم که نگذار شوهرت با تو چنین شوخی هایی بکند ،بیا به خانه پدرت برگرد و او را رها کن ،اما گوش دخترم به این حرفها بدهکار نیست و میگوید شوهرم را بسیار دوست دارم ،
کوره‌های آجرپزی در ایران قدمتی کهن دارد بیشترین کوره‌های آجر دستی در دویست سال گذشته همواره در اطراف تهران بوده‌ است و ایتدا در میدان شوش، سپس جاده ری، هاشم‌آباد و شاتره بود اخیرا جشن عیدانه کودکان کوره‌های آجرپزی در تهران برگزار شد که در این مراسم مجریان و چهره‌های برنامه‌های کودک حضور داشتند این مراسم در مناطق محروم برگزار شد در این جشن همچنین خاله نرگس نیز حضور داشت و هدايا و مایحتاج به خانواده‌ها و کودکان نیازمند نیز اهدا شد . [
با a تو خونه ی بابام بودیم (انگاری خونه‌ی ما بود)، خواهرمم بود. شب خیلی بد خوابیدم و همش حس میکردم کسی داره وارد خونه میشه. نزدیک صبح ترسیده بودم، a رو بیدار کردم و گفتم کسی داره با قفل در و می‌ره. ولی کسی نبود.a  که رفت، از چشمی در نیگا کردم، یه خانوم با چادر مشکی پشت در بود. جیغ زدم که a بیاااا  درو که باز کرد، خاله‌م پشت در بود (خاله‌م و مامانم خیلی شبیه هم بودن)اومد تو و هیچی نپرسید، فقط اومده بود.همینکه اومد تو خونه خیال من راحت شد
وقت بیرون اومدن از خونه شون بغض کردو هلم داد سمت مبل ها، گفت خاله تو بشین، بغلش کردم و گفتم دو ماه دیگه می بینمتوقت پیاده شدن از ماشین، بغض کردو دستمو گرفت و گفت خاله تو نرو، بغلش کردمو گفتم دو ماه دیگه می بینمتوقت خداحافظی توی ایستگاه، زد زیر گریه و گفت خاله  تنهام نذار، بغلش کردم، اشکاشو پاک کردم، و گفتم  دو ماه دیگه میبینمتتوی قطار زل زده بودم به دل دل زدن لامپ بالای سرم و فک میکردم به کودکی خودم، به روزایی که مادربزرگ و پدربزرگ می آمد
خب من هیچ وقت خواهر نداشتم که بخوام خواهرزاده داشته باشم اما نمیشه به راحتی از یه عدد دو ساله شیرین که الان دیگه شده دو سال و نیمه شیرین گذشت. وقتی انقدر بهش حس خواهرزاده ای دارم و اون هم به من حس خاله ای. پس براش می خوام یه تگ خلق کنم تحت عنوان شازده کوچولو و خطاب به خودش  ادا و اطوارای بامزشو ثبت کنم. با مامانت دعوات شده بود و  تو گریه و با بغض به مامانت میگی من نه اصلا دیگه گذا (غذا) می خورم، نه میرم خونه مامان جون (مادربزرگش)، نه میرم خون
دیشب خیلی دیر و خیلی سخت و بد خوابیدم. صبح دلم میخواست نیام. همسر هی گفت برو.الان دارم برمیگردم. رئیسم خیلی استقبال کرد از برگشتنم. بااینکه اوضاع مالی خیلی بده و گفت مجبورم بازم نیرو کم کنم. ولی به من گفت اینجا خونه شماست.گفتم بحث مالی اصلا برام مطرح نیست و انتظاری ندارم. فقط میخوام اینجا باشم. قرار شد شنبه جلسه ای باشه برای پروژه ای. همسر هم گزارش میداد از خونه.دخترم بلافاصله بعد رفتنم بیدار شده. الان تونسته بخوابوندش. اول گفت بعدازظهر بیا.
کانون زبان ایران آزمون فاینال زمستانش را اینترنتی برگزار کرده است. امیرعباس، سطح race3 هست و دیروز زمان آزمونش بود. نگران بودم مبادا سوالی را متوجه نشود و یا معنای کلمه ای را نداند و از پسش بر نیاید و زحماتش به هدر برود. از این رو به خانه ی خاله رفتیم تا در حضور خاله اش که مدرس زبان است آزمون دهد. سفارش هم کردم که خاله فقط حاضر و ناظر باشد تا قوت قلبی برای امیرعباس باشد. انصافا هم در دو سه مورد راهنمایی کرد و نمره اش ۸۰ از ۱۰۰ شد که ۲۰ درصد نمره ی اص
کانون زبان ایران آزمون فاینال زمستانش را اینترنتی برگزار کرده است. امیرعباس، سطح race3 هست و دیروز زمان آزمونش بود. نگران بودم مبادا سوالی را متوجه نشود و یا معنای کلمه ای را نداند و از پسش بر نیاید و زحماتش به هدر برود. از این رو به خانه ی خاله رفتیم تا در حضور خاله اش که مدرس زبان است آزمون دهد. سفارش هم کردم که خاله فقط حاضر و ناظر باشد تا قوت قلبی برای امیرعباس باشد. انصافا هم در دو سه مورد راهنمایی کرد و نمره اش ۸۰ از ۱۰۰ شد که ۲۰ درصد نمره ی اص
سلامدر حال نوشتن مطلب قبلی بودم که دخترم صدا زد و نقشه ای از جهان را که خریده و در اتاقش نصب کرده را نشانم داد.از دو جهت خیلی خوشحال شدم1- کلی نگری دارد که در میان خانم ها کم پيدا می شود.2- این اخلاقش به خودم رفته و صد البته بزرگ شدنش را هم نشان می دهد.
همسر دیروز همچنان حالش بسیار خوب بود. اگه می دونستم خرید یه دریل اینقدر شادش می کنه زودتر می خریدم.کلی مدل های مختلف کتابخونه ها رو بهش نشون دادم تا برامون بسازه. می خوام بهش انگیزه بدم که نجاری رو شروع کنه. چون هم بهش نشاط میده هم از فکر و خیال دورش می کنه. حس بهتری بهش میده. در ضمن کلی خونه مون رو قابل استفاده تر می کنه. .دیشب حرف تخته های چوبی بود که باید بخریم برا کار با چوب برای همسر، یهو دخترم پرید وسط گفت: تخت من رو جمع نکنید. دوستش دارم.
دانلود قسمت هفتم سريال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت عالیدانلود رایگان سريال ایرانی هشتگ خاله سوسکه قسمت 7قسمت 7 هشتگ خاله سوسکهدانلود سريال هشتگ خاله سوسکهمشخصات سريالمنتشر کننده : یوز دی النام سريال : هشتگ خاله سوسکهگروه فیلم :  کودک و نوجوانشبکه پخش کننده : نمایش خانگیمحصول سال : 1397محصول کشور : ایرانتعداد قسمت ها : __نویسندگان :___کارگردان :  محمد مسلمیبازیگران : بهاره کیان افشار، امیر حسین رستمی، ارژنگ امیر فضلی
بالاخره دخترم دیروز ظهر زایمان کرد. بالاخره درخت زندگی بیست  ساله ام،ثمر داد. به بار نشست و من نوه دار شدم.یه پسر تپل خوش اخلاق و سالم تحویل مون داد. خیالم راحت شده بود. چون مطمئن بودم هر اتفاقی برای بچه می افتاد، اونها بی درنگ من و پدرش رو متهم می کردند.الان بیمارستانم. عجیبه که وقتی من و دخترم تنهاییم، رفتارش عین همون  دوران مجردی ش صمیمیت همراه با احترام و محبت هست، ولی وقتی شوهر یا مادرشوهرش کنارش هستند، گارد بدی جلوی من داره. درک ش نمی
می خواهیم امروز به سراغ معرفی و دانلود فیلم خاله قورباغه افشین هاشمی برویم خاله قورباغه به انگلیسی به معنی Aunt Frog – khale ghorbaghe جدیدترین فیلم سینمایی عروسکی نمایش خانوادگی است که قرار است در اوایل اسفند منتشر شود.دانلود رایگان فیلم خاله قورباغه به دلیل حمایت از فیلم و سريال های شبکه نمایش خانگی امکانپذیر نیست. اگر احتمالا با سرچ کلمه دانلود فیلم خاله قورباغه به صورت کامل” وارد سایت ابزار وبلاگ کد تو شده اید در جریان باشید که شما در حال
می خواهیم امروز به سراغ معرفی و دانلود فیلم خاله قورباغه افشین هاشمی برویم خاله قورباغه به انگلیسی به معنی Aunt Frog – khale ghorbaghe جدیدترین فیلم سینمایی عروسکی نمایش خانوادگی است که قرار است در اوایل اسفند منتشر شود.دانلود رایگان فیلم خاله قورباغه به دلیل حمایت از فیلم و سريال های شبکه نمایش خانگی امکانپذیر نیست. اگر احتمالا با سرچ کلمه دانلود فیلم خاله قورباغه به صورت کامل” وارد سایت ابزار وبلاگ کد تو شده اید در جریان باشید که شما در حال
دانلود قسمت هفتم سريال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت عالیدانلود رایگان سريال ایرانی هشتگ خاله سوسکه قسمت 7قسمت 7 هشتگ خاله سوسکهدانلود سريال هشتگ خاله سوسکهمشخصات سريالمنتشر کننده : یوز دی النام سريال : هشتگ خاله سوسکهگروه فیلم :  کودک و نوجوانشبکه پخش کننده : نمایش خانگیمحصول سال : 1397محصول کشور : ایرانتعداد قسمت ها : __نویسندگان :___کارگردان :  محمد مسلمیبازیگران : بهاره کیان افشار، امیر حسین رستمی، ارژنگ امیر فضلی
خلاصه داستان سريال فضیلتداستان این سريال از این قرار است که زنی به نام فضیلت تمام عمرش را در آرزوی ثروتمند شدن می گذراند. فضیلت دوست دارد که از همه چیز بی نیاز باشد ولی تا به اکنون نتوانسته به آرزوی بزرگش دست پيدا کند.فضیلت خانم برای اینکه به آرزویی که سالها در دل دارد برسد، دخترانش را وسیله ای برای رسیدن به خواسته هایش می کند و تلاش می کند که به واسطه دخترانش بتواند به پول دست یابد. فضیلت خانم خشم و نفرتی در دلش شعله ور شده است و می خواهد تلاف
دانلود قسمت پنجم سريال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت عالیدانلود رایگان سريال ایرانی هشتگ خاله سوسکه قسمت 5لینک دانلود قرار گرفتدانلود سريال هشتگ خاله سوسکهمشخصات سريالمنتشر کننده : یوز دی النام سريال : هشتگ خاله سوسکهگروه فیلم :  کودک و نوجوانشبکه پخش کننده : نمایش خانگیمحصول سال : 1397محصول کشور : ایرانتعداد قسمت ها : __نویسندگان :___کارگردان :  محمد مسلمیبازیگران : بهاره کیان افشار، امیر حسین رستمی، ارژنگ امیر فضلی
توی فامیل ما مرسوم بود که جهیزیه رو یک هفته قبل از عروسی بچینند و داماد هم ناهار بده و قوم عروس  برن بچینند و قوم داماد هم برن ببینند.کم کم جهیزیه چینی جمع شد. ناهار جهیزیه تموم شد. دیگه خود عروس و داماد جهیزیه رو می خرند و خودشون می چینند. حالا اگه جاهای دیگه هنوز مرسوم هست، رو نمی دونم.‌ فعلا که چنین رسمی توی فامیل خودم و هم فامیل همسرم کاملا برچیده شد.مراسم  ظهر پاتختی و خوندن و دیدن کادوهای عروسی هم جمع شد.اما همچنان رسم سیسمونی چینی بو
پنجشنبه م و دخترم راه افتادیم سمت خونه. ما سر خیابون خودمون پیاده شدیم و خواهرم رفت مترو که بره خونه اش. دخترم گریه کرد و برا اینکه بی خیال گریه بشه بردمش میدون تره بار. هنوز بسته بود ولی دیدم چند نفری آدم وایساده. کم کم همین طور که ما دنبال گربه ها بودیم و بازی می کردیم فهمیدم که ملت منتظر مرغ گرم هستن. انگار قسمت ما بود. قصد خرید نداشتم. حوصله ی صف هم. دیدم هم قیمتش مناسبه هم چند نفر بیشتر نیستن. مرغ گرفتم. با سس خردل و سس تند و انواع ادوی
دانلود قسمت چهارم سريال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت عالیدانلود رایگان سريال ایرانی هشتگ خاله سوسکه قسمت 4لینک دانلود قرار گرفتدانلود سريال هشتگ خاله سوسکهمشخصات سريالمنتشر کننده : یوز دی النام سريال : هشتگ خاله سوسکهگروه فیلم :  کودک و نوجوانشبکه پخش کننده : نمایش خانگیمحصول سال : 1397محصول کشور : ایرانتعداد قسمت ها : __نویسندگان :___کارگردان :  محمد مسلمیبازیگران : بهاره کیان افشار، امیر حسین رستمی، ارژنگ امیر فضل
یه کتابخونه مانندی همسر برا ته اتاق دخترم( اتاقش 1*2 متره) درست کرده بود که فعلا وسایلش رو از وسط پذیرایی جمع کنیم بذاریم اونجا خونه بهم ریخته نباشه. از همون روز تصمیم گرفتم چندتا سبد بگیرم روش پارچه بکشم و وسایلش رو بریزم تو اون سبدا که خوشگل بشه. دیشب یه سبد از تره بار گرفتم و نشستم به روکش کردن. خوشم اومد. شش تا سبد درست کنم تکمیل میشه. فعلا پارچه رو به اندازه ی سبد بریدم و کوک زدم. می خوام همه رو که بریدم و کوک زدم بعد چرخ خیاطی رو بیارم وسط و
همیشه دلم میخواست یه خانواده ی پرجمعیتی داشتم  5 و6 تا خاله و چندتا ابجی  بزرگتر از خودم تصور اینکه وقتی همه یه جا  جمع میشدیم خیلی خوب بودولی حیف نه خاله دارم نه ابجی  داداشم و خانوداش ایران نیستن من خیلی دوستشون دارم من همیشه تنها بودم خب هم خوبه هم بد دوستامم که اصلا  نباشن بهترهپ ن : کم مونده رویاهام به واقعیت بپیوندند
دیروز به خونه تی گذشت.مدتی بود کمد دیواری بدجوری بهم ریخته بود. در ضمن خیلی جاهاش جا داشت ولی خیلی پر به نظر میومد!خلاصه اول بعد از صبحانه کمد رو ریختم بیرون و مرتب کردم. لحافم رو از زیر درآوردم که بعضی شبها با لحاف خوشگلمون بخوابیم و حس خوب بگیریم. همینطور روتختی قلاب بافی ام رو هم گذاشتم دم دست گاهی بندازم رو تخت.مرحله ی سخت اتاق دخترم بود. چون شش تا طبقه به دیوار همون فسقل اتاق زدیم و کلش پر از کتابه! کتابخونه مون از اول اونجا بوده. بسیار ب
وقتی از سنی میگذری که تو مهمونی ها بری تو اتاق و با هم سن هات بازی کنی و هنوز به سنی نرسیدی که بشینی با زن های متاهل درباره شوهرت و مادرشوهرت و مهمونی فامیل شوهرت و غذا هایی که براشون پختی و حرفایی که زدن و . صحبت کنیمیشی اون دختری که تو مهمونی ها همیشه گوشی دستشه و یهو یکی بلند میگه الهه سرتو از تو گوشیت دربیار یا یه همچین چیزی و اعصابتو بیشتر خورد میکنه.یه نگاه به جمع میکنم. خاله ی ۶۰ سالم کنارمه که تو عمرم باش مکالمه ای غیر از سلام خوبید خد
همسر به خانم جانش زنگ می زنه و من تعجب می کنم!!! معمولا این کار رو نمیکنه. میگه داروهای این دفعه به خانم جان نساخته و ناخوش احواله. از لحن همسر فکر می کنم قضیه در حد نساختنِ دارو هست و حل میشه. مادرشوهر جز روی ساعتی که خودش مقرر کرده  با ما تماسی نداره مگر ضرورت ایجاب کنه. آخر شب فهمیدم که امروز بین روز زنگ زده. به همسر گفته حال خانم جان خوب نیست یک تماس بگیر باهاشون. تازه حس کردم قضیه جدی تر از این حرفاست. ترسیدم.  بپرت شدم تو روزایی که دوتا
کدام صواب کدام گناه کدام عطوفت کدام عدل. عدل تو چه شکلیه؟ چرا انقد صبرت زیاده چرا انقد سکوت میکنی  نگاه میکنی از از شهوت متنفرم از شهوت پرستی که تمام من و شخصیتم و به خاطر شهوت نابود کرد . شهوت پرست.لغت قشنگیه.کسی که از عشق و هم اغوشی نمیدونست ترس و تنهایی من و ندید فقط به فکر ی شهوت خودش بود شهوتی که از لکاته ای تحریک میشد. اره لکاته باید از این شهر تاول زده دور شد تا چرک و تاول به عمق قلبت نفوذ نکرده. اما کجا؟! فر
سلامسفر خوب بود. خوش گذشت. دخترم همون روز برای اولین بار دست زد. همه کلی تحویلش گرفتن. موقع برگشت رفتیم سوغاتی بخریم خواهرم به مادرم گیر داد چرا میخوای برای پسرخاله هم بگیری. کلا به همه چی کار داره و باهمه بد حرف میزنه و براش مهم نیست. ۱۱ شب رسیدیم. دخترمم اونجا فقط ظهر یکم خوابید.از هیجان خوابش نمی برد. شیر هم نمیخورد حتی. تو ماشین دیگه خوابید. من م اینا برگشتم که ماشینشون بزرگتر بود.صبح دخترم زود پاشد. صبحونه ش رو دادم و گذاشتم پیش ما
دوباره دیشب دخترم حالش بهم خورد. خواب درستی نکردم خیلی خسته ام. خودمم از شدن خستگی در آستانه ی سرماخوردگی هستم. دیشب آبریزش داشتم. و بی حال بودم. الانم سرفه می کنم. مریضی بچه خیلی ناجوره. ظاهرا یه ویروسه که استفراغ و دل درد داره. خدا کنه زودتر تموم بشه.
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

خرید و فروش و ارائه انواع یو پی اس apc انار خانم خرده اندیشه فایل شاپ بهشت بقیع URDP.IR فرهنگ آهنگ جدید عاطفه دانلود آهنگ جدید از آهنگ ایرونی زبان انگلیسی - دکتر نیرومی زاده